مشت آهنین در برابر تروریسم

مشت آهنین در برابر تروریسم

پرداختن به مسئله تروریسم در عصر کنونی و در منطقه پرآشوبِ غرب آسیا و یا بهتر بگویم، از افغانستان و پاکستان گرفته تا شمال آفریقا و در نگاهی گسترده تر ، می توان زمینه های آن را در سراسر گیتی برای چنین پدیده ای فراهم دید ، برای ما ایرانیان ضرورتی از سرِ اختیار نیست! کشور ایران به همه ابعاد فیزیکی و فرهنگی اش در مرکز امنیت و ناامنیِ این پدیده شوم واقع شده است که توجه بیش از پیش را نسبت بدین مسئله می طلبد .
از سیاستمداران و نظامیان و اندیشمندان و دلسوزان این آب و خاک انتظار می رود بیش از هر قدرت منطقه ای و فرامنطقه ای به این مهم بپردازند .
باید گفت قدرت های منطقه ای و فرامنطقه در ایجاد گروه های تروریستی نقشی اساسی داشته و این گروه ها دست آموز کشورهای خودکامه هستند و به قصد دستیابی به اهداف کوتاه و دراز مدت حامیانشان شکل گرفته اند.
در روزگار مدرن، تروریسم یکی‌ از عوامل‌ اصلی تهدید جامعه به شمار می‌رود و طبق‌ قوانین ضد تروریسم در اکثر کشورهای دنیا توسط سیستم قضایی جرم محسوب می شود.‌ چنانچه در جنگ علیه غیر نظامیان، شهروندان عادی، نیروهای بی‌طرف و یا اسیران جنگی اعمال تروریستی انجام شده باشد، جنایت جنگی به حساب می‌آید.
بسیاری از سازمان‌های سیاسی به بهانه پیشبرد اهداف خود اعمال تروریستی را بکار می گیرند. برخی اوقات مشاهده می شود دولت‌های حاکم نیز از این حربه برای دستیابی به مقاصد خویش استفاده نموده‌اند.‌
اولین کاربرد واژه ترور در جهان مدرن، مانند بسیاری از مفاهیم نوین دیگر از جمله «پیشرفت و ترقی» از انقلاب فرانسه نشات گرفته است. در ادبیات فارسی «ترور» مأخوذ از Terreur و به معنای قتل سیاسی به وسیله اسلحه است.
وقتی واژه ی تروریسم را می شنویم بی شک به یاد رعب و وحشت می افتیم و یا استفاده از خشونت و یا تهدید به استفاده از اعمال وحشت برانگیز برای دستیابی به اهداف سیاسی مذهبی و یا ایدئولوژیکی گفته می‌شود.
اما در فرهنگ علوم سیاسی، تروریسم به این صورت تعریف شده است: «اعضای تحت تعلیم ایدئولوژی تروریست، مهمترین هدف خود را واژگون کردن نظام سیاسی موجود قرار می دهند. گروه های تروریستی برای رسیدن به هدف خود، به تهدید و خشونت متوسل می‌شوند.»
روش جنگ گروه های تروریستی کاملاً غیر اخلاقی و غیرانسانی و می توان گفت کاملاً وحشیانه است. در این قبیل اقدامات غیر عرفی و غیر قانونی برای این گروه ها اهمیتی ندارد که در یک عملیات انتحاری چه تعدادی کشته و کشته شدگان چه کسانی هستند
عموماً گروه های تروریستی اغلب از سوی رژیم های خودکامه و قدرت های بزرگ و بین المللی تشکیل شده و مورد حمایت واقع می شوند .
تروریسم چیز جدیدی نیست و در عین حال یک پدیده مشخص، به حساب نمی آید. تروریسم صرفاً روشی از منازعه است و عموماً با عنوان حمله ای عمومی علیه بیگناهان [خارج از چارچوب جنگی سازمان یافته] با هدف ایجاد ترس و وحشت، تعریف می شود. چنانچه در بالا نیز ذکر شد تروریسم ، شیوه ای از منازعۀ خشونت بار است که برخی اوقات از آن با عنوان سلاح طرف ضعیف علیه طرف قوی یاد می شود .
باید گفت از عوامل اقتصادی مهمِ پاگرفتن تروریسم در جهان ، یکی نبود تناسب میان رشد جمعیت و اشتغال و دیگری توزیع نامناسب ثروت میان کشورهای جهان است. لاکوئر می گوید توزیع نادرست ثروت بویژه در کشورهای خاورمیانه و جهان سومی مایه رکود اقتصادی و اجتماعی در این جوامع گشته است، وجود این شکاف اقتصادی و بی توجهی به چنین معضلاتی به سرخوردگی شهروندان و روی آوردن لایه هایی از جامعه به تروریسم می انجامد،
امروزه مبارزه با پدیده ی تروریسم به یک امر مبتلا‌به نظام بین‌المللی مبدل گردیده است؛ چرا که وضعیت نابه سامان ناشی از وقوع آن نه تنها موجب خدشه‌دار شدن امنیت انسانی شده، بلکه صلح و امنیت ملی و بین‌المللی را مورد هجمه­ی خود قرار داده است.
باید گفت تروریسم ، از اساسی ترین معضلات جامعه جهانی و خطرناک ترین تهدیدها بر ضد حقوق ملت ها و ثبات بین المللی است. در طول تاریخ، به ویژه یک صد سال اخیر، تروریسم، ریشه مهم ترین تهدیدها بر ضد صلح و امنیت جهانی بوده است.
امروز نه فقط شرایط منطقه بلکه الزامات بین المللی ایجاب می کند اولویت همکاری ها ، ریشه کنی تروریسم و افراط گرایی باشد
در منطقه ما، تروریسم و افراط گرایی بلایی است که هنوز ادامه دارد و صلح، امنیت و رفاه همه ما را در کنار عوامل دیگر، تحت تاثیر قرار داده و ما نیز چاره‌ای نداریم که با همکاری و همراهی و شناخت درست از ریشه‌های پیدایش و ترویج این تهدید، در مقابل آن بایستیم.
واقعیت تلخ این است که استراتژی خشونت در نیم قرن اخیر بطور مستقیم و غیر مستقیم به کمک استبداد آمده است ، و توسل به خشونت و عملیات مسلحانه و تروریستی مانعی برای پیشرفت و تقویت استراتژی های عقلانی و اصلاح طلبانه بوده است. این دور باطل منجر به ” تکثیر خشونت ” شده است .
چاره کار در این هست که برای شناسائی و ریشه کن کردن این پدیده ی شوم ضمن توجه به علل و عوامل بیرونی و درونی آن باید بن مایه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ایدئولوژیک آنرا با دقت بررسی و ریشه یابی نمود، برای خشکاندن ریشه های این پدیده شوم خانمان برانداز که آرامش و آسایش بشری را نشانه گرفته و ثمره تلخ آن کشتن، آوارگی و دربدری میلیون ها انسان بی گناه در سراسر جهان است، نیازمند همدلی و اتحاد و همبستگی ملی هستیم .
اگر امروز وقتی جوانان ما در مرزها شهید می شوند بی تفاوت بنشینیم فردا باید در داخل شهرهایمان با این افراد درگیر شویم .
باید جلوی قاچاق کالا و لوازم این گروهک ها که به عنوان تامین کننده اصلی منابع مالی علاوه بر کمک های مالی دولت های استعماری گرفته نشود و شریان های حیاتی آنها قطع نشود نمی توان از یارگیری های آنها در مناطقی که با مشکل اشتغال و محرومیت مواجه هستند جلوگیری کرد .
ماهیت تروریسم وتجارب حاصله نشان می دهد که ریشه ها و زمینه های بروز تروریسم و شورش ابعاد متعددی دارد که در کنار توان و دیدگاه نظامی بایستی از دیگر ابعاد نیز مورد توجه قرار گیرد و ضروری است به آن پرداخته شود.
سخن آخر اینکه مردم ما باید توجه داشته باشند در طول تاریخ هیچ جنبش مدعی چه انقلابی و آزادیخواه و حتی استقلال طلبانه در جهان با تروریسم و خشونت و افراط گرایی نتوانسته آزادی و دمکراسی را به ارمغان بیاورد و حاصل آن چیزی جزء اردوگاه های اشرف و … نبوده است باید از زبان مردم همان مناطقی که سالهاست قربانی تروریسم اجاره ای بوده اند گفت که
شهید لر اولمز وطن بولونمز

یادداشت:محمد کامرانی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *