تلاش برای برقراری رابطه

تلاش برای برقراری رابطه

در روایت وارد است که اگر انسان ها از دستورات خداوند سرپیچی کنند و عصیان نمایند، خداوند برای تأدیب آنها بلایایی را به زمین می فرستد. مانند زلزله، سیل، طوفان، آتشفشان و نظایر آنها. این ها بلایایی هستند که انسان های خطاکار بوسیلۀ آنها مورد تنبیه و شاید مورد آزمون قرار می گیرند.
بگذریم از این که خود زمین هوشمند است و بعضی از بلایای طبیعی در راستای فعالیت هوشمندانۀ زمین و برای به تعادل رساندن فعالیت آن است. هم چنین در نظر نگیریم که برخی از فعالیت های مخرب انسان بر روی زمین، از جمله احداث سدها، ساختن تونل ها، استخراج معادن در اعماق زمین، انجام آزمایشات هسته ای در اعماق زمین نیز می توانند موجب واکنش زمین به صورت حوادث طبیعی بشوند.
در هر حال نمی توانیم وقوع یک حادثۀ طبیعی را با اعمال انسان ها بی ربط بدانیم. دلیل عقلانی محکمی وجود ندارد که اثبات کند…
وقوع حوادث طبیعی ناشی از اعمال غیر معقول انسان در روی زمین نیست. یعنی فرض می کنیم تمامی بلایای طبیعی، نتیجه ای از اعمال ناسواب انسان ها است که برای ادب کردن آنها از طرف خداوند اعمال می شوند.
بطور مثال نمی توانیم خشک سالی را ناشی از افزایش بی حجابی زنان مسلمان ندانیم. یا نمی توانیم گرانی را ناشی از کاهش ایمان مردم ندانیم. اتفاقاً عدم قبول این موارد نشانۀ نتیجه گیری غیر عقلانی ما است. ممکن است پر زدن پروانه ای در یکی از جنگل های آفریقا، بعد از مدتی موجب بارش باران های سیل آسا در شرق آسیا شود.
بنابراین می توانیم حدوث هر رویدادی را به صورت علّت حدوث رویدادی دیگر به هم ربط بدهیم. این نوع نتیجه گیری، ناشی از یک روش تفکر علمی، بنام “کیاس” یا “آشوب” است.
در نگرش علمی “آشوب” به این اصل پرداخته می شود که امکان پیش بینی اتفاقات فردا از روی اتفاقات امروز به صورت صد در صد امکان ناپذیر است. در حقیقت مدلسازی فردا و فرداها از روی اتفاقات و اطلاعات امروز دارای محدودیت است و در داخل مدل ساخته شدۀ قابل تعمیم به آینده، “احتمال” وجود دارد. به عبارتی ساده تر، بر اساس اتفاقات امروز، یک پیش بینی قطعی نمی توانیم برای فردا ارائه دهیم، بلکه احتمالاً مدل شماره یک، یا مدل شمارۀ دو یا مدل شمارۀ سه و … برای فردا قابل تصور باشد.
اگر این مقوله را به عنوان فرض اولیه بپذیریم، آنگاه حکم عدم بارش باران در اثر بی حجابی زن مسلمان هم قابل قبول خواهد بود. اما می توان این سوال را مطرح کرد که آیا بر عکس این قضیه هم می تواند صادق باشد؟ یعنی اگر زن مسلمان حجاب را رعایت کند، تضمینی برای بارش باران کافی در یک سال آینده خواهد بود؟ طبعاً در داخل پاسخ این سوال هم “احتمالاً” وجود دارد.
کیاس یا آشوب، پدیده ای قابل محاسبه است. با پیشرفت هایی که در زمینۀ محاسبات صورت گرفته است، کیاس در موارد محدودی قابل محاسبه است. قابلیت محاسبه پذیری و عدم محاسبه پذیری آن نیز قابل محاسبه است و می توان با استناد به دلایل منطقی عدم محاسبه پذیری آن را معین کرد. این دلایل را می توان از روی نتایج آزمایشات تجربی بدست آورد.
در بحث افزایش بارش باران در اثر استفاده از حجاب توسط زن مسلمان به تجربه ای چندین ساله نیاز است. شاید در چند سال آتی، همگام با پیشرفتهای محاسباتی که صورت خواهد گرفت، بتوان این ارتباط را به صورت کمّی و قابل فهم و قابل قبول همگان، بررسی کرده و اثبات نمود.
پس فعلاً ارتباط بین “افزایش بارش باران” درنتیجه ی “افزایش استفاده از حجاب” توسط زن مسلمان یک فرضیه است. اما چون در عقبۀ این فرضیه روایت های مقدس قرار دارد، بنابراین این فرضیه به یک فرضیۀ اعتقادی تبدیل می شود. اصل و قانون نیست.
حال می توان این بحث را به پدیدۀ “کاهش باروری” در اثر پوشیدن “لباس های تنگ” تعمیم داد. جوانان امروزی به پوشیدن لباس های تنگ تمایل دارند. این میل به جوانان کشور ما اختصاص ندارد. در تمامی کشورهای دنیا نسبتِ تعداد جوانانی که از لباس تنگ استفاده می کنند بیشتر است. بنابراین گفتۀ یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، احتمال کاهش باروری در اثر پوشیدن لباس های تنگ، یک “احتمال اعتقادی” است. یا همان فرضیه ی اعتقادی است. برای اینکه این فرضیه از مرتبۀ فرضیه بودن بالاتر برود، نیاز به آزمایش چندین و چند ساله در بین جوامع مختلف اعم از مسلمان و غیر مسلمان دارد. این فرضیۀ اعتقادی نیز ممکن است مانند فرضیۀ اعتقادی استفاده از حجاب توسط زن مسلمان باشد. یعنی خشک سالی فقط در جوامع اسلامی که زن مسلمان حجاب را رعایت نمی کند، به وقوع بپیوندد. ممکن است کاهش باروری در بین جوانان مسلمانی که از شلوارهای تنگ استفاده می کنند، وقوع یابد و برای غیر مسلمان کارا نباشد.
یکی از مهمترین روش های آزمون این فرضیه ها استفاده از اطلاعات سال های قبل است. مثلاً مقایسۀ میزان بارش باران در زمان طاغوت، که نسبت بی حجابی زن مسلمان بیشتر بود، با میزان بارش باران بعد از انقلاب، که حجاب به یکی از مولفه های مهم اجتماعی، سیاسی و دینی تبدیل شد، می باشد. هم چنین مقایسۀ میزان باروری در دورانی از تاریخ انقلاب که پسران و دختران لباس های تنگ چسبان می پوشیدند با میزان باروری در سال های دور که همه “تمبان” می پوشیدند. و کارهایی از این دست که به راحتی به داده های لازم برای تحقیق می توان دست یافت.
بعضی وقت ها حرف هایی می زنیم که از وقوع “پدیدۀ آشوب” بعد از آن بی خبریم. فقط برای خالی نبودن عریضه، جمله ای می نویسیم که از تأثیر مخرب آن در آینده های دور و نزدیک بی خبریم. برای به کرسی نشاندن حرفهایمان از مقدسات برای آن مایه می گذاریم. کتاب های دینی را زیر و رو می کنیم تا روایتی در تأیید گفته هایمان پیدا کنیم، مانند ” مسلمان شدن بادمجان”.
این اصل را از یاد برده ایم که چهار منبع اعتقادی برای تأیید گفته یمان در اسلام وجود دارد که عبارتند از: کتاب، سنت، اجماع و عقل.
شاید مسلمان شدن بادمجان در روایت های واردۀ منسوب به کتاب یافت شود، اما با عقل امروزی جامعه (اجماع) هم خوانی ندارد. خوشبختانه ارتباط کاهش باروری با شلوار تنگ، نه در کتاب و نه در روایات و نه در اجماع و نه در عقل وجود ندارد. ما از اولین افرادی خواهیم بود که با تحقیق به واقعیت این پدیده پی خواهیم برد.
فرضیه کاهش باروری در اثر استفاده از شلوار تنگ، صرفاً برای خالی نبودن عریضه، عرضه شده است….
…ما چرا مواظب نیستیم؟ ما چرا با نقاط نادیدنی در حال تکامل انسان ها بازی می کنیم؟ عقل انسان در راه تکامل است. چیزی که امروز مورد پذیرش است، با تکامل عقلی، ممکن است فردا غیر قابل قبول باشد!
رابطۀ بین کاهش باوری با شلوار تنگ را به کدام جامعه عرضه می کنیم؟ اگر جامعۀ هدف، جامعۀ امروزی ایران باشد، سخت در اشتباه بوده ایم! چون جامعۀ امروزی ایران در مقابل بسیاری از فرضیه های اعتقادی علامت سوال قرار داده است! این فرضیه فقط تعداد علامت سوال ها افزایش خواهد داد.
بهتر است بدانیم که کودکان امروز با مدرک دیپلم از مادر زاده می شوند. وقتی که به سن جوانی می رسند، کارشناسی ارشد “همه چیز دانی” را دارند. از همه چیز خبر دارند اما، به اندازۀ یک بند انگشت! عقل این جوان فوراً با استفاده از روش های محاسباتی ذهنی، رابطۀ بین زیرپوش تنگ و ناباروری را محاسبه می کند. می پرسید چگونه؟ درست به همان صورتی که شما بین این دو پدیده رابطه برقرار کردید!

یاداشت:هوشنگ روحی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *