۴ بار از مرگ حتمی نجات یافتم

۴ بار از مرگ حتمی نجات یافتم

بخش قابل توجهی از اتفاقات کمتر گفته شده پیرامون انقلاب اسلامی ایران توسط خبرنگاران به ثبت رسیده است. آثاری که شاید در آرشیوهای شخصی خاک می خورد.

به گزارش روزنامه برای اردبیل، با وجود اندام ریز، نگاهی مصمم دارد. چشمهای روشنش حتی در پیری برق محبت و صداقت را انعکاس می‌دهد. از آن دست آدم هایی است که لطف خاموش و پنهان این شهر می دانمشان.
حمید رهبری از پیشکسوتان رسانه در اردبیل که ۸۱ سال از عمر خود را سپری کرده و هر کسی او را می شناسد اخلاق مداری‌اش را گواه است.
در جنگ جهانی دوم دو سال بیشتر نداشته و می‌توان گفت از جمله افرادی است که دو حکومت پیاپی را در ایران لمس کرده است.
زمانی که در سال ۴۹ به صورت پیمانی به استخدام خبرگزاری پارس( ایرنای فعلی) در آمده جوانی مودب، کم حرف، عمل گرا و سرزنده است. به کار خبری و به خصوص عکاسی علاقه مند است و همین سرآغاز فصلی از زندگی خبری او است که مهمترین فصل آن در زمان پیروزی انقلاب اسلامی ورق می خورد.
وزارت اطلاعات سابق بانی دوره های خبرنگاری بود
رهبری به یاد دارد که کلاس های آموزشی را برای خبرنگاری و خبرنویسی سپری کرده است. می‌گوید آن زمان وزارت اطلاعات و جهانگردی بانی برگزاری دوره ها بود.
بعد از اخذ مدرک هم در کارهای تولید خبر و هم عکس خبری مشغول به کار شده و یک سال بعد به صورت رسمی استخدام می شود.
در زمانی که رهبری فعالیت خود را آغاز می کرده هر چند تعداد خبرنگاران کمتر بوده اما سبک های کاری مشابهتی با تولید خبر در جریان امروز جامعه داشته است.
می‌گوید بعد از اینکه عکس ها و اخبار به دفتر خبرگزاری مخابره می شد، سردبیر موظف بود که عکس و خبر را انتخاب کند و تصمیم نهایی با سردبیر بود.
رهبری به یاد می آورد که در روزهای نزدیک شدن به پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی حجم کار خبرنگاران افزایش یافت.
او در صحنه بوده و درست در روزهایی که مردم خسته از استکبار به خیابان ها می‌آمدند با دوربین خود تاریخ شهر تهران را ثبت می کرده است.
سیل جمعیت پلاکارد به دست در خیابان شریعتی تهران
رهبری از عکاسانی است که اولین صحنه های تظاهرات مردمی را ثبت می کند. ۱۶ شهریور ماه ۵۷ درست زمانی که سیلی از جمعیت خسته و خشمگین از رژیم پهلوی به خیابان ها آمده‌اند، پلاکاردهایی با شعار مرگ بر شاه در دوربین رهبری ثبت می‌شود.
در این روز درگیری چندانی صورت نمی گیرد اما فردای آن روز، ۱۷ شهریور ماه که به «جمعه سیاه» مشهور است، درگیری نظامیان و مردم موجب شهادت تعداد کثیری از جمعیت معترض می شود.
رهبری در طول کار خبری خود در جریان تظاهرات مردمی ۴ بار از مرگ حتمی نجات پیدا می کند. اولین آن در پمپ بنزین دخانیات تهران است.
درست زمانی که عده ای متخلف متوجه عکاسی او می‌شوند. رهبری و راننده به نام «داریوش مددخوانی» به سمت خودرو عقب نشینی می کنند اما راننده زخمی می‌شود و این افراد با شکستن شیشه خودرو، لنز دوربین را می‌شکنند.
البته در فاصله اندک پاسدارها از راه می رسند و او را به همراه راننده به خانه شان هدایت می کنند.
ماجرایی از این دست سه بار دیگر تکرار می‌شود و رهبری به دلیل آسیب های جدی روحی از ماجراها بعد از ۱۵ سال فعالیت رسانه‌ای درخواست بازنشستگی می‌دهد.
بیشتر معترضان جوانان دانشگاهی بودند
رهبری به یاد دارد که در تظاهرات مرد و جوان حاضر می‌شدند. جالب آنکه برخی بانوان چادر به سر نداشتند اما به آرمان‌های انقلاب روی آورده بودند.
به یاد دارد که بیشترین معترضین جوانان به ویژه جوانان دانشگاهی بودند.
می‌گوید نارضایتی عمده مردم از اختلاف طبقاتی زیاد بود. بیشتر معترضان فریاد مرگ بر شاه سر می دادند و این همدلی‌ها نهایتا منجربه پیروزی انقلاب شد.
رهبری از سال ۷۲ به مدت ۷ سال به صورت افتخاری در ورزش و جوانان اردبیل فعالیت می کند و بعد از بروز یک سانحه و آسیب مهره ۱۲ ستون فقرات باز از کار کناره گیری می کند. امروز از او به عنوان یکی از پیشکسوتان رسانه و ورزش استان یاد می‌شود.
خیلی از اردبیلی‌های کهنسال عکس‌های او از پیروزی انقلاب را در گوشه حافظه خود دارند. رهبری نسلی از بازماندگان انقلاب اسلامی است که بسیاری از واقعیت های تلخ و شیرین آن ایام را در سینه به یادگار دارد.

گفتگو:ونوس بهنود

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *