خوابی به قیمت بیدار نشدن

خوابی به قیمت بیدار نشدن

لئو تولستوی حرف جالبی می زند،می گوید:برای عمل کردن بدن انسان باید او را بیهوش کرد.امابرای عمل کردن روح انسان باید او را بیدار کرد!
بیداری!واژه ی دیرآشنای این روزهای زندگی ما انسانها.
چیزی که برای هرمسئله ای که راجع به آن بخواهیم بیندیشیم همان شروع کار ،لازم است.بیداری نه به معنای ظاهری آن بلکه همان چیزی که شاید برای این روزهای کمی دشوار!اگر عمیقا آن را دریابیم بتواند کمک کند تا زندگی کنیم ،لبخند بزنیم،باری از دوش کسی برداریم،وبرای خود راه و چاه ها را بهتر و سریعتر ترسیم کنیم نوشته بود:زمانی تلفن کم بود،اما آدمهای زیادی بودند که بهشان زنگ بزنیم و یک دل سیرحرف بزنیم؛
حالا تلفن زیاده، اما آدمهای کمی هستند که دلمان حرفهایشان را میخواهد … کافیست بخواهیم کافیست بنگریم کافیست بدانیم .این دوری،این دغدغه ها و این بی هم شدن ها ؛برای آینده ی این زمین بدون شک سم است!نمیخواهیم همه چیز را به شعر و احساس و واژه و خیال وصل کنیم؛ که مسئله جدی تر از یک بیت شعر یا یک حرف جالب یا ماندگار است!
ما فقط بعد از مبتلا شدن به هر مصیبت و گرفتاری، آن هم دم آخر، با احساساتی پرشور، تنها به فکر خلاص شدن از آن مخمصه هستیم، نه به فکر معالجه قطعی آن. نتیجه این می شود که تمام مشکلات ما همیشه باقی است و دائما نیز تکرار می شود.
برای همین است بسیاری از مردم اعتقاد راسخ پیدا می کنند به اینکه تاریخ تکرار می شود.
در حالی که این ما هستیم که وقتی باران می آید و کوچه ها را آب می گیرد بطوریکه راه را بند می آورد. تنها با کوله کردن دیگران و گذراندن آنها از مخمصه، مسئله مان را موقتا حل می کنیم.
بنابراین همین گرفتاری را در طول تمام زمستان ها داریم و تاریخ رفتار و نحوه تفکر ماست که تکرار می شود، زیرا هیچگاه به فکر راهی همیشگی و اصولی که در موقع باران آمدن آب در کوچه ها نایستد و یا در موقع بندآمدن گرد و خاک آزارمان ندهد و آلوده مان نکند نیستیم و با هر بارانی، گرفتاری آب ایستادن و با هر بادی تیره و تار شدن هوا ، برایمان تکرار می شود.حرف های دکتر محمد علی ایزدی در کتاب “چرا ما عقب مانده ایم”
تلنگرخوبی برای تمام تاریخ زندگی ماست برخی چیزها با بیداری و فهم باید از بین بروند باید خودمان را از آنها رها سازیم،به عبارتی از دستشان خلاص شویم!در را ببندیم آهنگ را عوض کنیم،خانه تکانی کنیم گرد و غبارها را بتکانیم از آنچه هستیم دست برداریم وبه آنچه که واقعا هستید روی آوریم!و همه ی این ها مستلزم بیداری است .بیداری به معنای واقعی. امروز با هرکسی می نشینی حرف بزنی درباره ی هر موضوع مهم یا غیر مهم دیگری که باشد ،اول یا آخر حرف هایش بدون استثنا مشکلات شخصی یاخانوادگی را باید گوش بدهی!البته این را خوب می دانم که خودت هم همین ها را بیشتر دوست داری تا حرف زدن درباره تیم فوتبال محبوب ات یا سیاست یا یک جای تاریخ که چه اتفاقی افتاده است؛چرا که خودت هم بخش مهم زندگی این روزهایت همان چیزهایی ست که طرف مقابلت دوست دارد بیشتر درباره آن حرف بزند:مشکلات!
نیچه می گوید:طبع انسان به گونه ای است که اگرصد بار پاره ای از اعتقادات اش را بادلیل و منطق رد کنند،باز همدر صورت نیازبدانها باز می گرددو آن ها را واقعی می پندارد!دقیق تر که به موضوع نگاه می کنیم میبینیم ای دل غافل؛دقیقا همین است که گفته اند!یک روز تصمیم میگیریم آدم دیروز نباشیم ،محکم تر باشیم،بلند شویم،تمام دلایل وبهانه های دیروز را کنار می گذاریم و رد میکنیم ،جمله معروف”خواستن ،توانستن است” را مینویسیم بالای سطر زندگی مان.
و شروع می کنیم! اما هنوز یک روز نگذشته ،تا دوباره گره کوچکی ظاهر میشود باز می گردیم به همان دلیل و منطق ها وبهانه های رد شده و سفت می چسبیم..
می خواهیم در بلند ترین قله ها باشیم اما راهش را کج میرویم میخواهیم کوچکترین مشکلی درِ خانه ما را نزندوتمام مشکلات فقط برای همسایه باشد!
میخواهیم شب بخواهیم و صبح در ویلایی زیبا در یک جزیره ی ناب بیدار شویم! میخواهیم محبوب باشیم
اصلا انگار به بـعضیها یاددادند که باید کاری بکنی که محبوب دلها باشی و به بعضی هاهم گفتند تو هم اکنون محبوب دلها هستی! اما باید دست های آن پدر و مادری را که به بچه هایشان یاد میدهند که هیچ وقت چنین چیزی ،شدنی نیست که محبوب همه باشی و راستش را بخواهی اصلا نیازی هم به این نداری که همه دوستت داشته بـاشند،را بوسید.نه اینکه هر کاری دلت میخواهد بکنی و نسبت به دیگران بی تفاوت بـاشی،نه.تو کار درست را انجام بده، حالا این وسط کسی هم نپسندید،نپسندید.درست را هم چک کن، درست بودن راهم هراز چندگاهی چک کن،امااینکه دایم در تکاپوی تـاییدومحبوبیت باشی، اشتباه است،شدنی نیست!
و این جمله ها،آرامشِ این روزهای ما باید باشد.
باید به بیداری برسیم،بیداری در معنای واقعی آن
وگرنه قصه دروغ این عصرخاکی خوابمان خواهد کرد!خوابی به قیمت بیدار نشدن!

یادداشت: شبنم فرضی زاده

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *