وقتی تجمل گرایی ارزش می شود

وقتی تجمل گرایی ارزش می شود

گزارش برای اردبیل از مبلمان ۱ میلیاردی تا آپارتمان ۱۰۰ میلیاردی

امروز در گشت و گذاری که در شهر داشتم گذارم به یک مبل فروشی افتاد. داخل که شدم با انبوهی از مبلهای زیبا روبرو شدم که رنگ و لعابشان چشمها را خیره می کرد با قیمتهایی که برایم غریب بود. قیمتهای سر به فلک کشیده ای که اغلب آدم های این شهر حتی در مخیله شان هم نمی گنجد.
اینجا پایین ترین قیمت یک دست مبل ۱۵۰ میلیون تومان است . ظاهرا هر چقدر بر زیبایی مبل افزوده می شود قیمت آن نیزبالاتر می رود به طوریکه با قیمتهای ۷۰۰ – ۸۰۰ میلیونی نیز برای یک دست مبل مواجه می شویم.
با وجودیکه اردبیل شهر محرومی بوده ومطابق آمار از رفاه نسبی پایینی برخوردار است و اغلب جمعیت آن در آمدی زیر خط فقر دارند دیدن چنین مبلهایی با این قیمتهای سرسام آور این سوال را در ذهنم به وجود می آورد که واقعا چه کسانی متقاضی خرید چنین اجناس لوکس و پر زرق و برقی در اردبیل هستند؟
وقتی این سوال را از فروشنده می پرسم به مبلی که همین دیروز با قیمت ۷۰۰ میلیون تومان فروش رفته ورویش برچسب فروخته شد زده اند اشاره می کند و می گوید: خریدار این مبل یک بساز بفروش است که مبل روبرویی را هم برای جهیزیه دخترش می خواهد. چشمم به قیمت مبل مورد نظر می افتد وبر قیمت ۶۵۰میلیون تومان گره می خورد.
وقتی فکرش را می کنم می بینم با این مقدار پول در قسمت دیگری از شهر میتوان دو ویا حتی سه واحد آپارتمان خرید.
بی تردید دادن جهیزیه های چند میلیاردی در شرایط اقتصادی فعلی جگر شیر می خواهد وپشتوانه مالی آنچنانی . چرا که این افراد با این هزینه های کلان این چنینی نه تنها خم به ابرو نمی آورند بلکه همواره به دنبال برندهای معتبر جهانی برای خرید انواع لوازم برقی و کالاهای لوکس هستند تا آب در دل فرزند دلبندشان تکان نخورد.
از خود می پرسم با این توصیف قیمت خانه ای که چنین مبلی برای آن در نظر گرفته شده و خریداری می شود چقدرمی تواند باشد؟
وقتی با املاکی صحبت می کنم می گوید درقسمتهایی از اردبیل حتی خانه های ۱۰۰ میلیارد تومانی و بیشتر هم وجود دارد و این صحبت مرا به فکر وا می دارد که چگونه می شود در یک شهر نه چندان بزرگ فاصله طبقاتی تا این حد مشهود باشد؟
در قسمتی از شهر همشهریانی هستند که در مسکن مهر با تمام بی مهری هایش پناه گرفته اند و تنها با چند کیلومتر فاصله در این سوی شهر قیمت یک دست مبل چندین برابر قیمت خانه های آنهاست .
دیدن این قیمتهای سرسام آورمعادلات بسیاری را در ذهنم رقم می زند. معادلاتی که در طول تاریخ هیچ گاه به نتیجه نرسیده است.
بدون شک مبل های ۸۰۰-۷۰۰ میلیون تومانی تنها گوشه ای از لوازم لوکس خانه های اعیان نشین اردبیل است .پرده های ایتالیایی با قیمتهای چند صد میلیونی که تاریخ بافتش در گوشه آن حک شده است نیز زینت بخش سرای متمولین است.همان خانه هایی که دیوارهای آن با نقاشیهایی به سبک اروپایی تزئین می شوند و ستونهای مرمرین آن ذهن ها را به سمت تصاویر خانه های اعیانی می کشاند با پنجره های بلندی که از کف تا سقف های بلند آن ادامه دارد .
امروزناخود آگاه پس از دیدن لوازم لوکس منزل و خانه های اعیانی گذارم را به سمت قسمت محروم شهر می اندازم. آنجا که آدمهایش از صبح عی الطلوع تا پاسی از شب به دنبال یافتن لقمه نانی هستند تا دست خالی به خانه فقیرانه خود برنگردند. همانجایی که دو ضربدر دو همواره با صفربرابر بوده و تکاپوی شبانه روزی شان هیچ عایدی برای آنها ندارد.
همانهایی که در زیر فشار زندگی دست و پا می زنند و مشکلات اقتصادی رمق از جانشان ربوده است.
و در فکرخود این همه تفاوت و سبک زندگی همشهریان مختلف و متفاوتم را مقایسه می کنم .قیمت یک دست مبل در قسمتی از این شهر چندین برابر قیمت تمام زندگی مردمی در گوشه دیگر آن است .
اختلافات طبقاتی همواره در طول اعصار و قرون وجود داشته و دردیگر کلان شهرها نیز دیده می شود. اما هستند سرمایه دارانی که به جای خریدن لوازم متفاخر در اندیشه سرمایه گذاری و احداث کارخانجاتی هستند تا بتوانند سهمی در کاهش آمار بیکاری شهر خود داشته و دستگیر انسانهای ضعیف باشند .
آنان که احساس مسئولیت دارند وهرگز نمی توانند در قبال آدمهای اطراف خود نقاب بی تفاوتی بر رخسار خود بکشند.

گزارش:فاطمه شکرزاده

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *