شهرها بی مقصد نمانند

شهرها بی مقصد نمانند

برنامه ریزی بی هدف و بی مقصد، نمایان از یک بادنما که از طریق باد و تغییرات به هر سو متمایل می شود. شهری با مقصد درست به آرمان های خوب وابسته است و وقتی آرمان ها توجیه ضعیفی داشته باشند و یا اینکه مدوامت نداشته باشند معمولا تاثیر بسیار بد را برای شهر و شهرنشینان به جای خواهند گذاشت. آرمان ها به منزله اکسیژن برای رویاهای مردمان شهر هستند. از دیگر نگاه می توان گفت؛ اگر برنامه ریز شهر به جای آرمان های مردم شهر، آرمان های خود را در برنامه ریزی شهری منظور دارد باز نتیجه منفی و شهر به مقصد خود نخواهد رسید. شهرنشینان نمی توانند بر امواج برنامه های انتخابی برنامه ریزان شهر سوارد شده و در هر شرایطی راضی باشند. در حال حاضر شهرهای ما در هر اندازه و بعدی که باشند در عین پدید آوردن امکانات و شرایط زیستی مطلوب، گاها آکنده از مسائل، مشکلات و نارسایی های عدیده ای همچون حمل و نقل (ترافیک)، آلودگی، تراکم بیش از اندازه جمعیت، بیکاری، اشتغال کاذب، فقر شهری، کمبود مسکن، کمبود فضاهای خدماتی، افزایش تصاعدی قیمت زمین، حاشیه نشینی، شکاف طبقاتی و … می باشند. حل این مسائل به دلیل گستردگی و پیچیدگی آن ها با راهکارهای کلاسیک و کهنه قابل حل نیست. بنابراین نیاز به برنامه ریزی و مدیریت نوین و تعریف مقصد درست و درک دقیق امری است بسیار ضروری برای حرکت در مسیر سالم، ایمن، راحت و جذاب جهت رسیدن به شهری با مقصد درست با هدف مقابله با چالش معاصر شهرنشینی است. لازمه رسیدن به مقصد درست در شهر؛ برنامه ریزی شهری درست و کارآمد، عدالت فضایی در دسترسی به امکانات و تسهیلات شهری، بهبود زیرساخت های شهری و شهروند سازی می باشد. بدون چنین برخوردی، حل مسائل فعلی و آتی شهرها، غیر ممکن خواهد بود.

یادداشت:سجاد امیدوارفر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *