ظهـور بدعـت‌ها در آئین عزاداری

ظهـور بدعـت‌ها در آئین عزاداری

به تعبیر کارشناسان حوزه و دانشگاه، آسیب‌ها و برخی انحرافات در عزای ماه محرم شهر اردبیل موجب از هم گسیختگی نسل جوان با آموزه‌های اصیل شده و این آفت رو به تزاید است.

عزاداری‌های ماه محرم سابقه تاریخی طولانی دارد. می توان گفت بعد از استقرار حکومت صفویه و ارادات شاهان صفوی به اهل بیت (ع) حال و هوای جدیدی در عزاداری‌ها شکل گرفت. ساخت مساجد و حسینیه‌ها و رونق بخشیدن به مراسم عزداری طیقرون اخیر رد اردبیل با شیب تندی رو به رشد بوده است .
تا جایی که محلات شش گانه شهر اردبیل در دهه اول ماه محرم آداب و رسوم تعریف شده ای دارند که همه ساله تکرار می‌شود.
اما امروز ظهور برخی انحرافات ملموس شده و آیین‌های کهن و رسوم اصیل را با چالش مواجهه کرده است. از دعواهای زرگری بین دسته های عزداری تا خودنمایی برخی انحرافات موجب شده تا اصالت آموزه‌ها تحت الشعاع قرار گیرد.
به منظور واکاوی این آسیب روزنامه برای اردبیل در میزگردی تحت عنوان بررسی آسیب های عزاداری اردبیل، مهمان سه کارشناس بود تا نظرات طیف های مختلف فکری طرح و تضارب آرا احصا شود.
در این میزگرد، سجاد عطار نیاری کارشناس و پژوهشگر ادیان و معارف اسلامی، مسعود یحیوی شاعر و تعزیه گردان عاشورایی و حسین بشیری گیوی، جامعه شناس و فعال مدنی و رسانه‌ای حضور یافتند.


آیین‌های عزاداری ماه محرم در یک دهه اخیر با تغییراتی روبرو بوده. آیا معتقد به ظهور برخی بدعت ها در عزاداری‌ها هستید؟ دلایل آن را تشریح کنید.
یحیوی: برخی آیین ها به عزداری ماه محرم اضافه شده که سابقه تاریخی ندارد و صرفا به خاطر نظر برخی مسئولان فرهنگی برگزار می‌شود.
به عنوان مثال ما چیزی به نام اجتماع عظیم عزاداران در مقابل اجتماعی که استان زنجان دارد، نداریم و بنده معتقدم این رسم اصیل نبوده و تقلیدی وبدعت است. اینکه امام صادق (ع) می فرماید برای امام حسین (ع) چنان عزاداری کنید که برای فرزندانتان می کنید حتی در رفتار برخی هیئت ها نیز دیده نمی‌شود.
از طرفی رسمی تحت عنوان آیین استقبال از ماه محرم برگزار می‌شود در حالی که در گذشته چنین آیینی نبوده و ما عملا با آیین طشت گذاری از ماه محرم استقبال می کنیم.
عطار نیاری: بدعت همواره در طول تاریخ پیرامون دین وجود داشته است. گاها حتی علمای دینی سودجو بدعتی را ایجاد کرده‌اند و به اصل دین ضربه زدند. در مقابل یک عده مردم عوام نیز ساده انگارانه بدعت را پذیرفته‌اند.
بنده قبول ندارم که اجتماع عزاداران یک بدعت است. در مقابل به سقاخانه حضرت ابوالفضل(ع) در اردبیل اشاره کنم که هیچ معجزه‌ای اتفاق نیفتاده و متاسفانه شاهد معجزه نامیدن و رفتارهایی از جمله شمع روشن کردن هستیم. در حالی که شمع به منزله روشنایی در زمان تاریکی شب در برخی مکان ها در محلات روشن می‌شد و روشنایی کوچه و معبر را تامین می‌کرد.
شکل و ماهیت عزاداری دو مقوله جدا از هم هستند که اصل ماهیت عزاداری است وباید با استفاده از ابزارهای اطلاع رسانی جدید چارچوب و پیام آن را به گوش جهانیان برسانیم.
به ویژه زبان هنر می‌تواند موثر باشد که نمونه موفق آن را می توان در سریال مختارنامه مشاهده کرد.
بشیری: دورکیم می گوید برای ایجاد همبستگی اجتماعی می توان از دین، زبان و تقسیم کار مدد گرفت. در نظر مرتون هم افراد جامعه به ۵ گروه تقسیم می شوند. گروه هم نوا هم وسیله و هم هدف را قبول دارند. مناسک گراها هدف را قبول می کند اما وسیله را نه. نوع آورها هدف را قبول نمی کند اما وسیله را قبول دارد. منزوی ها نه هدف و نه وسیله را قبول ندارد و گروه های انقلابی هدف دارد، مانند امام حسین(ع).
اینکه عزادار در ظهر عاشورا عزادار است اما در عصر آن به امور دیگر مشغول است با پیام نهضت حسین (ع) که انسان سازی است همخوان نیست.
اینکه عالمی که به منبر می‌رود خود دچار دوگانگی در فتار باشد مغایر آموزه‌ها است، مناسک گرایی در مقابل معرفت اندیشی است، چرا که هدف امام حسین (ع) احیای دین جد خود و برقراری عدالت در جامعه بود.


در سال‌های اخیر ما بدعت هایی در الگوسازی و معرفی الگوهای وارسته عزاداری برای جوانان را شاهد هستیم. به اعتقاد شما آیا این موضوع از جهت گیری های پنهان و برنامه ریزی شده‌ای تبعیت می‌کند؟
یحیوی: ما برای معرفت افزایی ابتدا باید شخصیت امام حسین (ع) را بشناسیم. هر عالم و مداحی حداقل کاری که باید بکند این است که مقام امام را به درستی معرفی کند. نباید حسین شناسی را در گریه خلاصه کرد. چرا که فردی که معرفت دارد گریه آگاهانه هم می کند.
به اعتقاد بنده دلیل انحراف در الگوسازی به این موضوع برمی گردد که سردمداران عزاداری اصیل در اردبیل دیگر میان ما نیستند. این افراد زمانی شهر و عزاداری را کنترل می‌کردند و جلسات بحث، مطالعه و شعرخوانی برگزار می‌شد. تا زمانی که به عنوان مثال منزوی را داشتیم جلو بسیاری از انحرافات را سد می‌کردند.
عطارنیاری: بنده لازم می‌دانم در پاسخ به دوست عزیزمان بگویم مناسک گرایی نقطه مقابل معرفت اندیشی نیست. مناسک گرایی کمک می‌کند معرفت و فکر در جامعه گسترش یابد.
اینکه علما تحقیق نمی‌کنند و الگوسازی ضعیف است هر چند قابل بحث باشد اما باید گفت قوی تر از علما، نوحه خوان‌ها در عزداری‌ها ورود کرده‌اند. متاسفانه نوحه خوان از مجلسی به مجلس دیگر می‌رود چند ۱۰ نفر دنبال او راه می‌افتند. به اعتقاد بنده اصل الگوسازی را حتی شعرا هم انجام نمی‌دهند بلکه توسط نوحه خوان‌ها انجام می‌شود.
بارها درخواست شده که در مراسم عزاداری اجازه دهند در ابتدا روحانی صحبت کند. گاهی نوحه خوان حتی در امور علما دخالت کرده و نظرات شخصی خود را پیرامون مسائل دینی به جمعی ابراز می‌کند و متاسفانه علما نیز نمی‌توانند در جمع به این فرد اعتراض داشته باشند. البته برخی علما به دلیل جایگاه خود قادر به اعتراض هستند.
ما شاهد برخی رفتارهای غلط که به الگوی رفتاری تبدیل شده هستیم از جمله دعوای محلات برای اینکه پرچم کدام محله جلوتر حرکت کند. این در حالی است که در گذشته وقتی دو دسته عزاداری به هم می رسیدند به نشانه دوستی، اتحاد و پیمان به صورت نمادین دو پرچم را به هم نزدیک کرده و افراد دو دسته با یکدیگر روبوسی می‌کردند.
یحیوی: بنده موافق هستم. مشکل پرچم به یک دغدغه جدی تبدیل شده است. بنده هرقدر در منابع جستجو کردم چیزی تحت عنوان پرچم ندیدم. متاسفانه گاهی از سوی اشخاصی که خود را متولی عزاداری و علم گردانی می‌دانیم، بر سر یک پرچم دعوا و زد و خورد دیده می‌شود.
عطار نیاری: بله دقیقا. ما الگوی مطلوب را در حاشیه نگه می‌داریم. ببینید به عنوان مثال سال ها است امام جمعه اردبیل از دسته‌های عزدارای درخواست می‌کند که اسب گردانی نداشته باشند. به دلیل اینکه در وضعیت فعلی معابر و خیابان‌ها و محیط شهری پاسخگو نیست اما متاسفانه همچنان به این موضوع دامن می‌زنند. بنده به دو دستگی علما در اردبیل معتقد نیستم اما اختلاف نظر مشهود است و مطابق آموزه های دین در چنین شرایطی باید بر اساس تعقل و شرایط کنونی جامعه رفتار کرد.
بشیری: ما هم در سطح کلان و هم خرد در موضوع الگوسازی دچار تناقض هستیم.در سطح کلان گفته می‌شود حضرت زینب(س) در بارگاه یزید سخنرانی کرد و از طرفی گفته می‌شود نباید زنان با صدای بلند صحبت کنند. همچنان برخی عقاید پدرسالارانه حتی در مراسم عزداری دیده می‌شود. از طرفی ما نباید از مهاجرت‌های گسترده در اردبیل غافل شویم که آیین‌های سنتی را به هم زده است.هنوز برای برخی در عزاداری کمیت و نه کیفیت مهم است. به اعتقاد بنده برای الگو سازی باید از امام حسین (ع) بسیار گفت و همایش‌های متعدد برگزار کرد.
ببینید زمانی بود که برای مارکس چند میلیون همایش برگزار شد و این در حالی است که ما امام خود را به درستی نمی‌شناسیم. از طرفی یکی از مشکلات الگوسازی این است که اندیشه قدمای پیشکسوت و مطلع در جامعه به روز رسانی نشده است.


برخی معتقدند دست‌های پنهان و قدرتمندی نبض عزداری‌ها را در دست گرفته است. به اعتقاد شما چگونه می توان از چنین موضوعی ممانعت کرد؟
یحیوی: بله موافقم.لازم است نخبگان حسینی و صاحبان تفکر که کارنامه موفق و مقبولی دارند دور هم جمع شده و مانع از بروز انحراف شوند. متاسفانه نبود انجمن و یکدستی بین نخبگان موجب تشدید اختلافات شده است. زمانی تاج الشعرا یحیوی بعد از ظهرها مغازه خود را به مجلس شعرخوانی تبدیل می‌کرد و خیلی ها سرپا می‌ایستاند تا در مباحث شرکت کنند اما امروز از چنین جمع هایی خبری نیست.همچنین نباید از نقش روحانیت و نهادهای مردمی غفلت کرد.
بشیری: ما در دهه‌های اخیر تغییراتی را در این حوزه شاهد بودیم. به اعتقاد بنده سازمان های مردم نهاد می‌توانند نسبت به مقابله با انحرافات اقدام کنند. همان طوری که طرح پاک بانان محرم یک ایده موفق بود، در سایر حوزه‌ها نیز سازمان‌های مردم نهاد و جوانان با ورود خود می‌توانند کارهای ماثری انجام دهند.
عطارنیاری: اینکه سازمان‌های مردم نهاد در مقابل بدعت ها باشند خوب است اما کافی نیست. باید افرادی تربیت شده و وارد حوزه‌های سنتی عزداری شوند. افراد صاحب فکر در مجامع صحبت کنند و مردم نهادها هم، پای کار باشند.
لازم است جمعی تشکیل شود و از طیف‌های مختلف مردمی در این جمع حضور یابند تا بتوان به بهسازی الگوهای فکری و مقابله با الگوهای غلط و انحرافی اقدام کرد.

گزارش:ونوس بهنود

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *