تاریخ شفاهی و خانواده هسته‌ای

تاریخ شفاهی و  خانواده هسته‌ای

تاریخ شفاهی روشی پژوهشی برای بررسی وقایع، رخدادها و رویدادها است که یک افراد بر اساس دیده ها و شنیده ها بازگو می کنند در این مجال کلیه تجربیات یک نسل و فولکلور و داستان ها و ضرب المثل ها را هم در این بخش دسته بندی کرده و به این مجموعه به اختصار از تاریخ شفاهی استفاده می شود.
در خانواده گسترده پدرتبار آموزش های غیر رسمی که نقش تعیین کننده در تربیت کودکان و نوجوانان داشت به وسیله گفتگوهای پدربزرگ و مادربزرگ از تاریخ شفاهی بود. بزرگان خانواده روزها کودکان را جمع می کرد و داستان های کوتاه را به شیوه ای رسا و گویا بازگو می کرد و پیام های آموزنده داستان را با شیوه های مختلف برای کودکان و نوجوانان می گفتند تاریخ شفاهی در عصر حاضر یک روش علمی محسوب می شود درحالیکه این روش پژوهشی در خانواده گسترده دارای کاربرد بوده است.
مادربزرگ ها و پدربزرگ ها وقایع و رویدادهای تاریخی را بازگو می کردند و مهمترین وقایع تاریخی را سینه به سینه انتقال می دادند.
به عنوان مثال مادربزرگم که از مکتب ملاباجی قرآن آموخته بود و حافظ کل قرآن بود پس از مدتی مکتب قرآنی را مدیریت می کرد. وقایع کشف حجاب رضاخان میرپنج را برای ما اینچنین تعریف می کرد. در آن ایام کشف حجاب که شوهر خواهر همسرم (شوهر مشهدی ربابه، کدخدا قدرت ) فرامین رضاشاه را در گیوی اجرایی می کرد . مشه ربا که خودش کت دامن پوشیده و بر سرش کلاه گذاشته بود بر ما که هم مذهبی بودیم و هم مربی قرآن خانم ها بودم فشار می آورد که روسری و چادر را کنار گذاشته و حتما کت دامن و کلاه بر سر بگذارید و از افکار گذشته دست بردارید. در واقع هم از گروه فشار بیرونی کدخدا قدرت رنج می بردیم و هم از گروه فشار داخل خانواده مشه ربا در رنج بودیم. در آن زمان در خانه ها آب لوله کشی نداشتیم از چشمه ها که به #بلاغ معروف بود آب می آوردیم و لباس ها و بقیه وسایل را در #ناقدلیبلاغي یا #بازاربلاغي و… وسایل را می شستیم. همچنین چون باغدار بودیم هر روز در دو نوبت صبح و عصر به باغ می رفتیم. در واقع بیشتر زمان ها در بیرون خانه کار می کردیم و گروه فشار بیرونی کدخدا قدرت هم حاضر و ناظر بودند. در این اندیشه بودیم که چه باید کرد؟ نه از آموزه های دینی می توانیم عدول کنیم و نه می توانیم زندگی را تعطیل کنیم به ناچار در هنگام بیرون رفتن از خانه بر سرمان قابلمه گذاشته و بر روی قابلمه وسایل می گذاشتیم هم در زمان رفتن به باغ و هم در زمان رفتن به چشمه برای آوردن آب، در زمان گذاشتن قابلمه بر سر تنفس دچار مشکل می شد ولی به ناچار ۳الی۴ماه را اینچنین سر کردیم تا اینکه فشارها کمتر شد و مثل گذشته از حجاب معمول استفاده نمودیم.
یا در مورد حمله #ممیش_خان می گفت که خدا پدر #امیرپور را رحمت کند گفته بود گیوی مال من است شما حق تعرض و چپاول ندارید و نگذاشته بود بر گیوی حمله کند و از گیوی عبور کرده بود بلای خانمان سوز بر هروآباد توسط ممیش خان و دار و دسته اش نازل شده بود. از این فجایع بسیار نوشته اند.
در هر روی غرض از نگارش این تاریخ شفاهی این است که در خانواده گسترده تاریخ شفاهی سینه به سینه به نسل های بعد منتقل می شد کارکرد آشکار تاریخ شفاهی یادآوری رخدادها و رویدادهای تاریخی انتقال تجربیات نسل گذشته به نسل جوان بود و کارکرد پنهان تاریخ شفاهی آموزش و تربیت نسل جوان با کمک از شخصیت های مثبت و منفی بود.
در حالیکه در خانواده هسته‌ای با مرگ و خاموشی تاریخ شفاهی روبه رو هستیم در خانواده هسته ای مادر بزرگ و پدربزرگ نیستند تا مجالی هم برای بازگو کردن تاریخ شفاهی باشد. با خانواده هسته ای تمامی فولکلور ها و ضرب المثل ها و وقایع تاریخی و رخدادها به فراموشی سپرده می شود و طبیعی است که اگر نسل جوان با تاریخ شفاهی و تاریخ اجتماعی بیگانه باشد با بحران هویت مواجه خواهد شد.
با خانواده هسته ای با نسل جوانی مواجه هستیم که همه چیز را در آن واحد می طلبد اگر برآورد نشود یا افسرده می شود و نهایتا به اعتیاد پناه می برد یا در سریعترین زمان خودکشی می کند.
با خانواده هسته‌ای با نسل جوانی مواجه هستیم که فکر می کند همچون زمانیکه انسان ها در گله ها زندگی می کردند
که یک مرد می تواند برای دیگر زنان هم باشد و برعکس، به جای ازدواج و ارزشمند شمردن تک همسری به رابطه های آزاد و خارج از قواعد عرف و شرع و قانون روی آورده اند حتی در برخی از شواهد به رابطه های جمعی در یک مجموعه که تفسیر کنید رابطه های گله ای هم مشاهده می شود.
✅خانواده هسته ای با خاموشی تاریخ شفاهی بحران هویت و کژکارکردهای روابط اجتماعی را بر نسل جوان تحمیل کرد بهترین جایگزین خانواده گسترده مادر تبار دراین دوره می باشد.

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *