شجریان نگین انگشتر موسیقی ایران

شجریان نگین انگشتر  موسیقی ایران

در روزگاری که تازه به دوران رسیده ها شیشه ماشین خود را پایین می آوردند و صدای ضبط خود را بالا می بردند تا مردم کوچه و خیابان مجبور به شنیدن 《 دوپس دوپس》 آنها شوند، صدای شجریان مثل آبی بر آتش خشم دوستداران موسیقی بود.
باید هم نسل ما می شدی تا درک می کردب وجه اشتراک داشتن بر سر موسیقی با پدر ومادر یعنی چه.
باید روزهای جنگ را تجربه می کردی تا نوای《 ای ایران ای سرای امید》 برایت معنای دیگری پیدا می کرو.
باید خودت دل شده دل شدگان می شدی تا بدانی نوای《 گلچهره مپرس》 چه آتشی بر دل می زد.
باید صدای شجریان را شنیده بودی تا وقتی شبکه ۳ در ۲۹اسفند سال ۷۲ اورا مهمان اولین ویژه برنامه تحویل سال تاریخ خود کرد، با دیدن سیمایش مست شوی.
با همه یا حتی بدون همه اینها، استاد شجریان همچون نگینی ارزشمند بر انگشتر موسیقی ایران می درخشید اما پنج شنبه خبر آمد که ای وای، رستم از شاهنامه رفت و جم بی جام شد. استاد شجریان چشمانش را بروی زمین بست تا آنها را به سوی آسمان بگشاید. انگار عزرائیل هم توصیف صدای ملکوتی اورا از بقیه مسافران ابدیت شنیده و حالا دلش برای شنیدن این آوا لک زده بود.استاد رفت و صدا یتیم شد اما رفتنی که همه اش عزت بود و احترام.شور بود و شعف. اشک بود و شرف.
ود درکنار فردوسی به خاک سپرده شدید و گویی حکیم توس سال ها قبل این شعر را در وصف شما سروده بود که: شکاریم همه یکسر پیش مرگ.
جسمت رفت اما خاطره و آوایت تا ابد ماندگار است. شجریان نمرد بلکه همچون یک مدال برسینه نشست. خداحافظ استاد، شاید برای رسیدن به رفقایت در ابدیت خیلی عجله داشتی که ما را اینقدر زود تنها گذاشتی پس سفرت سلامت.
عالیجناب بی بدیل موسیقی اصیل ایرانی آسمانی شد و پیکرش در کنار فردوسی در خانه ابدی آرام گرفت. استاد محمدرضا شجریان همان گونه زیست که باید. راهی را انتخاب کرد که بزرگان می روند و سرانجام پیکرش، خاک وطن شد؛ همان فرجام نیک وطن پرستان نیکو سرشت…
عزاداریم چون استاد شجریان قرابتی دیرین با ورزش داشت و این عشق را به همایون هم منتقل کرد. حتی اگر چنین نبود هم ما داغدار بودیم چون آسمان فرهنگ ما ستاره ای پرفروغ را خاموش می بیند.
برای اسطوره آواز ایران طلب آرامش ابدی داریم و آرزو می کنیم آنها که ریشه در فرهنگ اصیل و کهن ایران ندارند و دغدغه وطن نمی شناسند. به دنبال تملک اسطوره فرهنگ ما نباشند چون شاُن و جایگاه و شخصیت عالیجناب فقط متعلق به خاک مقدس ایران است.
راهی برای تجلیل از مرد باشکوه فرهنگ ایران نمی شناسیم
چون خدماتش به فرهنگ سرزمین مظلوم مان بی نهایت است. با تواضع تمام، به احترام استاد، کلاه از سر برمی داریم و در برابرش تعظیم می کنیم و امیدواریم این خلا بزرگ باحضور همایون عزیز، کمتر به چشم آید.

یادداشت:علی عبدی گده کهریز

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *