قهرمان کشتی جهان کارگری می‌کند

قهرمان کشتی جهان  کارگری می‌کند

به گزارش روزنامه برای اردبیل، این روزها در فضای مجازی عکس قهرمانی دست به دست می‌شود که گویا برای تامین مایحتاج خانواده و گذران زندگی مجبور است در ساختمان‌های شهر کارگری کند. موضوع را که بیشتر پیگیری کردیم به واقعیت‌هایی رسیدیم.
حسین نوری، ورزشکار اردبیلی که چندین دوره در پارالمپیک مدال قهرمانی بر گردنش آویزان شده اما چند وقتی‌است که گویا سخت‌ترین روزهای زندگی‌اش را سپری میکند. به خاطر اینکه این قهرمان‌مان ناشنوا است از طریق فضای مجازی با او ارتباط برقرار میکنیم.
خودش را معرفی میکند:«حسین نوری متولد ۱۳۶۹ شهر اردبیل هستم.»
وی از علاقه‌اش به ورزش می‌گوید که از ۹ سالگی تمام وقت خود را صرف ورزش کرده است با توجه به اینکه لیسانس تربیت بدنی هستم اما بیکارم از موانع ورزشی که سوال میکنم بحث مالی را پیش میکشد.
نوری مینویسد:« در حال حاضر عضو تیم ملی ناشنوایان جمهوری اسلامی ایران هستم اما در اردبیل از من حمایتی نشده است.»


قهرمان کشتی جهان اذعان می‌کند: «کمبود مالی مانع اصلی ورزش قهرمانی من شده، در سال ۲۰۱۲ در مسابقات جهانی بلغارستان مقام سوم را کسب کردم، در سال ۲۰۱۳ در پارالمپیک بلغارستان قهرمان جهان شدم.»
وی ادامه می‌دهد: «در مسابقات سال ۲۰۱۶ ایران نائب قهرمان جهان شدم، در سال ۲۰۱۷ ترکیه قهرمان جهان شدم و در مسابقات جهانی ۲۰۱۸ روسیه قهرمان جهان شدم اما چه فایده هر بار پرچم کشورم را در میادین جهانی به اهتزاز در آوردم مسئولین وعده‌های متعددی برایم دادند»
اما دیگر نمینویسد، معلوم است که ناراحت است از وعدهای متعددی که رنگ عمل بر خود ندیده‌اند از دستان زخمی و خونی‌اش عکسی ارسال میکند و مینویسد:«امروز در حال تخریب یک دیوار ساختمان، نصفی از دیوار بر روی بدنم ریخت و کم مانده بود زیر دیوار بمانم.»
نوری میگوید: « زمانی نه در شهر بلکه در جهان به عنوان قهرمان شناخته شده بودم اما پول است که روزگار آدم‌ها را مشخص میکند.»
وی تصریح می‌کند: «قهرمان پارالمپیک ۲۰۱۷ شدم استاندار وقت اردبیل برایم ۵۰۰ هزار تومان پول داد و گفت حمایتمان از شما در این حد است»
این نوع حمایت را فقط در اردبیل میتوانید ببینید. اما آنهایی که نائب قهرمان شدند بروید و بپرسید که مقامات و مسئولان شهرشان چطور از آنها‌ حمایت کردند و بیشتر خواسته‌شان را فراهم کردند.


من در اردبیل خواسته‌ای ندارم جز کار


وی ادامه میدهد: «ورزش و جوانان و بهزیستی تا به امروز برای اشتغال من یک قدمی هم برنداشته است آنوقت من باید دلم را برای چه چیزهایی خوش کنم و در مسابقات مقابل حریف‌های قدر بجنگم؟»
به من گفتند به خاطر این افتخار آفرینی‌هایت، استخدامت میکنیم اما هنوز پس از گذشت سالها باز هم منتظر عملیاتی شدن این وعده‌ها هستم.
پرسیدم از اینکه کارگری در ورزش حرفه‌ایتان اختلالی ایجاد نمیکند و آیا سرمربی تیم ملی از این وضعیت شما خبر دارد؟
مینویسد:«کسی که برای قهرمانی تلاش میکند باید تغذیه مناسبی داشته باشد، تغذیه مناسب در گرو درآمد مناسب است، کارگری میکنم تا برای خود و خانواده‌ام نان حلالی کسب کنم و در این شرایط قید قهرمانی را باید بزنم و قطعا سرمربی تیم ملی از این اتفاقات خبری ندارد.»
مینویسد اگر سوالی نداشته باشید باید بخوابم تا صبح علی‌الطلوع برای کارگری بروم.
سوال آخرم را میپرسم فکر میکردی پس از قهرمانی جهان روزی چنین رفتارهایی را از طرف مسئولین در اردبیل شاهد باشی؟
مینویسد: «به هيچ عنوان…من هميشه قهرمانی در فكرم بود و شبانه روز تلاش میکردم تا به هدفم برسم .با خود میگفتم اگر قهرمان جهان شوم کمبودی در زندگی نخواهم داشت .در انتظار روزهای خوش بودم. به همین خاطر پس از کشتی دنبال هیچ شغل تخصصی نرفتم . کشتی تمام زندگی من شده بود . شب را با کشتی تمام میکردم و صبح را با آن آغاز میکردم .فقط میتوانم بگویم امروز هيچ اميدى به آينده و زندگى ام ندارم!»

گزارش:سینا بندعلیزاده

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *