مرثیه‌ای برای یک عقده اجتماعی

مرثیه‌ای برای یک عقده اجتماعی

بدون شک سنتهای غلط در جامعه ما همواره دامنگیر افراد و اقشار مختلف بوده و آن را با آسیب های جدی مواجه می کند. علاوه بر آن لطماتی که برخی عقده های سرکوب شده به قشر زن، علی الخصوص زنان بی سرپرست وارد می کند برکسی پوشیده نیست اگر چه این آسیب ها آمار دقیقی نداشته و کمتر مورد بررسی قرار می گیرند.
روزنامه برای اردبیل در این گزارش به مطالعه گوشه ای از دغدغه های زنان سرپرست خانوار پرداخته است: کلید را می چرخاند و در را باز می کند. وارد خانه که می شود پسرش را میبیند، روبروی تلویزیون نشسته و کارتون تماشا می‌کند. نیم نگاهی به مادر می اندازد زیر لبی سلام داده و دوباره به تماشای تلویزیون مشغول می شود.
آنقدر خسته است که خودش هم به همین مقدار سلام کردن رضایت می دهد توانی برای بغل کردن پسرش در وجود خود نمی‌بیند. همان جلوی در مانتوی خود را در‌آورده و از چوب رختی آویزان ‌می‌کند.
به طرف آشپزخانه که می رود مشغول تماشای شاهکارهای پسرش در نبود مادر می شود. ‌لیوان‌های رها شده در سینک ظرفشویی، خرده کیک ریخته روی سرامیک آشپزخانه و سفره‌ صبحانه‌ا‌ی که هنوز روی میز مانده بود.
خستگی‌اش بیشتر می شود وقتی یادش ‌می افتد که شیرپایین سینک خرابی داشته و قرار بوده لوله کش بیاورد، اما به کسی اعتماد ندارد. قبل از هر کاری سراغ جعبه ابزار داخل کمد می رود و آچار فرانسه را برمی دارد. سعی می کند شیر را سفت کند. تمام زورش را به کار میگیرد. شیر سفت شد. حالا خیالش راحت است که دیگر مجبور نیست یک مرد غریبه را به داخل خانه بیاورد، تازه پولی هم خرج نکرده است.
از وقتی همسر رویا به رحمت خدا رفته سعی کرده یک تنه همه کارها را بر عهده بگیرد حتی کارهای تعمیراتی را هم سعی می‌کند از اینترنت سرچ کند و تا حد امکان خودش انجام دهد. در آپارتمانی که او زندگی می‌کند همسایه‌ها می‌دانند که تنهاست و به هر ورود و خروجی حساسیت نشان می‌دهند. خانم همسایه‌ طبقه بالا حتی ورود و خروج همسر خود را هم کنترل می‌کند و همیشه با نیش و کنایه با رویا صحبت می‌کند رویا اما دندان روی جگر می‌گذارد و چیزی نمی‌گوید هر جا برود همین است.
او می‌گوید: تمام زندگی و رفت و آمدم زیر ذره بین خانواده و فامیل قرار گرفته و این موضوع برایم آزار دهنده است.
رویا در مورد مشکلات کاری هم گله دارد: چند جا کار پیدا کردم صاحب کارم تا فهمید تنها هستم نوع نگاهش عوض شد و من مجبور به ترک کارم شدم . آن هم کاری که مزدش خیلی کمتر از حداقل حقوق یک کارگر بود و به سختی گیرش آورده بودم.
داستان زندگی رویا تنها سوژه در باره این موضوع نیست نمونه‌های بسیاری در جامعه ما وجود دارد که درگیر مسائل حادتر و پیچیده‌تر از رویا هستند.
میترا هم زن تنهایی است که با دختر و پسر خود در یک خانه اجاره‌ای زندگی می کند و مستمری که می‌گیرد حتی کفاف هزینه‌های زندگی، اجاره خانه و پول آب و برق و گاز را نمی‌کند .
او می‌گوید: چند جا برای کار مراجعه کردم اما جنس زن در این مملکت انگار بها ندارد و حقوقی که به زن می پردازند بسیار پایین است.
او در پیدا کردن خانه هم با مشکل مواجه است. بنگاه داران، اغلب به زن تنها خانه اجاره نمی‌دهند و او مجبور است به همراه برادرش برای پیدا کردن سرپناهی برای خود و فرزندانش به بنگاه‌ها مراجعه کند.
وقتی از او می پرسم علی رغم این همه مشکلات چرا ازدواج نمی کند می گوید: ازگذشته های دور در خانواده ما ازدواج مجدد قبح بوده و اگرازدواج کنم خانواده اندک حمایتی راهم که دارند از من و فرزندانم دریغ خواهند کرد.
از طرفی اعتماد به مردی که بتواند سایه ای بالای سر فرزندانم باشد بسیار سخت است.
بدون شک سنتهای غلط در جامعه ما همواره دامنگیر افراد و اقشار مختلف بوده و آن را با آسیب های جدی مواجه می کند. علاوه بر آن لطماتی که برخی عقده های سرکوب شده به قشر زن علی الخصوص زنان بی سرپرست وارد می کند برکسی پوشیده نیست اگر چه این آسیب ها آمار دقیقی نداشته و کمتر مورد بررسی قرار می گیرند.
حسین بشیری، کارشناس علوم اجتماعی در این باره به آسیبهای وارده بر زندگی این زنان اشاره می‌کند و می‌گوید: نزدیک به پنج میلیون زن بی سرپرست در ایران وجود دارد که در مشکلات اقتصادی و فرهنگی زیادی دست و پا می زنند در حالیکه نگاههای مرد سالارانه که در طول تاریخ در اذهان برخی مردم نقش بسته است همچنان طلاق را باعث سرافکندگی خانواده می داند.
وی ادامه داد: باعث تاسف است که این نگاه سنتی همچنان در جامعه وجود دارد که عدم حمایت از آنان را به دنبال دارد و تا زمانی که زن از خودش دفاع نکند جامعه مدنی نمی تواند در این راستا گامی بردارد.
بشیری اذعان کرد: در جامعه ما زن همچنان به حقوق شهروندی خود واقف نبوده و اغلب روح خود را در پستوی خانه حبس می کند .
وی ادامه داد:خشونتهای جنسی و کلامی و برچسب زنی در جامعه بسیار است و سکوت زن به این تعارضات دامن می زند. در واقع او باید به نهادهای قانونی مراجعه کرده ودر احقاق حقوق خود تلاش نماید.
این پژوهشگر معتقد است: اساتید دانشگاه و زنان پیشرودر استان لازم است علاوه برانجام مسئولیتهای خود در زمینه حمایت از اقشار مختلف زن ازجمله زنان بی سرپرست نیز فعالیت کنند.خلاء تشکلهای مردم نهاد و NGOهای حامی زنان در استان ما به شدت محسوس است و اگر هم باشد از طرف مردانی است که بیشتر قصدشان سوء استفاده بوده تا حمایت. در حالیکه در شهرهای دیگر اینگونه فعالیتها تاثیرگذار است.
از نگاه این مدرس دانشگاهی عدم وجود قانون گذارانی که دغدغه ی حمایت از این قشر را داشته باشند نیز عامل دیگری است که می توان از آن به عنوان یکی دیگر از دلایل نبود انجیو های حمایت از زنان نام برد.یا حتی لایحه ای که توسط قانونگذاران مرد ارائه شود.
وی ریشه ی این حلقه ی مفقوده را را در مهاجرت نخبگان و اساتید دانشگاهی و فعالان اجتماعی زن می داند.
از دیدگاه این جامعه شناس تثبیت جایگاه زن در جامعه از طریق اساتید دانشگاهی و فعالان عرصه های مختلف از جنس خودشان می تواند این نگاه را در جامعه نسبت به جنس زن تغییر دهد.
به نظر می‌رسد فرهنگسازی در نوع نگرش جامعه و ارتقاء سطح فکری عموم در کاهش آسیب‌پذیری بانوان بی‌سرپرست بسیار مؤثر باشد.
فریبا محمدلو، مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری اردبیل از برگزاری کارگاه‌های سلامت به صورت ادواری با حضور مشاورین مجرب در راستای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی زنان سرپرست خانوار خبرداد.
وی گفته است: در حوزه اقتصادی نیز طرح توانمندسازی زنان سرپرست خانوار و ایجاد درآمد مناسب برای گذران زندگی این قشر از جامعه هدف گذاری شده است .
مطابق سرشماری سال ۹۵ حدود ۴۸ هزار زن بی‌همسر به عنوان سرپرست خانوار در استان زندگی می‌کنند .
به گفته معاون آمار و اطلاعات سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان آمار زنان بی همسر در اردبیل نگران کننده است که ۸۳ درصد از افراد بی همسر در اردبیل زنان هستند.
علیرضا حسینی نژاد، معاون حمایت و سلامت خانواده کمیته امداد نیز گفته است : حدود ۲۲هزارنفر از زنان سرپرست خانوار تحت حمایت کمیته امداد استان اردبیل قرار دارند که با مهارت آموزی و ایجاد مشاغل خانگی تلاش داریم زمینه‌ی خود اتکایی آنها را فراهم کنیم.
وی همچنین از برگزاری کارگاه‌های آموزشی مشاوره و راهنمایی برای این قشر از بانوان خبر می‌دهد.
گرچه بار عاطفی و روانی آسیب‌های اجتماعی یاد شده بر کسی پوشیده نیست اما به نظر می‌رسد فرهنگ‌سازی در جامعه و آماده ساختن زیرساختهای لازم می‌تواند در راستای کاهش آسیب‌های وارده به بانوان سرپرست خانوار موثر باشد.
باید در نظر داشت زنانی که به هردلیلی تصمیم به تنها زندگی کردن گرفته‌اند ناخواسته و ناعادلانه محکوم به قضاوت‌ها و نگاه‌هایی هستند که نه تنها دور از واقعیت است بلکه برگرفته از عقده‌هایی است که همه روزه در جامعه ما در حال متولد شدن است و هیچ چاره‌ای برای رفع آن اندیشیده نشده است.

گزارش:فاطمه شکرزاده

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *