حقوق مخاطب درسینما

حقوق مخاطب درسینما

شاید بتوان ادعا کردکه هیچ هنری به اندازه سینما، وامدار مخاطب نیست و هیچ هنری تا این حد از کثرت، بامخاطب، در هر سطحی از درک و دریافت مواجه نیست، هیچ هنری تااین اندازه جولانگاه چشم و دل و روح مخاطب نبوده و تا این حد، تاثیر و تاثری بلاوصف رارقم نزده است و نسبت هیچ هنری با مخاطب، بدین گونه نزدیک و دور نیست. نزدیک؛ از آن جهت که سهل الوصول و آسان پذیر است و دور؛ از آن روی که لایه های پنهان و هزار توی بی کرانه ای دارد به وسعت آفرینش.
هیچ هنری به مانند سینما، به عنوان هنر هفتم، نتوانسته است تا این حد، روح و خیال تماشاگر را به پرواز در آورد، رویا بسازد و زیبایی بیافریند.
آیا سینما سرگرمی است و آیا نگاه مخاطب به آن صرفا انگاره ای از روی تفنن و لذت است وآیا مخاطب آن را چیزی جز”اینترتیمنت”رویا و سرگرمی نمی داند وآیا سینما وجه دیگری هم دارد؟ آیا چنین نیست که سینما سرشار از لایه های پنهان و عمیقی است که هر مخاطبی با هر نسبتی از درک و فهم و سواد می تواند به کشف آن برسد و از دل هر کشفی به لذتی عالمانه نائل آید؟
سینما درسیرتطورانسان هزاره سوم، تاثیرات شگرفی برشیوه زندگی، الگوی رفتاری و سبک زندگی داشته است، این هنر/ صنعت، خواسته یا ناخواسته، در نحوه رفتار، سلوک وحتی در پوشش و به طور کلی در هر آنچه که انسان به آن منسوب است، تاثیر داشته و دارد، اگر چه مواجه مخاطب عام با سینما، وجهی از مرعوب بودن را متبادر می سازد اما مخاطب خاص همواره آن را جولانگاه چالش های پی در پی ساخته و همواره به دنبال پاسخ های درخور و موثر است و به همین منظور بخشی از مطالبات مخاطب با عنوان حقوق مخاطب در برخورد با سینما موضوع بسیار مهم اساسی تلقی شده و مطرح می گردد. متخصصان و کارشناسان معتقدند، مخاطب سینما دارای حق و حقوقی است. به عنوان مثال: یک بیمار دراتاق عمل و درمرحله بیهوشی دارای حقوقی است، بیمار به دلیل اعتمادی که به تیم پزشکی دارد خودرا در اختیار آنها گذاشته و حاضر به عمل جراحی می شودکه اتاق عمل، از عالی ترین درجه نظافت و استریل برخوردار باشدچرا که بیمار از خود اختیاری ندارد و بیهوش است و اگر این مثال به مخاطب سینما تعمیم داده شود، نتیجه اش این می شود که تماشاگر، در زمان تماشای یک فیلم، به صورت خودخواسته، در خلسه فرو می رودوخود را به رویاهای پرده نقره ای، در سالن تاریک سینما می سپارد.
سینما مدیومی از آموزش پنهانی است که با ارزش ها، معیارها وباورهای مخاطب سروکار دارد، اگر چه برخی منکر آن هستند وآن را صرفا سرگرمی وتفریح قلمداد می کنند ومعتقدهستند که سینمارا نباید جدی گرفت درصورتی که “سینما جدی ترین شوخی عالم است”، بنابراین سینما، مدلی از جراحی روح است ومخاطب، روح خود را در اختیار فیلم و فیلمساز قرار می دهدودر این بزنگاه، اگر از حقوق خود غافل باشدویا اصلا نداند که حقوقی دارد، چه برسرش خواهد آمد؟ در زمانه ایی که اکنون در کشورهای صاحب سینما،که به واقع دارای نظامی “سکولار” می باشد، بسیاری از حقوق مادی و معنوی تماشاگروضع گردیده و اجرا می شود.
درارتباط با محتوای فیلم ها و تضمین آنها نیز چنین است؛ درهمه کشورهای صاحب سینما، نظامی به نام “نظام ریتینگ” وجود دارد،که فیلم ها را براساس سن مخاطبان ارزش گذاری و رتبه بندی می کند واین شرایط را برای نظام تربیتی خانواده فراهم می سازدکه بداند، مثلا: این فیلم مناسب کودکان است یا نه ویا اینکه تماشای این فیلم برای افراد زیرسیزده سال ممنوع می باشد. لحاظ کردن درجه کیفی فیلم ها از نظر ساختار روایی و محتوایی با دارا بودن استانداردهای مطلوب فنی و تکنیکی، که خود نیز داستان دیگری است. پس مخاطب بایدمتوجه باشد که درمواجه با فیلم، دارای حقوقی است و این که متولیان امور فرهنگی بدانندکه مخاطب، دارای حقوق مادی و معنوی می باشد. درشرایطی که همگان، از حقوق تضییع شده سینماگران می گویند، انگار کسی حواسش به حقوق مخاطب نیست واصلا انگار آن را نمی داند.
بنابراین، ذکر این مورد، باتاکید، شایدبتواند برخی از متولیان امورفرهنگی راکه عامدانه و جاهلانه خودرا به خواب زده اند را به سیلی نقدوعتاب بنوازد وآنان را اندکی به فکر وادارد. از آنجائیکه سالهاست، فیلم هایی درکشور ساخته می شوندومتعاقبا عرضه و اکران می گردند ودر برخی از آنها چهره نظام مقدس اسلامی وگفتمان انقلاب اسلامی،غرض ورزانه، به صورت مخدوش به نمایش درآمده ودر تعدادی از آنهانیز،اصول اخلاقی،تربیتی واعتقادی یکسره زیرسوال می رود ودر برخی فیلم ها نیزفضای سیاه و تلخ وچرک، عاری ازامید، که اتفاقا باب طبع برخی از جشنواره های مطرح خارجی می باشد به نمایش درمی آیند واز طرفی، تولیدبرخی از فیلم های سخیف ونازل که دارای کمترین ارزش هنری بوده وبه لحاظ ساختاری ومحتواضعیف می باشند، انجام می پذیرد وعرضه این نوع فیلم ها،ازطرف سینماگران، آن هم بامجوزساخت واکران از ناحیه متولیان امرفرهنگی،توهین آشکاری به شعور مخاطب قلمداد می گردد.
بنابراین، طرح این مساله که چرا درکشورما که اساسا هنر باید در چهارچوب ارزشهای اصیل اسلامی وانقلابی قرار بگیرد، چنین حقوقی نادیده انگاشته می شود. اگر ارزش روح انسان را بالاتر از ارزش جسمانی اوبدانیم،باید در احقاق حقوق معنوی او بکوشیم، آیا وقت آن نرسیده است که حقوق مخاطب در سینما، به صورت مطالبه ای جدی مطرح شود واین امر محقق نمی گردد تا زمانی که فرزندان انقلابی، مجهز به دانش سینما ومسلط به تمام شئون آن شوندوخود، به عنوان سینماگرمتعهد یا درقالب خبرنگار وکارشناس خبره ودارای دغدغه، گام درراه استوار بگذاردونیز خود، این امر مهم را از متولیان امور فرهنگی مطالبه و پیگیری نماید.

توحیدکنعانی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *