اکبر بهنام‌جو؛ قفل یا کلید!

اکبر بهنام‌جو؛  قفل یا کلید!

کارنامه‌ی بهنامجو به عنوان دومین استاندار منتخب روحانی در استان اردبیل، پرابهام‌ترین عملکرد یک مسئول است که می‌توان نسبت به بررسی آن اقدام کرد. شاید هیچگاه نتوان با وجود حامیان سفت و منتقدان سخت او به یک نتیجه مشخص، روشن و شفاف از گزارش عملکرد آقای استاندار در استان دست یافت. امیدهایی که گاه او را کلیدی بر حل مشکلات استان می‌بینند و بیم‌هایی که او را قفلی بر دیگر قفل ها می‌‌خوانند.
شاید بزرگترین نقد به بهنامجو شباهت بیش از اندازه او به اصغر فرهادی در دنیای سینما باشد. همانگونه که اصغر فرهادی برندی جهانی برای فیلم‌های پایان باز و نامشخص است که نتیجه گیری را بر عهده مخاطب می‌گذارد، شاید تمامی پروژه‌های مهم بهنامجو نیز دچار چنین عاقبت تلخی از نظر به سامان رسیدن است. تلاشی برای وقتی دیگر، این بزرگترین دغدغه‌ای است که ذهن قضاوت‌گر را در برابر بهنامجو به چالش می‌اندازد . او کلید است یا قفل؟!
در این مدت، سنگ‌های بزرگ بهنامجو، نشان نزدن به خود گرفته است. ماهیت اصلی این نتیجه‌گیری عموم بر این فرضیه استوار است که در دوران بهنامجو شاهد نهایی شدن و به ثمر نشستن هیچ پروژه شاخصی در استان نبودیم. از هر سمت و سوی بر صنعت و معدن، کشاورزی، فرهنگ و هنر، گردشگری و راهسازی، اشتغال و… بنگریم یادگاری که بنام بهنامجو سند نهایی خورده باشد،نمی یابیم.
بهنامجو که با شعار ایجاد بیست هزار اشتغال، سال اول مدیریت خود را به پایان رساند اما نتوانست از امار شصت هزار بیکار اردبیلی بکاهد. همانطوری که معادن در اردبیل در شناسایی پهنه باقی ماند، کامیون‌های کارخانه ماشین‌سازی مشگین را هم کسی در بازار مشاهدهدنکرد. صنایع تبدیلی محصولات کشاورزی رونق نگرفت تا استانی که در ردیف اول تولید نهاده‌های روغنی باشد با کمبود روغن مواجه شود.
سه سال دغدغه بهنامجو در واگذاری کشت و صنعت و افزایش اشتغال در آن مجتمع عظیم به کابوسی برای مدیریت وی تبدیل شد که پس از تحمل سالها انتقاد از او به اتهام حمایت از خصوصی سازی، در نهایت با لغو قرارداد؛ یک هیچ دیگر بر کارنامه او افزوده شد.
هدف دیگر بهنامجو از فعالیت در استان اردبیل، بنیان نهادن معماری جدید صنعت توریسم در استان بود. با شیوع کرونا نه تنها صنعت توریسم رشد نکرد بلکه با زیاندهی بزرگی مواجه شد و بر خیل بیکاران استان افزود. هر چند قبل آن نیز کسی شاهد رونق گردشگری استان به دلیل وعده ساخت هتل‌های ۵ ستاره، یا زمستان بیدار یا حجم انبوه سرمایه‌گذارهای کاغذی نبود.
تصویب منطقه آزاد علی رغم تلاش همه‌ی ارکان استان به یک رویا تبدیل شد ولی رویایی که زیاد جدی تلقی نمی‌شود،چرا که منطقه ویژه اقتصادی نمین اشل کوچکی از این رویا بود که در آرزوی تعیین حریم و حصور و راه دسترسی و چند فقره کارخانه در حال احداث در خاطره‌ها باقی مانده است.
راه‌آهن هم علی رغم همه‌ تلاش بهنامجو و نمایندگان، آنطوری که نشان می‌دهد قابلیت افتتاح در بهمن ۹۹ و حتی خرداد ۱۴۰۰ را نخواهد داشت و این تحفه آماده روحانی نصیب دولت و استاندار بعدی خواهد شد.
انتظار از رونق سرمایه‌گذاری خارجی در زمان تحریم یقینا اجحاف تلخی است اما بهنامجو در روی کاغذ و در مصاحبه‌ها نشان داده است که منابع تخصیص بودجه را خوب می شناسد. اردبیل مقصد مکرر نوبخت و مدیران بانک‌ها بوده است که شاید بتوان گفت که مجموع این بودجه‌های وعده داشته به اردبیل بیش از بودجه عمرانی یکسال کشور است،اما در عمل به هر اداره‌ای سر زده شود،رکود پروژه‌ها و بی‌پولی بیداد می‌کند.
بهنامجو واقعا همانگونه که در برون رفت استان از بن‌بست مواصلاتی از طریق بندر خشک و بارانداز ریلی تاکنون ناموفق بوده، بر همین منوال هم در عزل مدیران ناموفق و در نشان دادن راه خروج به آنها نیز چشم انتظاراشاره و ناز نمایندگان جدید است . اما در مجموع نمی توان تلاش های او را در رفع محرومیت استانی که سالها ناتنی بوده، نادیده گرفت. بهنامجو را نمی‌توان تا زمانی که برخی حلقه ها او را محاصره و هوا راغبارآلود و صدا را بی‌پژواک کرده‌اند ، شفاف و واضح دید و قضاوت کرد.

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *