سکه ابطال به نام چه کسی ضرب می شود

سکه ابطال به نام چه کسی ضرب می شود

داستان منطقه آزاد را خوب خاطرمان هست ، تا طرح آن تکانی میخورد نمایندگان مجلس با سرعت چشمگیری اقدام به انتشار خبر و تصاحب افتخار تصویب منطقه آزاد می کردند . هر کدام هم در انتشار خبر فوری دستی نداشت و یا چیزی از این تصویب عاید منطقه انتخابی اش نمی شد با افتخار اعلام میکرد در برابر این مصوبه خواهد ایستاد .
ماجرای کشت و صنعت نیز چنین است ، به محض برگزاری جلسه هیات داوری هر کدام از نمایندگان به سبقت از یکدیگر در انتشار خبر پرداختند تا سهمی از این افتخار پوپولیستی را صاحب شوند .
مرده و قولش ، شرمنده مردم نشدیم ، کشت و صنعت به آغوش مردم بازگشت ، نگین زرین کشاورزی در آغوش عدالت و از این دست تیترها با تصویری از نمایندگان مجلس فضای رسانه ای استان را پر کرد .
برخی از این نمایندگان اساسا فاقد وزن و برش در سطوح بالا هستند و عملا نمی توانستند نقشی در ماجرای ابطال داشته باشند، پس با آماده باش کامل منتظر نتیجه هیات داوری بودند تا با پیش دستی در انتشار خبر ابطال خودی نشان دهند و رزومه ای برای خود دست و پا کنند .
برخی دیگر از نمایندگان عمر نمایندگی شان چنان کوتاه است که زمان جمع آوری و دسته بندی اطلاعات مربوط به کشت و صنعت را نداشتند و فقط شنیده بودند چنین پرونده ای در جریان است و بوی خوش قهرمانی مفت و مجانی را استشمام کرده بودند .
اما کمی باهوش تر هایشان می دانستند که امروز را فردایی نیز هست ، گرچه با سبقت از دیگران خبرهای دست اولی منتشر می کردند اما دست به عصا تر حرکت کردند و به فکر آینده این اتفاق و عواقب آن هم بودند که چند صباحی دیگر چگونه از زیر بار مسئولیت ابطال شانه خالی کنند.
نکته جالب سرور نمایندگان تبریز از این ابطال بود ، ساده لوحانه خواهد بود اگر رابطه بین خریدار تبریزی کشت و صنعت و نمایندگان آذربایجان غربی را بی تاثیر پنداریم . برای مثال چرا نمایندگان اصفهان و یا خوزستان به جشن و پایکوبی نپرداختند ؟
حال که نمایندگان اردبیل در حال اجرای بازی صندلی هستند تا برنده نهایی سکه ابطال کشت و صنعت را به نام خود ضرب کند جا دارد به یک سوال اساسی پاسخ دهند ، کشت و صنعت مغان چه خواهد شد ؟
سرمایه گذاری در این شرکت با کدام بودجه و توسط چه منبعی انجام خواهد پذیرفت؟ حقوق کارگران کشت و صنعت را که میلیاردها تومان در ماه هزینه دارد را از جیب خالی کدام منبع پرداخت خواهد شد ؟ آیا سرمایه گذاری در کل دنیا پیدا خواهد شد که با توجه به برخورد بیرحمانه با سرمایه گذار قبلی مجددا به بحث سرمایه گذاری در کشت و صنعت مبادرت کند ؟ تکلیف زمین عشایر که سالهای مدیریت دولتی این مجموعه خاک میخورد و چیزی نمانده بود به نتیجه برسد چه خواهد شد ؟ چه کسی جلوی ریخت و پاش ها و دله دزدی های احتمالی را خواهد گرفت؟
سوالاتی که هیچ کدام از نمایندگان سینه سپر ابطال کشت و صنعت به پاسخ آنها اشاره ای هم نکردند، چرا؟ چون پاسخی ندارند . شاید برخی از نمایندگان چنین سوالاتی به ذهنشان هم خطور نکرده باشد ، فقط چون فضای خوبی برای خودنمایی بود و فرصت کم نظیری برای اظهارات عوامانه درنگ نکردند و خودی نشان دادند.
عواقب ابطال را هم از هم اکنون میتوان حدس زد که چگونه مدیریت خواهند کرد: همه مسئولیت ها با دولت است و هر اتفاقی خواهد افتاد مسئولیتش را به دولت حواله خواهند کرد، به همین سادگی .
فردای روزگار اگر کشت و صنعت به حال نزار و فلاکت افتاد که زیاد هم دور از انتظار نیست ، حال این نمایندگان سبقت گیر تماشایی خواهد بود.

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *