حکم طلاق برای عروس هزار داماد

حکم طلاق برای عروس هزار داماد

گرچه هنوز هیچ حکم رسمی ابلاغ یا منتشر نشده است و جزئیات دقیقی از نحوه ابطال و چگونگی بازگشت این مجموعه به دولت در دسترس نیست اما خبرهای منتشره حاکی ازآن است که واگذاری کشت و صنعت مغان ابطال شده است.
نزدیک به ۵۰ سال از تاسیس کشت و صنعت مغان گذشته است ، در تمامی سالهای که مدیریت آن به دست دولت بوده همواره با چالش های متعددی روبرو شده و سقوط همیشگی نمودار توسعه و پیشرفت آن گه گاهی به صورت سینوسی پرش هایی داشته است . مدیریت دولتی کشت و صنعت مغان باعث شده بود زیر ساخت های آن به طور کلی نابود یا از گردونه تولید خارج شود و صرفا با اجاره زمین ها به مردم یا استفاده از ظرفیت های حداقلی این مجموعه، بیمار رو به موت کشت و صنعت به حال احتضار بیافتد.
تا اینکه دو سال پیش به بخش خصوصی واگذار شد و عملیات احیا جنازه کشت و صنعت مغان با سرمایه گذاری بخش خصوصی و دقت و دلسوزی نسبت به اموال و چشم انداز سودآوری که در بخش خصوصی امری بدیهی است آغاز شد .
نفس مصنوعی بخش خصوصی کارگر افتاد و کشت و صنعت مغان از گور برخاست و رفته رفته با آواربرداری ویرانه های مدیریت دولتی جان گرفت و فصل جدید بالندگی تولید و توسعه درآن رقم خورد.
طی دو سال همه شاخص ها نشان از رکوردزنی تولیدات کشت و صنعت مغان به دست بخش خصوصی داشت، استخدام جوانان منطقه با حقوق مکفی و مزایای بی نظیر انجام گرفت ، صنایع تبدیلی و کارخانجات تاسیس شد ، ظرفیت های بی همتای آن به سرعت به حداکثر توان تولید رسید ، فناوری های روز دنیا خریداری و به کشت و صنعت منتقل شد ، حقوق ها به موقع پرداخت و چشم انداز گسترش آبادانی ترسیم شد ، اما مگر می شود دست عده ای که ۴۰ سال از این مجموعه مفت و مجانی ارتزاق می کردند به یکباره کوتاه شود و دم نزنند؟
کشت و صنعت مغان حیاط خلوت دولتها و محفل سیاسیون و محلی برای دورهم جمع شدن حلقه ها و تیم ها و لفت و لیس شان بود، آنچه هیچگاه کشت و صنعت به خود ندید مدیریت در راستای منافع مردم و کشور بود ، این یک ادعا نیست بلکه همه آمارها و ارقام موجود است ، اما از آنجایی که سفره چرب و چیلی پهن و دلواپسان امروز کشت و صنعت مغان دستهای دراز و کوتاهشان بر سفره بود همگی با لبخند رضایتی عمر می گذراندند و خوش می گذشت.
عروس کشاورزی و صنعتی ایران هر چند سال یک بار به عقد یک گروه سیاسی در می آمد و از آنجایی که سیاسیون همیشه ی خدا داماد ناجور و نابخردی برای صنعت و کشاورزی بودند ، کشت و صنعت را سیاه بخت کرده بودند و مردم هم به سان خانواده عروسی که گوشت عزیزشان زیر دندان طمعکاران گیر کرده بود چاره ای جز تحمل نداشتند . بگزریم که این عروس نگون بخت دامادهایی که دست بزن داشتند و نفقه هم نمی دانند را تحمل کرد.
حکم طلاق واگذاری کشت و صنعت به بخش خصوی ، پیرهن سفید خوشبختی از تن این عروس هزار داماد که دو سالی بود روی خوش رشد و توسعه را به خود میدید گرفت و حالا با سرنوشت نامعلومی منتظر دامادهایی است در فراق کشت و صنعت می سوختند و از قبل برای به چنگ آوردن آن زنبیل گذاشته بودند .
بازگشت کشت و صنعت به روزهایی که دولت دایه گی مدیریت آن را داشت خبر خوبی نیست ، زیرا دیگر هیچ بخش خصوصی واقعی خریدار آن نخواهد بود و عرضه در بورس و واگذاری به صورت تعاونی و یا بخش خصولتی نیز هیچ دست کمی از مدیریت دولتی نخواهد داشت . صد حیف که سرنوشت کشت و صنعتی که می توانست عروس کشاورزی و صنعتی ایران بوده و افتخاری برای اردبیل باشد به عروس هزار دامادی تبدیل شد که زین پس عجوزه ای بیش ازآن باقی نخواهد ماند.

یادداشت:شهروز کامجو

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *