اقتدار در مدل خانواده گسترده مادرتبار

اقتدار در مدل خانواده  گسترده مادرتبار

اقتدار در مدل خانواده گسترده پدرتبار، اقتداری سنتی بوده که پدر خانواده و در ادامه اقتدار به فرزند ذکور تفویض می شد. در اقتدار سنتی تمامی اوامر و ارث در دست پدر و بعد از پدر در دست پسر بزرگ خانواده بود.
بزرگ خانواده یا بزرگ خاندان علاوه بر اقتدار در خانواده و میراث دار بودن معیار و میزان خوب و بد در همان اجتماع بود. یعنی با کسی که پدر دوست بودن اعضای خانواده و قبیله و ایل و تبار هم دوستی می کردند و با هر کس که دشمنی و خصومت داشتند باید خصومت می ورزیدند. این اقتدار سنتی که در دست یک نفر قبضه شده بود هزینه های هنگفتی بر خانواده گسترده پدر تبار و همچنین اجتماع سنتی وارد می کرد. با تشخیص پدر به پسرها همسر انتخاب می شد و دختران را شوهر می دادند. به تشخیص و مصلحت پدر شیوه سنتی دامداری و گاوداري و باغداری و زمین داری اداره یا خرید و فروش می شد بقیه اعضا باید اطاعت امر می کردند. این شیوه در اروپا تا قرن ۱۷ ادامه پیدا کرد و در ایران هم تا قرن بیستم همین اقتدار سنتی میدان دار بوده است در حال حاضر هم در بسیاری از عشایر و روستاها هم اقتدار سنتی جولان می دهد.
اقتدار در مدل خانواده هسته‌ای از شیوه عمودی به شیوه افقی تغییر یافت یعنی اینکه در خانواده هسته‌ای اقتدار در بین زن و شوهر و فرزند تقسیم گردید و در بیشتر خانواده های تک والد اقتدار بین والد و فرزند تقسیم شد. در این مدل اقتدار سنتی که قرن ها اجتماع را در تسخیر خود نگه داشته بود و سلطه ورزی می کرد به یک باره از هم پاشید در واقع تغییر اقتدار سنتی به اقتدار عقلانی و قانونی باعث شد که نظم اجتماع به هم بخورد و نظم نوین هم شکل نگرفت. اقتدار عقلانی قانونی به افراد این پیام را رساند که می تواند به تنهایی و یا با فرزند زندگی کند یعنی این اقتدار، نمی توانست به شیوه دموکراتیک برسد لاجرم صنعت فرهنگ افراد را به آپارتمان ها سوق می داد که قلمرو یک نفره یا نهایت دو نفره داشته باشد.
اقتدار در مدل خانواده گسترده مادر تبار با دو مدل قبلی کاملا متفاوت است.( البته داخل پرانتز عرض کنم که در دوره ای از تاریخ فئودالیسم مدل مادر تبار داشتیم که در آن مدل اقتدار و تبار از دایی خانواده گرفته می شد ولی بنام مادر تبار بود این با مدل مادرتباری پیشنهادی کاملا متفاوت است ).
در مدل خانواده گسترده مادر تبار با اقتدار عاطفی سر و کار داریم. مادر به عنوان فردی از خانواده همیشه سنگ زیرین آسیاب است. مادر در زمینه خانواده و فرزندان فدای حداکثر را سرلوحه کار خود قرار می دهد مادر تمامی درد و رنج و شکنج را به جان می خرد و در مقابل بذر مهر و محبت و عشق و علاقه و دوست داشتن را می افشاند. مادر امروزی مادری باسواد که تخصص کسب کرده در اجتماع مسئولیت گرفته و دارای توانایی اندیشیدن است ودیگر مادر نگران، مادر چسبنده، مادر متخاصم با همسر، مادر تحمیلگر، مادری که در دعواها فرزندان را دخیل کنند، مادر جستجوگر در زندگی دیگران، مادر ظاهر پرست و تجمل‌گرانیستند.
مدل خانواده گسترده مادر تبار مدلی است که اقتدار مادر از اقتدارسنتی یا اقتدار عقلانی که صنعت فرهنگ عقلانيت محض را ترویج می کند منتج نمی شود. در خانواده گسترده مادرتبار سرآغاز اقتدار عاطفی از مفاهیم انسانی آغاز می شود.
در اقتدار عاطفی مادر دنبال قدرت طلبی پدرسالار نیست که از تاریخ به ارث رسیده است. در اقتدار عاطفی مادرتبار به میراث گذشته افتخار نمی شود بلکه در فکر ساختن میراث نوین فرهنگی بر پایه مفاهیم انسانی است.در اقتدار عاطفی مادرتبار چیزی به مفهوم خانواده های تک والد و بدون سرپرست تعریف نمی شود بلکه مادر اعضای خانواده را حمایت می کند تا اینکه مشکلات سامان یابد.در اقتدار عاطفی مادر تبار هر چه هست حمایت است بر اساس انسان محوری نه بر اساس سلطه گری اقتدارگرایان که در نظام سنتی تجربه گردید.در هر روی اقتدار عاطفی مادر تبار جایگزینی قابل اعتماد برای اقتدار سنتی و اقتدار عقلانی صنعت فرهنگ است. اقتدار عاطفی مادرتبار می تواند خانواده را از مرگ یا خانواده های تک والد و بدسرپرست و بدون سرپرست نجات دهد.

یادداشت:حسین بشیری گیوی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *