شاعر شعرهای کهکشانی

شاعر شعرهای کهکشانی

به مناسبت روز شعر و ادب فارسی پای صحبت های استاد عباسعلی یحیوی یکی از شعرای نامدار استان اردبیل نشستیم وی از خاطرات تلخ و شیرین خود برای ما گفت وی جایگاه یک شاعر در میان مردم و رسالت شعر در جامعه را برای ما اینگونه ترسیم کرد.
«عباسعلی یحیوی متولد ۲۹اردیبهشت ۱۳۲۲ فرزند شاعر و عارف نامدار اردبیلی مولانا حاج عباسقلی یحیوی تاج الشعرای ادبیات عاشورایی ایران هستم فقیده سعیده مادر نازنینم می فرمود که در اواسط بهار زمان شکفته شدن گلهای محمدی بدنیا آمده ام.
خانواده ام بدلیل وجود تاج الشعرا دارای فضای معنوی دل انگیزی بود و من همچون سایر فرزندان آن استاد عارف، غالب اوقات شاهد و ناظر سرایش شعر ایشان بودم و طبیعتا این صحنه های فاخر در روح و ذهن ما اثر گذار بود از ۱۳ سالگی شروع به سرودن شعر کردم آن موقع حیدر بابای استاد شهریار تازه چاپ شده بود و یک جلد آن را به استاد فقید هدیه داده بودند و من به سبک و سیاق آن منظومه بی نظیر خطاب به (جیرال باغی) کتابچه ای نوشتم فی الواقع من اولین کسی هستم که در شهراردبیل شعر هجای ترکی آذری را آغاز کرده ام .
مشاغلی که طی کرده ام به ترتیب عبارتند از آموزگاری و دبیری ، قضاوت و نهایتا وکالتی دادگستری.
بیش از ۵۰ جلد کتاب منتشر نشده دارم
آثاری که پدید آورده ام قابل احصا نیستند شاید بیش از ۵۰ جلد کتاب دارم که منتشر نشده اند . آثار منتشره ام عبارتند از :آبشار های آفتاب ، ایلدیریملار لهجه سی،ملکوت آیه لری، سسلر آغاجدان آسلانیر، درحجم منحنی های هندسی فضا، اینجا هیچ جیغی پژواک نمی شود، عربده های فلکی، مئشه یه بالتا گیریب ، پچ پچه هایی در سیاه چاله های اوهام .
جمع آثاری که در دست انتشار دارم عباتند از : این است تاج الشعراء، جوهرشب، اسب سفید اسب سیاه، چارانه هایی به رنگ هستی (که در دوران استیلای کرونا سروده ام ).
من در اردبیل در حدود ۷۷ سال عمرم ابداع گر بسیاری از فعالیتهای ادبی بوده ام چنانچه اولین شعر هجا و اولین داستان ترکی را من نوشتم .در اردبیل دومین نفری هستم که به شعر نیمایی روی آوردم و اولین نفر محمد روایی بود که من شاگرد ایشان بودم و از دست ایشان اولین چاپ کتاب هوای تازه با امضای خود شاملو را گرفته ام که در ذهن و زبان من تاثیر می گذاشت.اما با این حال از اوزان شعری هم غافل نبودم و بدلیل حضور در مکتب تاج الشعرا شعر موزون هم می نوشتم .
در ۱۵ سالگی اشعارم که به سبک اشعار نادر نادر پور بود در روزنامه قبص اردبیل چاپ می شد. بعد ها به شعر نیمایی روی آوردم آبشارهای آفتاب که در سال ۵۶ چاپ شد به غیر از دو غزل، الباقی شعرهای نیمایی است با مضامین اکتشافی و نه تقلیدی .
مدتهای مدیدی که در انجمن حافظ بودم گرایش بیشتر به غزل داشتم اگر چه شعر نیمایی هم می خواندم . در سالهای اخیر سبک وسیاق شعرم را عوض کردم و شعر سپید می نویسم آنهم نه شعر زمینی بلکه شعر کهکشانی . کتابهای مختلف نجوم ،فلسفه روز اروپا ، فرانسه و آمریکا را مطالعه کرده و از این اندیشه ها بهره میگیرم این کتابها در ذهنم تاثیر گذاشته اند و کتابهایی که به سبک کهکشانی چاپ کرده ام مثل آبشارهای آفتاب ، حجم منحنی های هندسی های فضا و هایکوهای فارسی سه سطر چهار سطر سروده ام هیچ جیغی پژواک نمی شودکه فضایی کهکشانی و بعضا زمینی دارد .عربده های فلکی .من کهکشانها را فریاد میکشم که زمین چرکین است.
پچ پچه هایی در سیاهچاله های اوهام ایلدریملار لهجه سی ملکوت آیه لری سسلر آغاجدان آسلانیر مئشه یه بالتا گیریب که غزلهای ترکی ست
دنباله دارها ، اژدهاهای رقصان
مارماهیانی از سنگ والماس و آینه
با پوشینه هایی ازصاعقه ها و شعله ها
اینان با کدام سمفونی های عصیان برانگیز
در تالارهای کیهانی یال افشانی می کنند
شاعر چه اهمیتی در جامعه امروز دارد؟
شاعر شخصیتی است که در واقع به جای مردم می اندیشد و مکنونات قلبی و احساسات و دریافت های ذهنی انان را که قادر به بیان ادبی آن نیستند شاعر بر عهده می گیرد و احساسات را به جامعه عرضه می کند بنابراین شاعر شخصیتی بارز است که قابل اعتنا و قابل احترام است همچنان که در ادبیات عاشورایی در همین اردبیل بیش از صد چهره ادبی داریم که در بین آنها دو سه نفر ماندگار شده اند و اثارشان دست به دست میگردد مانند استاد عارف بیضا، تاج الشعرا یحیوی، مرحوم انورو منزو ی و سپس مضطر و دیگر شاعران .
امروز هم در ادبیات عاشورایی همینطور در ادبیات معمول شاعران خوبی داریم مانند استاد شاهی.
من زمانی به عنوان داور در چند دوره شعر عاشورایی و رضوی انتخاب شده بودم دریک دوره که حود ۵۰۴ شاعر در ان شرکت داشتند ۶- ۵ نفر فقط از اردبیل انتخاب شدند بی آنکه ما اسامی را از قبل دیده باشیم . که حبب یزدانی هم یکی از منتخبین ان جشنواره شعری بود که قابل تقدیر و قابل تحسین هست .
معتقدم اگر آثار شاعران اردبیل اعم از غزل و قصیده و نیمایی و سپید رونمایی شود اردبیل در مرتبه دوم ادبیات کشور قرار میگیرد در مقابل ادبیات تهران که مانند دریاست و اردبیل به مانند چشمه در مقابل این دریا.
اعتبار این شهر در ادبیات واقعا بی نظیر است و اساتید مختلفی که از استانهای دیگر درانجمن ادبی حافظ شرکت داشتند همواره زبان به ستایش گشوده اند البته به شرطیکه مصرف گرایی نشود یعنی همان مضامین کهن در رنگ و شکل وبویی جدید ارائه نشود
شعرهای مضامین فضولی، واقف، شهریار، حافظ و سعدی را در قالب های جدید ارائه ندهند تا کی از یوسف و زلیخا یا وامق و عذرا یا شیرین و فرهاد ویا لیلی و مجنون شعر بسراییم این ها را پیشینیان سروده اند و زیبا هم سروده اند چه خوب است که مضامین جدید ابداع کنیم جامعه پر از مضمون جدید است طبیعت سرشار از مضمون و سوژه های زیباست. استاد شفیعی کدکنی می گوید آخرین برگ سفرنامه باران این است که زمین ترکیده است که یک دنیا حرف در آن نهفته است که این مختص کدکنی است.
فرهنگ ادبیات و هنر در اولویت دولت ها قرار ندارد این موضوع چه تاثیری در فرهنگ و ادبیات کشور می تواند داشته باشد؟
مدنیت هر جامعه ای به رشد فرهنگ آن جامعه بستگی کامل دارد شعر پاره ای از مدنیت هرجامعه و هر کشوری است که به عنوان ناب ترین و زیباترین شاخه هنر شایان توجه است که باید مورد توجه متولیان قرار بگیرد.
چرا بین مردم و شاعران معاصر شکاف احساس می شود؟
چند عامل میتواند در این امر دخیل باشد از چمله اینکه با توجه به بحرانهای اقتصادی و گرانیهای کمرشکن و تزلزل در ارکان مالی کشور که مستقیما بر گرده مردم فشار وارد می کند و همه به دنبال معاش هستند تا زندگی روزمره خود را تامین کنند از جامعه زباله گردها انتظار نمی رود که به شعر توجه کند.
شکاف دیگر کمبود تعداد خوانندگان کتابهای ادبی است در حال حاضر کتابهای شعر در سیصد، دویست یا صد جلد چاپ می شود که آن هم معمولا پشت گیشه کتابفروشیها می ماند.
از عوامل دیگر عدم رغبت خود شاعران به همفکران خود است چنانچه وقتی کتاب شعر چاپ می شودآثار همفکران خود را نمی خرند.
عدم وجود اندیشه های نو ،ترکیب سازی ها و تصویر سازی های نو در آثار شاعران امروزی هم عامل دیگری است که مابین مردم و شاعران که تعدادشان هم قلیل است شکاف ایجاد کرده است.
جایگاه و اهمیت امروز شعرو وزن شعر و شاعری در جامعه امروزی کجاست؟
جایگاه شعر امروز ایران را به دو دوره تا انقلاب و بعد از انقلاب تقسیم می شود .قبل از انقلاب به دلیل درخشش چهره های مطرح شعر امروز آثار ارزنده ای از آن روزگار مانده و ماندگار شده است . بعد از انقلاب به دلیل تاثیر اندیشه های مذهبی و بخصوص وقوع ۸ سال جنگ تحمیلی سبک وسیاق شعر امروز را به سوی مضامین مذهبی و دفاع مقدس سوق داد کسانی که مرکز نشین بودند آثار خود را با تیراژ بسیار تحت حمایتهای مالی وزارتخانه ها و نهادهای دولتی منتشر کردند اما کسانی که در شهرستانها زندگی می کردند کسی خریدار آثارشان نبود فقط گاه و بیگاه مجالس شعرخوانی به مناسبتهای مختلف ترتیب می یافت و هر شاعر در طول سال فقط دو یا سه شعرش را میتوانست به مردم ارائه کند.بنابراین بعد از پایان جنگ اندک اندک شعر به روال معمول خود بازگشت و این بار مضامین اجتماعی، ادبی، عشقی، سیاسی، طنز و امثالهم در افکار و اندیشه های شاعران جلوه گری کرد.
امروزه غیر از سه نشریه ای که من می شناسم جایی برای انتشار شعر وجود ندارد یکی صفحه هنر و ادب روزنامه اطلاعات است که روزهای سه شنبه منتشر می شود و در آن چند نقد ادبی و چند پاره شعر منتشر شده و ای بسا چنگی هم به دل نمی زند.
دومی که حدود ۶-۵ ماهی است به جریان افتاده سه شنبه های امروز در روزنامه ایران است . وقتی مقایسه می کنم می بینم چهره های تکراری شاعران در آن وجود دارد آنهم به قول معروف طیول خاصگان می شود یعنی آب و گل افراد بخصوص که امیدوارم اینطور نباشد.
سومین نشریه ارزشمند مجله وزن دنیاست که تا بحال هشت شماره آن چاپ شده که در ۳۰۰-۲۵۰ صفحه است که شامل نقد استانی شاعران استانها نیز هست و حتی در یک شماره از شاعران اردبیلی نقد کرده بود و تعداد بسیار کمی به اردبیل میرسد حتی آخرین شماره را از تهران تهیه کردم.
اما شاعران امروزبه نظر من پاره ای پرت و پلا می گویند یعنی جوهره شعر،جوهره خیال، ابتکار وابداع در ان کمتر دیده می شود حتی برخی منتقدان می گویند شعر امروز دارد راه ابتذال می پیماید و بدین ترتیب شعر جایگاه محکم مثل گذشته و حتی به مانند قبل از انقلاب در جامعه امروزی ندارد. شیوع کرونا هم مانع ارتباط جمعی ادیبان و شاعران شده حتی انجمن ادبی حافظ که از سال ۵۸ به طور مدواوم تشکیل جلسه می داد تعطیل شده واین عدم ارتباط با شاعران و نحوه تفکر آنها مسلما ذهن را به مسائل و مطالب دیگر سوق می دهد.
در مورد کارکردهای امروزی شعر بگویید؟
شعر به عقیده من یک حادثه است که ناگهان در روح انسان منفجر می شود بنابراین شعر دوحالت بیشتر ندارد یا جوششی است یا کوششی .شعر کوششی به نظم می انجامد اما شعر جوششی مثل سیل روان می شود. شعر در طول تاریخ به طور اختصار از فردوسی و خاقانی و نظامی و سعدی و حافظ و صائب و نیما و بعد از نیما جریان داشته است.
اینها در تحول شعر مثل خورشید هر کدام در جایگاه خود درخشیده اند. از نیما به بعد که شعر فارسی عمیقا متحول شده سبک ها و مکتب های متعددی به صورت شاخه هایی که از یک درحت تناور جدا می شود فضای ادبیات امروز ایران را گرفته است.
نیما که غالبا سپید می سرود و در اوزان خاص خودش نیز سبک خاصی داشت توسط دنباله روانش چون شاملو، اخوان ثالث، فرخزاد،فریدون توللی، فریدون مشیری ، رضا براهنی، نادر نادرپور و دیگرشاعران که در پدیداوری اثار ارزنده و ماندگار گامهای بلندی برداشتند.
یک شاخه از شعر به وسیله دکتر یداللهی با عنوان شعر حجم ابداع شد
شخصیتهای دیگری مثل اسماعیل نوری علا، بهرام اردبیلی ، پرویز اسلام پور و دیگران سبک خاصی با عنوان شعر دیگر ابداع کردند که ابداعات ذهنی و اختراعات کلامی خاص با مفاهیم غیر تکراری و زیباییهای خیال و اندیشه بود و همینطور اکبر اکسیرسبک دیگری به نام شعر فرانو ابداع کرد که تمایل بسیاری به طنز دارد .
اما امروزه در شعر معاصر بیشتر تغزلات نو، شعر نیمایی و شعر دیگر جلوه بسیار دارد منتها برخی از شاعران متصورند که همینکه قلم به دست گرفته و الفاظی پشت سرهم بچینند بدون هیچ پشتوانه ادبی و فلسفی و اجتماعی وسیاسی میتوان نام شعر برآن نهاد در حالیکه شعریک پشتوانه سنگین و رنگین از گذشتگان لازم دارد.
نیما غزلسرا و دارای مثنویهای زیبایی است که نشان می دهد به سبک قدیم کاملا مسلط بوده ولی وقتی که هنجارشکنی می کند و وزن را از هم میگسلد و قافیه را از انتهای مصرع ها سرکوب میکند یک سبک جدیدی به وجود می آورد که به عقیده شخص من که صدها شعر نیمایی نوشته ام سرودن شعر نیمایی به مراتب مشکل تر از غزل پردازی است در غزل قافیه نگهبان مصرع هست، میگوید مطلب را برابر مفهوم من بنویس که همان کوششی است اما در نیمایی جوشش است. چه بجوشد؟ ابداعات، تخیلات و کشفیات ذهن و همین است که شعر را متمایز میکند.
اما جوانان ما پشتوانه لازم را ندارند و به همین دلیل آثارشان هنوز در لابلای فضای مجازی و نشریات می ماند و فراموش می شود.
آیا شعر خاصی بوده که نظرتان را به خود جلب کرده باشد؟
بله بیت بسیار زیبایی که نام شاعرش را نمیدانم و به نظرم بسیار زیباست همواره در ذهنم است :
سلام حضرت دلبر/ سلام قرص قمر
زمین که لطف ندارد/ از آسمان چه خبر

گفتگو:فاطمه شکرزاده

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *