آسیب شناسی احزاب در ایران

آسیب شناسی احزاب در ایران

درایامی که اقتصاد و سیاست و …دوران کم رونقی را سپری می کند ،به علل و دلایل گوناگون ، احزاب و گروههای سیاسی ما نیز حال و روز پویا و پر تب و تابی ندارند .
این رخوت و بی تب و تابی ،بیش از آنکه متاثر از فضای سرد سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و …باشد ،ریشه در بی قاعدگی کارکرد احزاب در ایران دارد .
می گویند : «خُوَرنَق »نام قصر زيبا و با شکوهی درنزديكي كوفه بود. بناي عجيبي كه روزی«نُعمان بن منذر» حاکم ولایات «حیره» بر بالاي آن رفت و گفت، هرگز عمارتي به اين زيبايي نديده ام .«سِّنمار» نامی که معمار بخت بر گشتۀ آن قصر بود گفت :
«جای سنگی،در اين عمارت،می دانم كه اگر آنرا از آنجا بر گيريد،همۀ قصر فرو ريزد»
نُعمان گفت: «آیا جز تو هم کسی جای آنرا داند؟»
گفت:«نداند» به اشاره ای او را از بالای قصر،انداختند تا راز ويراني بنا ،با وی به گور رود.
چرا بايد بنايي به آن عظمت ساخته میشد كه فقط به سنگي بند می بود و رمز آنهم در ذهن يك نفر می بود كه با رفتنش،راز عمارت به گور می رفت ؟درست مثل حمام شيخ بهايي كه گویند شمع آن به فوتي خاموش شد و ديگر روشن نشد.چرا که دیگر ، شيخ،زنده نبود .و این حكايت عبرت آموز برای کسانی است که در مصاديق كارهای حزبی و … دوست دارند همۀ كارها بنام خود شروع كنند و به نام خودتمام كنند. کار حزب ،یک پروسه است .پروژه نیست که یکبار شروع شود و یکبار تمام شود .
اما گويي قهرمانگرايي بيماری همزاد ما گشته و جزئی از فرهنگ ما شده است. اینگونه است كه كار و فکر جمعی ما به اندازۀ كار فردی، سامان نمی یابد .
در كارهاي حزبی ما نگاهها چنان به افراد معطوف است که گویی احزاب،تمام مشروعيت حزبي خودرا نه از كاركرد حزبي خود بلكه از نامها می گیرند .غافل از اینکه سرنوشت يك انديشه و جریان فکری،بزرگتر از آنست كه به تنهایی در ذهن يك یا چند نفر معدود بگنجد.
چو نیک بنگریم ،خاتمي و احمدی نژاد و روحانی و ….. مولود جریانها و مختصات سیاسی جامعه هستد نه مولد آن جريانها. جملگی فرزند جريانند و مادر جریان نیستند واين نكتۀ مهمي است .
سنگينی وزن احزاب واقعی بايد روی قاعدۀ هِرم قرار گيرد نه روی راس هرم و نه روی نامها و یا دولتمردانی که امروز هستند ،فردا نیستند.چیزی كه سران احزاب و گروههای سياسی در كشور ما،خواسته و ناخواسته به آن بی توجه اند.
احزاب “جمهوريخواه و دموكرات” امريكا ،”كارگر و محافظه كار” انگليس،”سوسيال دموكراسي و ساير احزاب فرانسه”و … قائم به وجود كلينتون،ریگان،ميتران،شيراك،بلر، ساركوزي،اولاند،اوباما ،ترامپ و…. نيستند.
با آمدن و رفتن آن نامها ،حزبی قوی و ضعیف نمی شود ،چرا که احزاب، قوت و ضعف خود را ازآن نامها نمی گیرند از ساز و کار حزبی خود می گیرند.قلب هيچكدام از احزاب آن کشورها در قفسۀ سینۀ آن افراد نمي تپد.
اگر حزب می خواهیم ،ضرورتها و ویژگیهایش به زبان اجمال و اختصار این است و اگر هم نمی خواهیم که سخن دیگریست .بدون توجه به آن ویژگیها، به صرف نامگذاری تشکیلاتی به نام حزب ،حزبی شکل نمی گیرد .
نام فروردین نیارد گل به باغ و شب نگردد روشن از اسم چراغ .اسم اگر خواهی ،رو مسما را بجوی .
واقعیت کم استثنای سخن این یادداشت این است که احزاب ما در ایران با طلوع فردی طلوع مي كنند و با غروب آن غروب می کند و نامها دراحزاب ما نقش آن سِّنمار معمار را دارند كه با نبودشان،قلب حزب ،بطور کامل از حركت باز می ايستد.بی نیاز از ذکر مثالی نمونه هايش فراوان است.
بيماری قهرمان گرايي واتكا بر نامها به عادتی مزمن در کارکرد احزاب ما تبدیل شده است. اما موفقیت حزب با اتکا بر قاعده ، کثرت اعضا ، اساسنامه و کارکرد مستمر و علی الدوام آن سنجیده می شود.بیانیه ها و فروغهای شب انتخابات ،برای هیچ حزبی کارکرد و فونکسیون محسوب نمی شود و چنین احزابی ،هیچ موقع حالت مرجعیت سیاسی نخواهند یافت .
سخن کوتاه کنم
روزی گاليله،بعد از اعتراف اجباری در محکمه وعدول از فرضيۀ محكم علمی خود در اثبات گردش زمين به دور خورشيد در پاسخی ملایم به هواداران خشمگین و معترض خود که گفته بودند :
«وای بر ملتی که قهرمانش تو باشی »
گفت :
«وای بر ملتی که به قهرمان نیاز دارد »
شاید یکی از آسیبها وعلل عدم پویایی احزاب ما ،بی توجهی آنان به قاعده است ،ضمن اینکه اساس دولت و پارلمان ما هم حزبی نیست

یادداشت:مالک رضایی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *