قتل مهتاب به فرمان نئون

قتل مهتاب به فرمان نئون

عقل های راحت طلب و روح های کوچک طبیعتا بهشت نادانی را با بار سنگین فهمیدن معاوضه نخواهند کرد . فهمیدنی که از هیچ کجا نشات نمی گیرد مگر از مطالعه کتاب . در این مرحله نقطه ای وجود دارد که فرد میان پارادوکسی از بهشت نادانی و اظهار نظر کردن اجباری در هر زمینه ای گیر می افتد، این نیاز نیز بوسیله کلاه گشاد توهم دانایی ناشی از تغییر سبک زندگی و قرار گرفتن در معرض فضای سطحی مجازی ارضا می شود . خروجی آن هم کاملا مشخص است ، دهان های گشادی که به به جای فهم عمیق و درک ناشی از مطالعه به منبعی از ادعاهای صد من یه غاز و خود باسواد پنداری بی انتها متصل شده است. به همین دلیل است که سرانه مطالعه کتاب به قدری خجالت آور است که یادآوری آن باعث شرمساری می شود .
تغییر سبک زندگی باعث شده است دسترسی به اطلاعات گزینشی و کم حجم از یک موضوع آسان شود که روحیه کنجکاوی را ارضا و فرد را از ادامه مطالعه بیشتر و عمیق تر باز می دارد ، قطره ای از یک اقیانوس به ذهن مخاطب میچکانند و با بمباران اطلاعات متعدد از موضوعات مختلف سوژه اصلی را کاور می کنند .
مصرف زدگی و تجمل گرایی چنان مردم را غرق کرده است که رقابت برای به دست آوردن یک دست مبل شیک یا تلویزیونی بزرگ تر یا فست فودی لذیذتر یا لباسی چشمگیر گیر تر غوغا می کند و هرکسی سریعتر و بیشتر بتواند پول خود را برای فخر فروشی و به دست آوردن کالا و رسیدن به تجمل خرج کند ، محترم تر و داناتر و باسواد تر به نظر می آید .
فقر و فشار اقتصادی از دیگر بهانه های ساختگی برای فرار از اتهام تنبلی در خواندن کتاب است ، زدودن فقر میسر نمیگردد مگر با کتاب و رسیدن به آگاهی های لازم برای جلوگیری از زایش و انتشار فقر . امروز در هر خانه ای ، چه فقیرانه و محقر و چه فاخرانه و درندشت کتاب هست ، اما مطالعه نمی شود ، خیلی ها را دیدم که می گویند در نان شب شان مانده اند، چه توقع بیجایی است که کتاب بخوانند!؟ اما همان افراد برای جراحی زیبایی در حال پس انداز بودند و یا در رویای خریدن خودرویی که در شان حضرتشان باشد شب روز خیالبافی می کردند . قابل کتمان نیست که غم نان اولین اولویت است اما این ارزش فهمیدن است که بر هر چیز ممکنی ارجحیت دارد و این همه ماجرای ذبح کتاب به فرمان نان نیست .
دولتها هم چنان درگیر سیاست بازی و پوپولیسم و چسبیدن به قدرت هستند که از از کل فلسفه کتاب و ترویج کتاب خوانی، یک هفته در سال فرمایشاتی می فرمایند و خلاص ، رفت تا سال دیگر
مردم امروز در این گیر و دارهایی که به گوشه ای از آنها اشاره شد گیج شدند و در این گرداب نامرئی غوطه ورند ، تا به این نتیجه نرسیم که کتاب و کتابخوانی جزوی از زندگی روزمره باید باشد و خود را مجبور به خواندن نکنیم آش همین است و کاسه همین ، فهمیدن تنها راه نجات از فقر و فلاکت و توخالی بودن است ، گرچه سخت است و صاحب فهم را به زحمت خواهد انداخت اما چشم اندازی روشن دارد و زندگی بدلی امروزی را به زندگی واقعی و دوست داشتنی تبدیل خواهد کرد . بسیار ارزشمند است که به قول سهراب نگزاریم «قتل مهتاب به فرمان نئون » کتاب را از ما و فرزندانمان بگیرد.

یادداشت:بهروزکامجو


Fatal error: Uncaught wfWAFStorageFileException: Unable to verify temporary file contents for atomic writing. in /home3/barayear/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php:52 Stack trace: #0 /home3/barayear/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php(659): wfWAFStorageFile::atomicFilePutContents('/home3/barayear...', '<?php exit('Acc...') #1 [internal function]: wfWAFStorageFile->saveConfig('livewaf') #2 {main} thrown in /home3/barayear/public_html/wp-content/plugins/wordfence/vendor/wordfence/wf-waf/src/lib/storage/file.php on line 52