استخوان اقتصاد در گلوی هنرمند

استخوان اقتصاد در گلوی هنرمند

ظهور هنر هفتم بسیاری از تعاریف سنتی هنر را دچار تغییر کرد، امروزه یک فوتبالیست پاس هنرمندانه می‌دهد و یک برق کار نورپردازی شاعرنه می‌نماید، هنر معماری به صنعت ساختمان و هنر خوشنویسی به فن خوشنویسی تغییر نام می‌دهد، حالا در این طوفان تغییرات کدام یک از هنرهای گاها رو به زوال کارکرد قدیم خود را حفظ خواهند کرد؟ از هنرهای شش گانه کدام یک هنوز اهمیت خویش را حفظ کرده است؟ آیا شعر و خوشنویسی کارکرد و تاثیرقدیم خود را دارند؟ چه تضمینی وجود دارد که هنرمند دیگر هنرها هم دچار این زوال نشوند؟ اکنون دو سوال بزرگ پیش روی ماست هنر ماندگار چیست؟ و هنرمند اصیل کدام است؟
تغییرات برق آسای جهان پیرامون ما بر این حقیثقت صحه می‌گذارد که تنها هنری ماندگار خواهد بود که خود را به سرعت اقتصادی کند و تنها هنرمندی هنرمند خواهد ماند که از گوشه عزلت خود بیرون آمده و خود را چنان عرضه کند که تقاضای بازار او را ثبیت و ماندگار نماید.
در دنیای امروز مرز بین هنرمند و غیرهنرمند دچار چالش جدی شده است، گوشی های هوشمند از هر بی هنری هنرمند پر طرفدار ساخته، اما اگر هنوز خوشبینانه هنر را محدود به هنرهای ششگانه و هنر هفتم بکنیم باید اذعان بداریم که مهمترین چالش یک هنرمند در عصر حاضر اقتصادی کردن هنر خود است.
لاکن اقتصادی کردن هنر نیز هر چند خود کار هنرمندانه ای است و موجباتی را می طلبد اما برای جوامع جهان سومی کار را دشوار تر و صعب تر می‌کند، وجود موانعی از قبیبل سانسورهای شدید، دخالت ایدولوژی و ضعف اقتصادی عموم که باعث حذف کالای هنری از سبد مصرفی شان می‌شود همه و همه چالش های جدی برای ماندگاری هنر و هنرمند است.

یادداشت:حبیب یزدانی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *