یادداشتی برتوسعه فرهنگی هنری

یادداشتی برتوسعه فرهنگی هنری

ریشه توسعه در عربی “وسع”بوده و به معنی وسعت دادن، افزایش، ترقی ، پیشرفت، زیاده گردی ، بسط و فراخی و گسترش می باشد.اینها همگی معانی ظاهری این واژه مهم است اما در اصل توسعه به معنی گشایش دادن و گره گشایی است.


حتی گشایش گوشه ای در دستگاه ماهور است و این ارزش واهمیت این مهم را دراذهان گذشتگان نیز می رساند.در زبان فاخرترکی نیزمعنی ظاهری اش”گئنیش لن مخ”میباشدمعنی کیفی وکاربردی آن در اصل “راحات لیغ وآرامیش ده یاشاماق است. به صورت کلی می توان گفت:توسعه مجموعه فعالیت هایی است که به صورت فنی وتخصصی در موضوعات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و انسانی به صورت کیفی بکارگرفته می شود و همچنین به عبارتی مجموعه حرکتهای اجتماعی است که منجر به رفاه اجتماعی و باعث انبساط خاطر جامعه و مردم گردد.
توسعه در وهله اول باید در کاسه سر انسان شکل بگیرد ، انسان‌های دگم هیچ وقت به توسعه نمی‌رسند چون حسادت ،دورویی و بی انصافی باذهنیت فرهنگی توسعه یافته درتضاداست! ‌برای مثال ؛کسی که درجامعه فقط وفقط به فرد خودش هست ودیگران برایش هیچ اهمیتی ندارند هیچ زمانی ذهنیت توسعه را پیدا نمیکند!طعم خوش توسعه رانمی چشیم اگر از پیشرفت دیگران خوشحال نشویم وبه رفاه نمیرسیم اگر از رفاه مردم خرسندوشاد نشویم.امابزعم بنده مقدمه رسیدن به توسعه فرهنگی عبورازموانع مهم اقتصادی است،


درجامعه پریشان اقتصادی که هیچ گونه ثباتی درآن نیست واقتصادروبه متلاشی شدن می رود،نباید هیچ انتظاری ازتوسعه یاحرکت فرهنگی داشت. در مصیبت نامه عطار نیشابوری چنین آمده است؛ در قحطی نیشابور به هر جا رفتم وازهرخیابان گذرکردم، نه از گلدسته ها صدای اذان می آمد نه در مسجدی باز بود، آن جادانستم که اسم اعظم خداوند نان است! احمدشاملو هم به زیبایی هرچه تمام گفته که؛ که با نام تو قصه ها خواهم ساخت غم نان اگر بگذارد.پس نتیجه می گیریم دراقتصادمشوش توسعه اصلا محلی ازاعراب نداردتااینکه انتظار توسعه هم داشته باشیم. اگر بخواهیم یک مثال قابل لمس بزنیم ؛دو راننده تاکسی در یک مسیر مشترک شهرمان منتظر سوار کردن مسافر هستند گاهی می‌بینیم که آن تاکسی که نوبتش هنوز نرسیده بایک اتفاق ازپیش تعیین نشده مسافرش تکمیل میشود،زمان حرکت راننده‌ای که نوبتش قبل او بود بدون تامل وگذشت بدوبیراه بارش می کندوباناراحتی شدیداعتراض خودرابیان می کند،پس تا این ذهنیت ها را در جامعه داریم اصلا توسعه اتفاق نخواهد افتاد! توسعه قابلیت رشددراذهان سالم راداراست وتاجامعه عوام ازمطالعه فاصله داشته باشند توسعه نیز چون سوت قطاراردبیل ناشنیدنی خواهدبود!در حوزه توسعه فرهنگی بایدازافرادفرهنگی که ذهنیت فرهنگی دارندبهره برد وکار رابه سیاست مدارهاسپردنه سیاست بازها که اصلا ذهنیت فرهنگی ندارند! راهکار:برای قدم گذاشتن در راه توسعه باید به نخبگان فرهنگی اعتمادداشت وبا بانظارت آنها معضلات جامعه آسیب شناسی شود تا راهکاری علمی ارایه شود. گاهی نگاه یک‌سویه ومحدودیک مسئول جامعه را به تباهی میکشد،پدریک کشور را نگاه های یک سویه درمی آورد ،تندروی های بدون مشورت که گاهی سالها طول می کشدتا تبعات یک فکرغلط ازجوامع برچیده شود ووقتی هم تمام میشود بعد ازخسارت جبران ناپذیر، عامل انحطاط ونابودی استعدادهای شگرف وحتی تمدن هایی هست که براحتی بخاطر یک ذهن اشتباه نوابغ جوامع را بکام مرگ ونابودی میکشاند.

شیوه‌های بهبود را فقط متخصصین می‌دانند، افراد غیرمتخصص جامعه را به تباهی می کشند.پس برای توسعه باید ذهن فرهنگی داشت وپس ازبرطرف کردن مشکلات اقتصادی درحول یک محورهمت وگذشت وهمدلی بدور از تعصبات فردی قبیله ای وحتی عقیده ای، سرود وفاق سرداد ودرراه توسعه همه جانبه وطن با سپردن کارها به افراد کاردان ومتخصص طعم شیرین وماندگار توسعه راچشید.

بهزادجماعتی ثمرین

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *