تجربه های کار خبری دختران در اردبیل

تجربه های کار خبری دختران در اردبیل

یکی از مثال هایی که همیشه به همکاران مرد زده ام این بوده که تصور کنید تمامی مدیران کل، استانداران، نمایندگان و همه مسئولانی که هر روز برای کار خبری با آن ها در ارتباطید زن بوده اند و تک و توک در بین آن ها مردی دیده شود. بله، کار خبری برای دختران مواجه با چنین شرایطی است. مواجه با خیل عظیمی از مردانی که شاید برخی تصور صحیح و سالم و خداپسندانه ای هم از کار اجتماعی یک زن نداشته باشند. تصور کنید بازدید های میدانی و پشت سر مدیران مرد دویدن را که گاهی حتی سرشان را بلند نمی کنند تا جواب سلامت را بدهند و انگار که تو را ندیده اند اما در واقع از قدرت حضور تو در هراس اند و منتظرند قلمت بچرخد تا ببینند چه چیزی که بقیه ندیده اند را دیده ای و نوشته ای.
اما این همه سختی کار خبری زنان و دختران نیست. سختی کار به بینش و نگرش خبرنگاران از حرفه شان بازمی گردد. یادم است زمانی استادی می گفت خبرنگار باید ریاضی و علوم پایه خوانده باشد تا آمارهای مدیران را پایش و تحلیل کند. نه تنها قشر عظیمی از خبرنگاران زن به چنین ابزارهایی مجهز نیستند بلکه خود را در مرحله ای از اشباع فکری می دانند که گمان می کنند نیازی به مطالعه ندارند. اما خبرنگار هم باید حال کودک ساکن در سکونتگاه غیررسمی را درک کند و هم احوال زن کتک خورده ای که از شوهر معتاد خود به کوه و بیابان زده است و هم احوال مدیر کذابی که به هر نماینده ای برای حفظ میز خود متوسل می شود.
درک این احوال و ارتباط گیری با اقشار مختلف جامعه به ویژه برای خبرنگاران زن به واقع سخت است. به ویژه در لابه لای تفکرات مردسالارانه حاکم، تکاپوی یک خبرنگار دختر گاهی تعابیر منفی و مخرب هم می گیرد.
اما این هم درد اصلی کار خبری نیست. درد اصلی تکرار جهالت از سوی خود خبرنگاران است. قرار است خبرنگار یک سر و گردان بالاتر بایستد و ببیند جامعه کجای کار اشتباه رفته است. اما خاله زنکی و انحراف از این مسیر و تبدیل شدن مطالعه و رصد جامعه به فضولی در احوال شخصی یعنی تخریب کار خبری که به سادگی منزلت خبرنگاران زن را خدشه دار می کند.
به ویژه در جوامع سنتی مانند شهر اردبیل که پذیرش تحرک زن در اجتماع همچنان با مقاومت همراه است، زمانی که به اشتباهی آغشته شد، زبان منتقدان را درازتر می کند. در این همهمه گاهی متعجب می شوی که همکار زنت گرایش به تجملات دارد و صدای النگوهایش گوش مدیران کل را کر کرده است. گاهی متعجب می شوی که در زندگی دیگری سرک می کشد و می خواهد به این طریق او را از چرخه رقابت حذف کند. گاهی متعجب هستی که همکار تو از زنانگی برای پیشبرد حرفه خود بهره می برد و گاهی متعجب هستی که گلایه های خبری به غیبت های دم دستی تنزل پیدا می کند. اینجاست که دیگر خبرنگار بالاتر از جامعه نایستاده است و گرفتار توهم کار خبری است. گرفتار توهم بهتربودن و بالاتر دیدن است. نام حرفه اش گوشش را از فهم واقعیت ها پر کرده و گاهی خودش هم در خلوت به میزان فاصله اش از کار حرفه ای می خندد.
کار خبری به واقع سخت است. مبارزه می طلبد. هم برای تثبیت جایگاهت و هم برای تثبیت اخبارت. یک دهه مبارزه در شهری که زمانی دختر خوب حتی سرکار نمی رفت و بعد از تحصیل ازدواج می کرد، ثابت کرده است که گاهی سلامت زیستن تنها از روزنه اش امکان پذیر می شود و در این هجمه اندیشه های تاریک تنها هستی و باید که بتوانی از پس آن بر بیایی.

یادداشت:ونوس بهنود

1 نظر

  1. اللهقلی پور

    خانم بهنود عزیز عالی بود بسیار لذت بردم .کاش همگی به آن درک ،بینش و بصیرت بالا برسیم متاسفانه خاله زنک های به ظاهر باسواد و متشخص در تمامی صنف ها وجود دارد ….و مرد و زن نمیشناسد…آرزوی توفیق دارم .

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *