یلدایتان مبارک. کار شب تار، آخر شد …

یلدایتان مبارک.  کار شب تار، آخر شد  …

در ایامی که عفریت کرونا ،سایه سنگین و سیاه خود را بر کار و بار و زندگی مردم گسترده است ،آخرین شب از آخرین پاییز قرن هم سپری شد .امید که کار این شوکت خار و شب تار و تشویش خمار هم سپری شود و به آخر رسد.
جانهای شیرینی قربانی این بلای عالمگیر شد و چه روزهایی سختی که بر ایران و جهان گذشت.اما بار خدایا “روزها گر رفت ،گو رو، باک نیست ،تو بمان ،ای آنکه جز تو پاک نیست….” باری ؛
گویا فرهنگ و ادبیات کهن ما به رغم دلپذیری پاییز و رنگهای رنگارنگش، با این فصل، چندان بر سر مهر نبوده است.شاید راز آن در همان شبهای تار و طولانی آن بوده است.
در حالی که خورشید عالم فروز، در ساعاتی طولانی از شبانه روز، رخ زیبا و نور افشان خود را از زمین پنهان می کرد، دستاوردی بنام “الکتریسیته” هم نبود که روشنایی و رونقی بر آن شبهای تار و طولانی بخشد. از آن نظر، باید کشف “الکتریسیته” را بزرگترین اختراع بشر در عصر مدرن دانست که هنوز تاریخ بشر، در این سیاره کهن ،به دستاوردی بالاتر از آن دست نیافته است .
اما آنچه که در ادبیات ایران و در همین غزل حافظ به وضوح قابل درک است ،تداعی گر این معناست که واژه “خزان و شبهای دراز و تار ” در فرهنگ ما شمولی وسیع تر از پاییز داشته است که نه تنها پاییز، بلکه زمستان و”دی” هم در گستره آن بوده است.
به هر تقدیر و با این امید که امیدمان در این آخرین شب متصل به یلدا و تولد روزهایی طولانی،ناامید نشود و نیز متهم به این هم نشویم که طامات به بازار خرافات برده ایم ،همنوا با حافظ شیرین سخن، فالی می زنیم و می گوییم :
“گذشت، اختر و کار شب تار آخر شد.”
باشد که با آهنگ تدریجی طولانی شدن روزها، سایه منحوس و سیاه این بلا و ابتلای ویرانگر هم از عرصه حیات ما رخت بر بندد و در حالیکه رسیدن واکسن آن به زندگی تحریم زده ما هم هنوز در هاله ای از صدها ابهام است دستی از غیب برون آید و برای ما کاری بکند.و گرنه با این ساز و کار جهانی و مدیریتی،تا طبیب،تریاق آوَرَد، مارگزیده مرده بُوَد.
امید که صبح امیدی که در پرده غیب ،پنهان است، از اعتکاف برون آید و کار این شب تار و محنت بی حد و شمار،به آخر رسد….

یادداشت:مالک رضایی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *