عداوت شخصی نوبخت!! با چند بازنشسته بدبخت!!

عداوت شخصی نوبخت!!  با چند بازنشسته بدبخت!!

زمانی که من مشغول نوشتن این چند خط آخرین سطرهای باقی مانده آخرین ورقهای باقیمانده از دفتر خاطرات سی ساله ام هستم خوب می دانستم که من سرهنگ نبودم سرباز هم نبودم بازاری هم نبودم اقتصاد دان هم نبودم یک کارمند اداری مثل دارایی گاز و غیره هم نبودم حتی حقوقدان هم نبودم من فقط یک معلم ساده بودم که از بخت بدم در مهرماه ۹۸ بازنشسته شدم همانطور که من منتظره بازنشستگی و دریافت پاداش شش ساله خود بودم . آقای نوبخت هم با همکاری و همفکری دوستان در هیئت دولت منتظربازنشستگی من بودند تا پاداش سی ساله من را با همکاری دوستانی چون ریاست محترم بانک مرکزی و وزیر اقتصاد سایر اقتصاد‌دان ها و حقوقدان ها تبدیل به کود نمایند
به یکباره این عزیزان که از سال ۹۲ مشغول ایجاد رتبه بندی برای فرهنگیان بودند به شاباش ریزون روی آوردند و کلیه مطالبات رتبه‌بندی و مناطق محروم و… را فقط برای شاغلین ۹۸ به بعد اجرا کردید ولی شاید این راز برای همیشه برای بشریت به صورت یک معمای ابدی باقی بماند که در زمانی که قیمت نفت ۱۵۰ دلار بود کشور سر شار از میلیونها دلار ذخایر ارزی این عمل رتبه بندی انجام نشده و در زمانی این عمل انجام می‌شود که درآمدهای نفتی و ارزی در حداقل زمان ممکن خود است
از سوی دیگر قرار بر این بود که همسان سازی حقوق بازنشستگان انجام شود که آن هم چنان طراحی شده بود که نه تنها ریالی حقوق این حقیر و دوستانی با شرایط افزوده نشود بلکه نسبت به زمان اشتغال یک ملیون هم کاسته بسه و صرفاً همکارانی که قبلاً حقوقی پایین تر از ما داشتند باما همسان شو ند
یا اندکی بیشتر شود البته در توزینر خوشبختی بین ما این همکاران از ما خوشبخت تر بودند چرا که زمانی که آنها پاداش سی ساله خود را گرفتند حداقل سه تا خودرو ال ۹۰ می‌توانستند بخرند اما اکنون که من مشمول پاداش پایان خدمت شدم که مبلغ آن ۱۰۰ میلیون در نظر گرفته شده است نمی دانم چه چیزهای مناسبی می توان پاداش سی سال خود بگیرم که در دوران بازنشستگی زخمی از زخمهای زندگی را دوا کند یا حداقل باند پیچی یا پانسمانش کند
اما نکته جالب مرا به این فکر انداخته شاید نوبخت عزیزم با ما خصومت شخصی داشته این بود که بعد از گذشت یکسال هنوز پاداش ما پرداخت نشده و به قول خود عزیزان بودجه آن را ندارند در حالی که بودجه کافی برای انجام رتبه بندی را دارند و همچنین نکته جالب تر این که بعد از بازنشستگی به دریافتی حقیر یک میلیون هم کمتر شد . البته قبلا عرض کردم ‌ مجبور به تدریس به صورت حق التدریسی بعد از بازنشستگی شدم که هنوز هم حق الرحمن نوبت دوم ما واریز نشده از همه مسائل گفته شده بگذاریم آقای نوبخت عزیز آیا به نظر شما بهتر نیست این خصومت
شخصی را مردانه بین خودمون حل کنیم و دیگر خانواده از آن آسیبی نبیند و اگر این خصومت شخصی نیست جان مادرتان بگویید پس چیست؟ لطفاً مرا راهنمایی کرده و خانواده‌ای را از نگرانی برهانید.

طنز:مهران عبدالهی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *