چنگال خرافات بر گلوی مردم

چنگال خرافات بر گلوی مردم

پشت دیوارهای این شهر در قرن ۲۱ که مردم دنیا برسر دستیابی به جزئی ترین اطلاعات در هر نقطه ازجهان هستی باهم رقابت می کنند اتفاقاتی محیرالعقول می افتد که با شنیدنش میخکوب می شویم.
به گزارش روزنامه برای اردبیل تا چند سال پیش مستاجر بود اما الان وضعش به حدی خوب شده که به گفته ساکنین محل توپ تکانش نمی دهد. اوایل شوهرش با این کار مخالف بود اما وقتی دید که نان خوبی دارد پا پس کشید. ازیک خانه مستاجری شروع کرد و الان دریک واحد سه خوابه مجهز، مشتری می پذیرد. یکی ازاتاقها به عنوان اتاق انتظار مورد استفاده قرار می گیرد ودر اتاق دیگر که مجهز به میز کار و صندلی است به صحبتهای مراجعین گوش می دهد و می نویسد. در هر زمینه ای هم تخصص دارد اما خودش می گوید دستش به خیر است و برای نیات بد خودکارش نمی نویسد مگر اینکه کفاره بدهد.
می گوید: یک شب در خواب دیده که فلان کتاب را بگیرد و از روی آن برای مردم دعا بنویسد.
زنی است میانسال وظاهرا معتقد. درآمدش خوب است آنقدر خوب که در عرض سه چهار سال حسابی وضعشان از این رو به آن رو شده است.
قیمتها از ۳۰ هزارتومان تا ۱۰ میلیون تومان
قیمتها متفاوت است از ۳۰ هزار تومان برای دعاهای جزئی مثل ترسیدن بچه تا ۲،۳،۵ و گاه ۱۰ میلیون تومان برای دعاهای منفی مثل برهم زدن زندگی دیگران.
وقتی صحبتهای مراجعین را می شنود بسته به نوع آن دعا نوشته و دستوراتی را می دهد. گاه غسل کردن با آب دعای نوشته شده یا سوزاندن آن با دانه های اسپند و ریختن پودر آن در قبرستان برای هفت هفته متوالی.
این متخصصین دست رد به سینه هیچ کس نمی زنند
پشت دیوارهای این شهر در قرن ۲۱ که دنیا برسر دستیابی به جزئی ترین اطلاعات در هر نقطه ازجهان هستی باهم رقابت می کنند اتفاقاتی محیرالعقول می افتد که با شنیدنش میخکوب می شوی.
راهی خانه یکی دیگر از این به اصطلاح متخصصینی که در هر زمینه هم تخصص دارد و دست رد به سینه هیچ کس نمی زند می شویم.
خانه اش در حوالی اردبیل است. در که می زنیم شخصی از داخل، دکمه آیفون را می زند انگار می داند که مشتری است و برای چه کاری آمده است.
داخل حیاط که می شویم باغچه ای بزرگ را میبینیم با یک ساختمان ویلایی بزرگ و نوساز در یک طرف حیاط و یک خانه قدیمی کوچک در طرف دیگر حیاط. از هرکس که پرسیدیم آدرس هم اینجا را دادند ظاهرا خیلی معروف است.
به طرف داخل خانه قدیمی راهنمایی می شویم. در را که باز می کنم متوجه انبوهی از نوشته ها می شوم که با خودکار بر درو دیوار نوشته شده و بیشتر به زبان عربی است لغاتی که اغلب برایم نامفهوم است. چند نفر به نوبت نشسته بودند هرکدام از جایی آمده بودند. شخصی که کنار دستم نشسته بود از آستارا آمده بود و می گفت از آشنایی آدرس آنجا را گرفته.از صحبتهایش فهمیدم که برای دل کندن برادرش از دختر همسایه متوسل به دعا نویس شده است.
مراجعین به سان اتاق یک متخصص حاذق به داخل مراجعه می کردند و پس از مدت کوتاهی بیرون می آمدند.
نوبت به ما رسید از آنجا که برای اولین بار بود به چنین جایی مراجعه می کردم کمی دلهره و اضطراب داشتم.
از پوست، مو واعضای حیوانات نیز بهره می جویند
وقتی پا به داخل اتاق گذاشتم پیرمردی دیدم حدود هشتاد سال با چهره ای گندمی و ریش سفید نسبتا بلند و موهایی که از پشت بافته بود و پشت میزبر روی یک صندلی قدیمی نشسته بود و دستش را برپشت گربه ای که کنارش بود می کشید.
روی میزش دسته ای از تاس و گوی بود و چند فلز بلند مشبک و کتابهایی قدیمی در اندازه های مختلف.
معلوم نیست تا آن لحظه چند بخت برگشته ی پریشان به آنجا پا گذاشته و چقدر هزینه کرده اند.
نرخش از ۲۰۰ هزار تومان پایین نبود. پس ازچند سوال جزئی ما را به بیرون هدایت کرد و تاکید کرد که برای گرفتن دعا و توصیه های لازم و همچنین پرداخت پول، فردای آن روز مراجعه کنیم.
توصیه هایی مثل چال کردن دعا در چهار گوشه خانه یا گذاشتن آن در داخل بالش ویا گذاشتن تخم مرغ گندیده در قسمتی از خانه شخص مورد نظر. این توصیه ها به اینجا ختم نمی شود گاه مو، پوست یا بخشی از اعضای حیواناتی مثل روباه ، مار، گربه و…نیز در کارا بودن این نوشته ها دخیل می شود.
خطهایی مورب با کلماتی نامفهوم به قیمت ۲۰۰ هزار تومان
وقتی که دعا را می گیرم کنجکاوانه بازش می کنم تا درمان را ببینم. خطهایی مورب با کلمانی نامفهوم به قیمت ۲۰۰ هزار تومان تحویل گرفته بودم.
حال چگونه این خط و خطوط بر خواست کائنات فائق آمده و در مبارزه با علم روز نازایی را بارورمی سازد یا دلباخته ای را از فکر کردن به معشوق بازمی دارد و یا پا در حریم خانواده ای گذاشته و آشیانه ای را از هم می پاشد بر کسی معلوم نیست.
روزانه ۱ تا ۸ میلیون در آمد دارند
آنچه که مسلم است برچیده نشدن پاره ای خرافات است که از عهد بوق بر اذهان برخی رسوب کرده و درمان ناپذیر است.
مشخصا کسانی که پولهای باد آورده ای از این راه کسب می کنند و بدون ریختن عرق جبین و بی هیچ سرمایه ای (به قول اهالی محله همان بانوی دعانویس) روزانه ۱تا۸ میلیون در آمد دارند هرگز حاضر به دست کشیدن از چنین کلاهبرداری هایی نخواهند شد.
مراکز مشاوره تخصصی جایگزینی مناسب وعلمی
اما در این میان وظیفه قانون چیست ؟ آیا تنها سنگ اندازیهای گاه و بیگاه ازطرف متولیان امربرای برچیده شدن این بساط کفایت می کند؟ و سوال آخر این که چرا چنین مشاغل کاذبی که هاله ای از کلاهبرداری به خود گرفته است روز به روز بیشتر و بیشتر می شود بی آنکه حتی نظارتی بر کارشان باشد؟
و دست آخر اینکه شاید راه اندازی مراکز تخصصی مشاوره به عنوان یک راه حل علمی و تخصصی بتواند برای التیام بخشیدن به آلام افراد جامعه موثرتر بوده وراهگشای ممطمئنی برایشان باشد.

گزارش:فاطمه شکرزاده

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *