زانوی گرانی بر گردن مردم

زانوی گرانی بر گردن مردم

روز جمعه هر کیلو مرغ به قیمت ۳۲۵۰۰ تومان در فروگشاه ها عرضه شد و مردم همیشه مظلوم نیز ناگزیر به خرید ارزانترین غذای خانواده این روزهای کشور شدند .
در روزهای گذشته نهادهای قیمت گذاری کالا قیمت هر کیلو مرغ را تا ۲۵ هزار تومان تعیین کردند اما قیمت های فرمایشی بازار را ملزم به رعایت نکرد و قیمت مرغ تا ۳۲ هزار تومان هم رسید .سودجویان نیز در این میان بی تاثیر نیستند و برای پر کردن جیب های گشاد خودشان بیکار ننشستند .
با توجه به روند کاهشی قیمت دلار انتظار مردمی بر این مبنا بود که حداقل قیمت کالاهای اساسی معیشت روزانه مردم کاهش پیدا کند ولی مگر می شود روزی باشد که مردم ببینند قیمت کالایی پس از افزایش به بهانه های مختلف روی کاهش به خود ببیند. این امر نشان دهنده آن است که گرانی ها ربط چندانی به تحریم و دلار ندارد ، سه ضلع بی کفیتی مدیریتی ، رسوخ سودجویان در جریان تامین غذایی و از هم گسیختگی روح جمعی جامعه از دلایل اصلی گرانی هاست .
نهادهای نظارتی هم مثل همیشه یا در خواب غفلت به سر میبرند یا در حرکتی نمایشی با دوربین های تلویزیونی به چند جا سر می زنند و رفع تکلیف میکنند .
اینجا مردم می مانند و گرانی ، گرانی که دیگر از حد گذشته و توان تحمل را از مردم گرفته است . انگار کسی نمیفهمد که گردن مردم زیر بار این گرانی افسارگسیخته خرد میشود .
ماجرای گرانی مرغ هم فقط به یک محور محدود نمی شود ، یعنی نمیتوان مرغ دار ، نهاده های دامی ، فروشگاه ها ، تولید کنندگان جوجه های یک روزه ، خریداران و یکی از این میان را مسئول گرانی مرغ دانست ، همه به نسبت های مختلف در این گرانی دخیل هستند ، اقتصادی که به حال خود رها شده باشد و جماعتی که از هر فرصتی برای کندن مقداری پول اضافی به ناحق با یکدیگر رقابت کنند توان ثبات قیمت و امنیت غذایی و روانی جامعه را از هر مسئول و ملتی خواهد گرفت.
با این اوصاف سفره هایی که به قدری کوچک شده بودند که دیگر شبیه سفره نبودند از تنها امید مردم برای سیر کردن شکم خانواده هایشان خالی خواهد شد . شرمندگی ای عظیم برای ملتی که ۷ درصد ثروت جهان را در اختیار دارند و تنها ۱ درصد از جمعیت جهان را شامل می شوند ، این مردم اکنون نمیتوانند مرغ بخرند و از مطالبات کلان به نگرانی روزمره برای خریدن مرغ و مایحتاج ضروری زندگی رسیده اند .
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

یادداشت:شیرین صدیق

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *