بسیج درخت پاک انقلاب

بسیج درخت پاک انقلاب

وقتی در پنجم آذرماه ۵۸فرمان تشکیل بسیج مستضعفین توسط امام (ره) صادر شد کمتر کسی فکر می کرد که این نهاد مردمی بتواند چند ماه بعد چنین ظرفیتی از خود نشان دهد و ضرورت وجودی اش را به نمایش بگذارد.گرچه تا پیش از آن نیز این ضرورت احساس شده بود.نیروهای مردمی توانسته بودند در ماجراهای مقابله با ضدانقلاب در حوادث ماه های ابتدای پیروزی نهضت، قدرت حضور مردم را به نمایش بگذارند. چه قبل و چه بعد از این تاریخ در غائله ترکمن صحرا، کردستان، آزادی پاوه، ماجرای ششم بهمن آمل و خلق عرب و…همه و همه این عرصه های حضور گسترده مردم نمایش لایزالی بود که انقلاب را حفظ کرد.ووقتی در پائیز ۵۹ جنگ تحمیلی آغاز شد همگان از ظرفیت بالای بسیج بیشتر باخبر شدند و انصافا اگر بسیج نبود سرنوشت جنگ به ناکجا آباد می انجامید. نیروهای مردمی و بی ادعایی که از سر اخلاص و فقط برای رضای خدا و پاسداری از میهن اسلامی سر از پا ناشناس، بهترین جلوه های ایثار را آفریدند.اما پس از پایان جنگ شاید این تصور پیش آمده باشد که با توجه به پایان دوران دفاع مقدس و با وجود ارتش و سپاه، حضور یک نیروی تقریبا نظامی دیگر چه ضرورتی دارد؟ اما فلسفه تشکیل بسیج از ابتدا صرفا حضور در صحنه نبرد نظامی با دشمن معنا نمی گرفت و اصولا از ابتدا نیز تنها این ماموریت برایش در نظر گرفته نشد بلکه بسیج سازمانی بود که می بایستی در همه جا از کشور و انقلاب و مردم و مستضعفین دفاع می کرد و پشتوانه اش نیز مردم بود.شاید همین تصور نادرست موجب شد که کم کم این شائبه به وجود آید که بسج صرفا یک نیروی نظامی است در حالی که این نهاد و سازمان اصلی ترین وظیفه اش استفاده از نیروی مردم و تشکل های مردمی بود تا در همه عرصه ها به مدد انقلاب و مملکت بیاید.اگر چه شاید نتوانست آنچنان که انتظار بوده و هست در نمایش ماُموریت اصلی و مردمی خویش توفیق یابد اما بی انصافی است که بگوئیم بسیج مستضعفین موفق نبوده است. در طول این سال ها تجربه کرده ایم که هرگاه تفکر و تقوای بسیجی در جابی فرصت عرض اندام پیدا کند و به آن اعتماد شود نتایج شگفتی به بار می آورد.نمونه و مصداق آن در تحولات علمی کشور است. آنها که در علم و فناوری با همین روجیه وارد میدان شدند و کار برای رضای خدا و در مسیر پیشرفت کشور صورت دادند شگفتی آفریدند.نکته این است که بسیج را تنها در برخی گشت های سر چهارراه ها خلاصه دیده ایم و یا تصویری که از آنان متاسفانه تبلیغ شده چهره های عبوس و خشنی که ماموریت دارند فلان سخنرانی را برهم بزنند یا جلوی برگزاری فلان کنسرت را بگیرند.اینها که چهره ی بسیج نیست و این ظلم به بسیج و بسیجی است که بگو ئیم ماموریت بسیج این است که فقط به پوشش این و آن گیر بدهد و یا جلوی این و آن را بگیرد و پرخاشجو و عصبی و متوقع و تمامیت خواه باشد و یا خیلی که بخواهیم از این نهاد مردمی تعریف بهتری ارائه دهیم، بگوییم ماموریت برگزاری دعای کمیل در ادارات و سازمان ها با بسیج است و نیز یک اجتماع و رژه نظامی در روز بسیج.
شاید برخی از اقدامات فرهنگی و یا حساسبت نسبت به برخی پدیده های ناهنجار که بسیج در آنها دخالت می کند و به میدان می آید در راستای وظیفه ذاتی مقابله با تهاجم فرهنگی ضرورت پیدا کند اما تصویری که از بسیج باید باشد که این نیست.البته خود این نهاد نیز بیش از هر که و هر چه، باید از خود و حرمت خود حراست کند و شاید هم در این زمینه نیازمند حرکت های اصلاحی و مراقبت بیشتر است.
براساس آموزه های امام و رهبری، بسیج الگوی تقوا، مدارا، اخلاص، فداکاری و ایثار است.تعریف رهبر معظم انقلاب در سخنرانی دوسال قبل در جمع یسجیان چنین بود: بسیج برخاسته از متن مردم و نماینده مجموعه ملت است و بسیجیان آحاد مردمی هستند که با هدف والای الهی و با روحیه خستگی ناپذیر در هر میدانی که لازم باشد حضور پیدا می کنند و استعداد خود را بروز می دهند و از خطرات این راه نیز نمی هراسند. قاعدتا با این تعریف نگاه تک وجهی و یا انتزاعی نمی توان در مورد بسیج داشت.به اعتقاد نگارنده بسیج باید بیش از گذشته به اصالت وجودی خویس نزدیک شود به این معنا که در هر اداره ی
بهترین، پرهیزکار ترین، مهربان ترین افراد نسبت به مردم، منظم ترین و درست کار ترین کارمندان، عضو بسیج به حساب آیند. به گونه ای که مردم در هر اداره ای که پا می گذارند بهترین تصویر را از بسیج و بسیجی به ذهن بسپارند. اگر بسیجیان مخلص و واقعی و کاردان و صاحب صلاحیت در هر مجموعه اداری و اقتصادی حضور می داشتند و منشا اثر می بودند آیا شاید اینهمه نابسامانی و بی اخلاقی و نارضایتی می بودیم؟ اگر افراد مخلص و کاربلد و پاک نهاد در دستگاه های اقتصادی حضور موثرتری می داشتند شاهد اینهمه فساد اقتصادی می بودیم؟ اشکال کار ما این اشت که از روحیه اخلاص، کار برای رضای خدا و از روحیه فداکاری و ایثار و گذشت و قانون مداری و اخلاق حسنه فاصله گرفته ایم و همین فاصله گرفتن از ارزش های معنوی و آلودگی بیش از حد به امور مادی و زیاده خواهی و منفعت طلبی و ریا و نفاق و نادیده گرفتن مشکلات مردم عادی و در یک کلام فاصله گرفتن از روحیه بسیجی بر مشکلات ما افزوده است. باید افزود که ممکن است بسیاری لباس بسیجی بر تن داشته باشند اما بسیجی نباشند و بسیاری بی این لباس ها بسیجی به حساب آیند.این نکته، نکته مهمی است که چرا بسیجی با لباس هویت نمی یابد بلکه با عمل و رفتار محک می خورد. در تعریف بسیج و بسیجی نگفته اند کسی که محاسنی دارد و یا تنها نماز می خواند و یا لباس بسیجی به تن دارد بسیجی است.بلکه گفته اند بسیجی مخلص است، خداترس، بی باک و شجاع، نرم خو و اصل مدارا و گذشت با مردم، بی ادعا ، ایثارگر ، دست پاک و اصل حلال و حرام و غیر قابل خرید و فروش و بی آلودگی به مشغله های دنیایی و مادی و الگو و نمونه در سبک زندگی چه در محل کار، چه در محل زندگی و چه در خانه و خانواده …است و اگر کسی لباس بسیجی بر تن می کند و فرهنگ آن را از یاد برده و یا می برد، دیگر بسیجی نیست. بهتر است لباسی بپوشدکه در خور فرهنگ و رفتار اوست.

علی عبدی گده کهریز

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *