آموزش و پرورش ما به کدام سو می رود ؟

آموزش و پرورش ما به  کدام سو می رود ؟

از آنجایی که توسعه انساني رکن اصلي توسعه پايدار است در نتیجه براي رسيدن به جامعه اي ايده آل ، پيشرفته و پويا که در آن انسان ها صاحب حق و حرمت باشند ، نيازمند تشکيلات نو ، معلمان نوانديش و دانش آموزان نوپرداز هستيم و اینها هیچ کدام بدست نمی آید مگر با وجود آموزش و پرورشی که این ویژگی ها جزو دغدغه های آن محسوب شود .
اما سوالی که در اینجا مطرح می شود این هست که آموزش و پرورش چگونه می تواند جامعه را به توسعه برساند ؟ در پاسخ باید گفت :
این آموزش و پرورش هست که زمينه رشد فکري و اخلاقي انسان هاي يک جامعه پويا را فراهم می کند و باید گفت تنها راه کمال انسان به سوي سعادت و خوشبختي از همین مسیر می گذرد
يکي از وظايف مهم نظام آموزش و پرورش کشور تربيت انسان هاي «خودباور» و نه « داراي غرور کاذب » است .
بايد تربيت کننده انسان هايي باشيم که بدانند ريشه در گذشته دارند ، اما در دنياي امروز زندگي مي کنند و بايد به آينده بينديشند .
ریشه در گذشته داشتن یعنی اینکه ما نیز سهمی در به وجود آمدن تمدن بشری داشته ایم همانند ملت های دیگر و نه بیشتر ، نه ملتی خود برتر بین و خود بزرگ بین و اسیر توهم‌ و گرفتار در غرور کاذب گذشته ی خیالی که هیچ ثمری جزء دور باطل عقب ماندگی عایدی نداشته و نخواهد داشت .
باید بدانیم که پایه و اساس پیشرفت هر کشوری ناشی از آموزشی است که مردم آن کشور دیده اند و پرورشی است که آنها را برای کارهای مختلف و نقش هایی که در اجتماع دارند آماده ساخته است . کشورهایی که امروزه بعنوان ممالک پیشرفته و توسعه یافته شناخته میشوند امر آموزش و پرورش را جدی و مهم تلقی میکنند و وسواس بسیاری در چیدمان و انتخاب افراد برای اداره و هدایت این امر مهم در نظر می گیرند چرا که زیربنای آن اجتماع محسوب میشود .
چنین مساله ای زمانی حیاتی می شود که مردم آن کشور متشکل از قوم ها و ملت های گوناگون باشند که در اینصورت هرچه بیشتر نیاز به وحدت و همدلی و احترام متقابل ، برای ادامه ی حیات رو به جلو در آن کشور دارند . چرا که هر گونه سخن و عمل نسنجیده و محرک می تواند مخل آسایش در ابتدا و سپس پیشرفت و حرکت رو به جلوی آن کشور تلقی شود .
رسالت این سازمان نیز باید با توجه به امکاناتی که در اختیار دارند اعم از معلمین و نیروی انسانی که در واقع تضمین کننده و ضامن بقای آن کشور محسوب می شود باید بر همین مبنا استوار باشد که چه در کتابهایش ، چه با معلمین و نحوه ی آموزش آنها ، و چه در نوع آموزشی که در نظر می گیرد زمینه را برای پیشرفت هرچه بهتر محصلین فراهم‌ آورد و آنها را هم از نظر ذهنی و هم از نظر جسمی آماده حضور در اجتماع برای مدیریت آینده هم سیاسی و هم اقتصادی و نیز فرهنگی در جامعه گرداند .
آموزش و پرورش نقشی اساسی در اجتماعي كردن كودكان و نوجوانان ایفا می کند بطوری که از يك طرف با استفاده از كتابهاي درسي كه از آنها ، بر مفاهيم اساسي تربيت اجتماعي تاكيد مي گردد و شناختي از تاريخ مشترك ، وضعيت طبيعي كشور ، شكل حكومت ، سياست جامعه و فعاليتهاي جمعي به دانش آموزان ارائه مي‎گردد و همچنين با تاكيد بر مفاهيم اجتماعي ، روابط مطلوب و الگوهاي مناسب ، رفتار اجتماعي به دانش آموزان نشان داده مي‎شود .
از طرف ديگر ، دانش آموزان از طريق برخوردهاي اجتماعي با همسالان ، معلمان ، مربيان ، ناظم و مدير مدرسه ، چگونگي روابط اجتماعي را فرا مي‎گيرند .
و آنچه را که در این محیط یادگرفته اند را در آینده در اجتماع برآنها عمل خواهند کرد . در صورت انطباق محتواي كتابهاي درسي با واقعيات زندگي اجتماعي و در صورت هماهنگ و همسو بودن روابط متقابل اجتماعي يا مفاهيم طرح شده در كتابها ، مي توان ادعا كرد كه مدارس كاركرد اجتماعي كردن را به خوبي انجام مي‎دهند . با توجه به همین نکته میتوان گفت بعد از خانواده ، اولين ركن تربيت اجتماعي ، كه در واقع مهم ترين و مؤثرترين نهاد تربيتي محسوب مي‎شود آموزش و پرورش می باشد .
كاركرد « تربيت اجتماعي » در فرآيند توسعه اجتماعي اقتصادي و فرهنگي يكي از مؤثرترين و تعيين كننده ترين عوامل تحرك و ترقي يك جامعه به حساب می آید .
از آنجا كه آموزش و پرورش هم سبب انتقال فرهنگي مي‎شود و همه به مثابه يك جريان جامعه پذير عمل مي‎كند ارتباط نسل جوان با نسل گذشته از طريق انتقال فرهنگي، فرآيند تربيت اجتماعي زمينه سازي توسعه تحول و رشد همه جانبه ساختارهاي فرهنگي و اجتماعي يك جامعه مي‎گردد. زيرا آموزش و پرورش در قالب توسعه، نيروي انساني مورد نياز را پرورش مي‎دهد و با تغييرات رفتاريي كه در افراد ايجاد مي‎كند، آنها را متناسب با آرمانها و اهداف مورد نظر جامعه بار می آورد .
بدون شك كودكان و نوجوانان امروز سازندگان جامعه فردا هستند و چگونگي پرورش اجتماعي آنان نقش مهمي در شكل گيري شخصيت آنان و در نهايت، در رشد و توسعه فرهنگي،اجتماعي ، سياسي و اقتصادي جامعه ايفا خواهد كرد.
اما ببینیم در عمل آموزش و پرورش ما واقعا به آنچه که رسالتش می باشد چگونه عمل می کند و آنچه که در واقعیت در جامعه شاهد آن هستیم چیست ؟
چه کسی به ما یاد داده است که وقتی قیمت کالایی چندبرابر میشود سعی کنیم بیشتر از نیازمان خرید کنیم و خوداحتکاری کنیم که مثلا اگر فردا روزی گرسنگی و قحطی آمد ما بتوانیم چند صباحی بیشتر از همسایه مان زنده بمانیم؟
چه کسی به ما یاد داده است که پیشرفت خود را نه در کار گروهی بلکه در کار انفرادی بدانیم ؟
چه کسی به ما یاد داده است که اگر بخواهیم در جامعه دیده شویم باید پا روی شانه های دیگران گذاشته و از آنها بعنوان نردبان و ابزار برای رسیدن به منافعمان بهره گیریم ؟
چه کسی گفته است که نیک بختی در خوابیدن و خوشگذرانی و تنبلی است ؟
چرا در کشور ما اینقدر کار گروهی و شراکتی به ثمر نمی رسد ؟
چه اصراری در غیریت سازی و دیگر ستیزی در جامعه ما آنهم از سوی مرجعی که نقش اصلی در آموزش و پرورش و باز نقشی حیاتی در آینده سرزمینمان دارد انجام می گیرد ؟
چه کسانی و با چه نیاتی و چه زیرکانه دست به چنین کارهایی می زنند که درست انگشت بروی اصلی ترین فاکتور جامعه گذاشته و اتحاد و همبستگی ملی را نشانه گرفته اند ؟
یکبار با بیان اینکه نباید معلمین لهجه دار را استخدام کنیم ، باری دیگر با امنیتی خواندن اجرای اصول قانون اساسی، دیگر لار با حذف تصویر بخش بزرگی از اقوام و ملت بزرگ کشورمان از روی صفحه کتاب های درسی و آخرین شاهکار نیز حذف تصویر کودکان دختر از روی جلد کتاب درسی ؟؟؟؟!!!
براستی چرا ؟
مگر خداوند در قرآن نفرموده است که:
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثي‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ ( ای مردم ، بی تردید ما همه ( افراد نوع ) شما را از یک مرد و زن ( آدم و حوّا ) آفریدیم ، و یا هر فرد شما را از یک پدر و مادر خلق کردیم ، و شما را قبیله های بزرگ و کوچک قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید ( پس در میان شما برتری نژادی نیست بلکه ) مسلّما گرامی ترین شما در نزد خدا پرهیزکارترین شماست همانا خداوند بسیار دانا و آگاه است)
و مگر پیامبر اسلام نفرموده اند که یادگیری علم بر هر مرد و زنی واجب است .
پس انجام چنین بی سلیقگی هایی برای چیست و چه کسی مسئول خدشه دار شدن اتحاد اجتماعی و کاهش اعتماد اجتماعی است ؟
وظيفه آموزش و پرورش در جامعه شناخت و حل نيازهاي فکري جوانان است . تعليم و تزکيه نفس و آموزش فلسفه معاني زندگي به نسل هاي آينده از مهمترين وظايف معلمان است . در جامعه اي که علم و دانايي ، محور توانمندي و توسعه جوامع بشري باشد ارتقاي کيفي آموزش و تربيت نسلي پرسشگر و خلاق امري ضروري است . توسعه کمي و کيفي آموزش ، توسعه مشارکت عمومي ، ارتقاي سلامت و بهسازي منابع انساني از مهمترين اولويت هاي کاري آموزش و پرورش مي باشد.
اما با انجام اعمالی چون غیریت سازی و دیگر ستیزی و جدا کردن افراد اجتماع از هم و طبقه بندی کردن ها چه انتظاری از کودکان امروز و جوانان و مدیران فردای کشورمان خواهیم داشت ؟
ما اقتصاد و جامعه شناسي وتوسعه و سياست را فقط براي اين نمي آموزيم كه در حد تخصص در اين رشته متوقف شويم. بلكه مي‎خواهيم اشخاصي تربيت كنيم كه جهاني را كه در آن زندگي مي‎كنند و در اداره آن سهيم هستند. به شيوه‎اي علمی و عقلايي بشناسند و اداره كنند.
منظور از آموزش و پرورش، به حرکت درآوردن فرآیند توسعه همه جانبة بشر است که در طول زندگانی انسان ها با هدف شکوفایی فکری، جسمی، احساسی، اخلاقی و معنوی صورت می گیرد. از طرف دیگر وظیفه آموزش و پرورش تنها تربیت آموزشگاهی و یا تدریس یک شخص معیّن و یا یک درس معین به حساب نمی آید. در حقیقت مدارس و سایر مؤسسات آموزشی در جوامع امروز کوشش دارند که خصوصیات اخلاقی با اجرای برنامه های گروهی و طرح مسایل اجتماعی به طور جدی عملی شود. انواع بازی ها، شرکت دادن دانش آموزان در نمایش های مدرسه، موسیقی و امور هنری، انجام دادن مراسم مختلف و تمام فعالیت های خارج از کلاس و همه چیزهایی که در مدرسه آموخته می شود، جنبة اجتماعی و عمومی آموزش و پرورش هستند. صرف نظر از وظایفی که اشاره شد، آموزش و پرورش وظایف مهمتری نیز برعهده دارد که می توان به وظیفه گسترش شخصیت، آموزش فرهنگی، توسعة ارزش های اخلاقی و مدنی، آموزش بزرگسالان و آموزش رسانه ای اشاره کرد.
باید بدانیم که امروز اتحاد و همدلی همان ریسمانی است که باید همگی محکم بدان چنگ زنیم و متفرق نشویم چرا که بقا و قدرت ما در جمع بودن ماست .
باید بدانیم که ایجاد اتحاد و همدلی نیازمند ایجاد زمینه های لازم می باشد و آنچه را که در قانون بخوبی پیش بینی و تعریف شده است . با بستر سازی و ایجاد زمینه های لازم برای اجرایی ساختن اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی که می تواند بخشی از حقوق بحق اقوام را محقق کرده و کانون همگرایی ملل ساکن در ایران را فراهم‌ نماید و ایران و ایرانی ای قدرتمند را به جهانیان نمایان ساخت .
امید است ….

یادداشت:محمد کامرانی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *