میلیاردرهای فقیر

میلیاردرهای فقیر

اجتماع ایران در طول تاریخ همیشه با تناقض روزگار سپری کرده است اگر به یک قرن اخیر نگاهی اجمالی داشته باشیم این تناقض ها همیشه در کنار هم بوده و این کنار هم بودن باعث شده که تغییری در رفتار ایرانیان در یک قرن اخیر اتفاق نیافتاده است.
در حالیکه کشورهای صنعتی تناقض را به تضاد تبدیل کردند و تضاد باعث توسعه و پیشرفت اجتماع به جامعه و در سطح خرد تغییر رفتار به کنش گردید.
در آغاز انقلاب مشروطیت تناقض مشروطه و مشرعه با هم در کنار هم زیستند. در حالیکه باید تضاد مشروطه و مشروعه ایجاد می شد.
در وقایع آذربايجان در یک سال هم مردم هویت قومی را مطالبه کردند و در عین حال به هویت ملی هم رغبت نشان دادند.
در کمتر از دو سال مردم هم زنده باد مصدق سر دادند و هم با کودتاچیان همراه یا ساکت شدند که به سقوط دولت ملی مصدق انجامید.
در انقلاب سفید شاه یعنی در طرح مارشال که ملت و شاه در حال و هوای توسعه بودند زمین ها قطعه قطعه کردند تا کمر تولید بشکند.
این وقایع تا به امروز ادامه دارد.
با تورم سال های اخیر مردم ایران میلیاردر شدند یعنی در خانه های میلیاردی زندگی می کنند ماشین های بالای ۱۰۰میلیون تومان سوار می شوند دارای گوشی های بالای ۱۰ میلیون هستند ولی نمی توانند زندگی روزمره را سپری کنند.
برخی از میلیاردرهای فقیر و دارای درآمد ماهیانه ۳الی ۵ میلیون هستند.
بیشتر میلیاردرهای فقیر به درآمد ۲میلیون تومان ماهیانه قناعت می کنند.
اگر سقف خانه میلیاردی چکه کند باید وام ۲۰ میلیونی برای تعمیر بگیرد که نمی دانم باید بازپرداخت کند
اگر بخواهد مبل و یا پرده را تعویض کند باید وام ۵۰ میلیونی دریافت کند قطعا نمی تواند بازپرداخت کند یعنی درآمد ۲میلیون ماهیانه نمی تواند ۴میلیون اقساط را بازپرداخت کند.
در واقع میلیاردرهای فقیر در یک تناقض عریان زندگی می کنند.
این تناقض ها باعث می شود که کیفیت زندگی به پایین ترین میزان خود برسد

یادداشت:حسین بشیری گیوی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *