شورای شهر و عزل ناکام شهردارگیوی

شورای شهر و عزل  ناکام شهردارگیوی

شهرفرهنگی را با سیاست نمی توان مدیریت کرد و لحاظ نمودن آسایش شهروندان در بهره مند شدن از خدمات شهری می تواند توسعه شهری را فراهم آورد و قانون گذار، مدیریت شهری را زیر نظر شورای شهر تعریف نموده و باید تمام فعالیت های عمرانی و زیباسازی با نظارت اعضای پارلمان محلی صورت پذیرد و بدین صورت شهرهای کوچک در تعامل به جای تقابل به رشد حداقلی دست می یابند و از این رو شهر گیوی، با دارا بودن بافت سنتی که دارد باید، در زمره شهرهای با شاخص ممتاز توریست پذیری در استان مبدل می شد که استفاده نکردن از پتانسیل های بالقوه این شهر، همواره گیوی، از عدم توسعه پایدار شهری به شدت رنج می برد.
دوماه از اخبار ضد و نقیض استیضاح شهردار فعلی گیوی توسط اعضای شورای اسلامی این شهر می گذرد وبرای دومین بار، مصوبه استیضاح و عزل شهردار توسط هیات تطبیق شهرستان کوثر مستقر در فرماندار این شهر رد شده است و به نظر می رسد با سیاست زدگی وپیچیدگی های جناحی، کارد به استخوان شورای شهر رسیده و این معضل مدیریتی، چهره این شهر را مکدر نموده به طوری که افراد همفکر در برابر اعضای شورای شهر ایستادگی می کنند تا قدرت را بر توان مدیریتی القا نمایند و این مقاومت شاید چهره اعضای پارلمان محلی شهرگیوی در انتخابات سال آینده شورای شهر را تغییر دهد.
شهرداری با ایجاد زیرساخت های اساسی جهت توسعه همه جانبه شهری با احیای ظرفیت های بومی و سنتی، متناسب با فرهنگ شهری می تواند شهرگیوی را با داشتن ظرفیت های بالقوه در جهت آسایش شهروندان مدیریت کند و این درحالی است که ظاهرا چالش اخیر شورای شهر با شهردار، میدان خدمت گذاری در این شهر را به تاخیر انداخته است و جدال اعضای شورای شهر در عزل ناکام شهردارگیوی، فرصت عدم بازآفرینی در منظرشهری را فراهم آورده و علی رغم اینکه گیوی، درمقایسه با شهرهای توسعه یافته فاصله زیادی دارد که شهروندان در طول سال کمترین تحرکات شهری در این شهر را شاهد هستند که بدون هیچ تغییر چشمگیری، این شهر در زمان مدیران فعلی روزگار سپری می کند.
در شهرهای کمتر توسعه یافته، نقش شهردار و شورای شهر مهم بوده و از این رو مردم با سپردن وظایف و اختیارات به اعضای شورای شهر انتظار دارند که تفکرات سنتی بر تخصص افرادی که به شهرداری منصوب می کنند غلبه نکند واز آنجائیکه شوراها، نقش نظارتی بر فعالیت های شهری توسط شهرداران را دارند وبر این مبنا شایستگی فرد منتخب براساس دانش شهرسازی باشد تا در این زمینه شهردار بتواند بر اساس توانایی مدیریت و برنامه ریزی شهری توانمند، موفق باشد.
استیضاح شهردار و تنش میان اعضای شورای شهر و شهردار قطعا هزینه هایی را بر مردم تحمیل می کند و زمانی که قانون اهرم استیضاح را در اختیار شورای شهر نهاده شده، پس لجاجت با آرای این شورا در برکناری و عزل شهردار، جز تنش سیاسی عوامل دیگری نمی تواند داشته باشد و بهتراست با توسل به قانون و به دور از مجادله، موضوع با مباحثه ختم به خیر شود و از این طریق قدرت تصمیم گیری شورای شهر اعیان شده و مردم در انتخابات آتی این شورا با حضور گسترده، اعضای پارلمانی خود را انتخاب نمایند و رضایت خاطر شهروندان در انتخاب اعضای فعلی و مخالفت سیاسی دولت با نظر شورا، فرصت ها را به تهدید مبدل می سازد.
به نظر می رسدشورای شهر باید شاخص های مدون و قانونی را درعزل و نصب شهردار به کار گیردتا شهروندان از ابهامات شکل گرفته آگاهی یابند وعلی رغم اینکه، شاید تا به امروز شورای شهرگیوی در انتخاب شهردار، شاخص های شایسته سالاری را لحاظ ننموده و باید در این خصوص اعضای شورای شهر پاسخگوی عملکرد خود به شهروندان باشد وانتصاب شهرداری را با قبول توان تحلیل ومعیارهای فردمنتخب برای شهرداری را به مردم تبیین کنند و اینگونه نباشد که علت نصب را از مردم مخفی نماید و دلایل عزل را با مردم درمیان نگذارد و انتظار می رود که در قرن پیش رو، ادارات و نهادهای خدمتگذار، در اتاق های شیشه ایی مدیریت کنند تا مردم در جایگاه نظارتی بتواند مدیران انتصابی خود را زیر ذره بین ببرند و از این رو مدیران، در برابر هر عملی پاسخگو باشند.

جهانگیر نیکخواه

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *