ایده آلیسم افراطی منورالفکرهای قلابی

ایده آلیسم افراطی منورالفکرهای قلابی

سبلان، کوهی که تا دیروز به مرگ تدریجی پلاستیکی محکوم بود و عاشقان طبیعت دست اندرکار سلاخی طبیعتش بودند امروز به سرخط خودنمایی اسیمیله ها تبدیل شده است .
اسیمیله های اردبیل چه کسانی هستند؟ افرادی که بیشتر از مغزشان نگران تقارن و آرایش ریششان هستند و فقط مزاجشان قهوه تلخ با شکلات سویسی را می پذیرد و رنگ کمربندشان حتما باید با کفششان ست باشد و روزها منتظر شرفیابی به حضور مسئولان و مدیران و ارائه طرح نجات بخش شان پشت درهای بسته بست می نشینند و شبها آبگوشتشان را با کوکا کولا و پیاز فراوان میل می کنند و زیر پتوی پلنگی با متکایی زیر آرنج و عرق گیر رکابی و زیرشلوار راه راه در حالی که شکمشان را می خارانند و کانالهای ماهواره ای را جابجا می کنند، چند قطره اشک مجازی هم در استوری ها و توییت ها و رسانه ها می افشانند، باشد که چند آفرین و صدآفرین از هم اسیمیله های خود به صورت شصت رو به بالا و گل و کف و صوت مجازی هم جمع آوری کنند . پلاکشان هم «فعال محیط زیستی ایران۹۱»اینها یک چیزی از آنسوی آبها شنیده اند، فقط شنیده اند، تمام تلاش خود را برای شبیه شدن انجام می دهند، بی وقفه و یک نفس زور میزنند که شبیه نگرانهای محیط زیستی کشورهای توسعه یافته شوند. محیط زیست برند لوکسی است که می توانند با آن شهرت بازی کنند و خودی نشان دهند . از بس چشمهاشان خیره به ایده آلها مانده که از اطراف خود خبر ندارند. از بدیهیات و ابتدایی ترین نیازهای انسانی که امروز از کمبود آنها زجر میکشیم لام تا کام سخنی به میان نمی آورند .
غذا، مسکن،سلامت، آموزش، بیمه، کار و اولویت های اساسی زندگی بشر در این شهر با چالش روبرو است . ما مجبوریم روغن و مرغ و نان و شکر بخریم و بخش قابل توجهی از جمعیت اهدا کنیم و بگوییم، بیا این غذاها را فعلا بخور و زنده بمان تا ببینیم چه پیش می آید، دلهره ناشی از چادر نشین شدن خیل عظیم اجاره نشین ها را بلیده است و یک سقف بالای سر خانواده به آرزویی مضحک بدل شده، سلامت جسم و روان هم به قدری بهم ریخته است که نه نیازی به توضیحش است و نه مجالی برای گفتنش، نمونه اش هم همین کویید۱۹، آموزش و تحصیل نیز با عقب گردی صدها ساله در حال بازگشت به زمانهایی است که فقط اشراف زادگان توان تحصیل داشتند، بیمه و کار هم که تعطیل، همه مایوس همه مظلوم همه نا امید همه خسته همه خموده و سرها در گریبان، آنوقت آقایان نگران یک نیمچه جاده در سبلان شده اند که وا مصیبتا، کجایید که سبلانتان را کشتند، داش مشتی های کرواتی نگرانِ محیط زیست.
کشورها غربی و شرقی زدند و بردند و تخریب کردند و ساختند و پرداختند و شکمشان تا خرتناق از اقتصاد و علم و فرهنگ پر است امروز توسعه یافته و بی نیاز از ضروریات زندگی مشغول احیا و حفاظت از محیط زیست خود هستند، ولی به ما که میرسد آسمان می تپد، مایی که در ابتدایی ترین ضروریات زندگی وا مانده ایم، از آیده آلهای کشورهایی کپی برداری میکنیم که به ارتفاع همین کوه سبلان با ما تفاوت معنا داری دارند.
شهوت دیده شدن و ولع مورد توجه بودن اسیمیله های اردبیل و افراط در ایده آلیسمی که سنخیتی با موقعیت ما در هیچ حوزه ای ندارند حباب هایی هستند که ناگهان باد میکنند و به همان سرعت هم می ترکند و میروند سراغ سوژه بعدی، به کسی در آتش جانسوز افتاده و می گدازد و فریادهای جگرخراشش در سینه حبس می شود از شک دکارتی سخن گفتن و تحلیل آثار ادبیات جهان و نگرانی های شیک و مجلسی محیط زیستی را مطرح کردن عین خیانت و مصداق بارز دوستی خاله خرسه است .همینقدر الکی ، همینقدر بیخودی، همینقدر پیش پا افتاده و همینقدر اسیمیله.


سرمقاله:شهروز کامجو

1 نظر

  1. فاطمه صفری

    مرد حسابی ، نگرانی محیط زیستی منافات یا تضاد یا مانعی برای نگرانی از نیازهای اساسی مثل مسکن و بیکاری ایجاد نمیکند!اگر هم پایتان شکسته باشد هم معده تان خونریزی کرده باشد یکی را وانهاده و به دیگری میرسید؟
    چه اینکه هم مرتفع کردن آن(تورم و گرسنگی و درد کار و بیمه و مسکن) و چه مراقبت از این (محیط زیست و کوه و جنگل و دریاچه) وظیفه دولت هاست
    حالا در این وانفسا عده ای منت گذارده اند و به جای سازمان های فشل محیط زیست کشورو مسئولان بی خیالش که بودجه و حقوق میگیرند برای نگرانی ، بار امانت به دوش میکشند ، تشکر دارد نه گلایه !
    ضمن اینکه محیط زیست چیزی جدا از نیازهای اساسی نیست که.دیگر اساسی تر از هوا و اکسیژن که نداریم ! داریم؟ جنگل ها بسوزد ، کوه ها برداشته شود زیست بوم حیوانات نابود شود به چرخه زندگی موجودات که زندگی انسان هم جزوی از آن چرخه است مربوط نمیشود؟
    مثلا اعتراض به عدم رسیدگی به دریاچه ارومیه ای که مدتها خشک شد و زندگی و کشاورزی مردم منطقه و به قول شما نیازهای اساسی را تعطیل کرد سانتی مانتالیسم و اداهای روشنفکری بود؟
    احزاب سبز در اروپا الان دولتها رو عوض میکنند ، ائتلاف ها تشکیل میدن،در پارلمان ها چه ها که نمیکنند اونوقت در کشوری که خود تحزب در اون مضحکه ای بیش نیست انتظار داشته باشیم ngo و فعال مدنی درحد فعال کشور های حوزه اسکاندیناوی ظاهر شود!من نه فعال این زمینه ام و نه از منافع گعده های سیاسی پشت این موضوع اطلاعی دارم اما خب نیش زدن فعالان نحیف محیط زیست درب و داغان ایران بوسیله ی این قلم شیوا جالب بنظر نمیرسد.یاغماسالاردا گورولیلر …

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *