آیا علم مدرن ، علم است ؟

آیا علم مدرن ، علم است ؟

کسانی ، ساده انگارانه، نقد علم مدرن را توهم توطئه و علم ستیزی می دانند ، در حالیکه پرسش از چیستی و ماهیت علم مدرن ، استفهامی است ، نه استنکاری ، و امری است که درون ذاتی خود مدرنیته است، و فیلسوفان و دانشمندان بسیاری پیرامون آن نظرورزی کرده اند.
هر چند ، مع الاسف ، این مسئله هم، مثل مسائل زیادی، در کشور ما رنگ و بوی سیاسی گرفته و طرح و شرح آن از مسیر فلسفی و علم شناسی منحرف شده است.
آنهایی که نقد علم جدید را بر نمی تابند ، دانسته یا ندانسته، خودشان داعیه ی ایدئولوژیکی دارند و علی رغم تظاهر به پرنسیپ روشنفکری ، با شیفتگی شان به علم مدرن، از ان ، یک کیش متصلب بنیادگرا ساخته ، و کین توزانه آن را محملی برای تحدی و به چالش کشیدن دین قرار داده اند ، نسبت اینان با علم مدرن ، قشری، ابزار انگارانه، سخت افزاری و جزم اندیشانه ، و از موضع اراده ی معطوف به قدرت است
در حالیکه آلن چالمرز در کتاب چیستی علم می نویسد: علم بر بنیان مستحکمی استوار نیست .گویی بنای آن بر سر ستون هایی است که در باتلاق فرو رفته اند
علم مدرن ، صورت معرفتی تمدن غرب است، و با سابقه ی چهار صد ساله ، به لحاظ مبادی ، روش ، غایت و هستی شناسی ، ویژگیهای خاص خودش را دارد.علاوه بر این ، در سیر تحولات تاریخی ، دگردیسی های ماهوی بنیادینی را پشت سر گذاشته است.
ماده گرایی ، دنیا گرایی،تجربه گرایی،حذف یقین علمی و اکتفا به یقین روانشناختی ،بی توجهی به غایت هستی ، مهمل خواندن گزاره های دینی ، جدایی دانش از ارزش ، سیطره ی کمیت اندیشی، و هدفگیری تسخیر طبیعت بجای کشف حقیقت ، از مولفه های بارز علم جدید در روزگار ماست .
در غرب ، اشخاص و نحله های مختلفی به نقد علم مدرن پرداخته اند.مهمترین و قابل توجه ترین نقدها ، توسط نیچه ، هایدگر ، فوکو ، الوین پلانتینگا، و فیلسوفان مکتب فرانکفورت ، هر کدام در قالب نظام فکری خودشان، صورت گرفته است.
دانشمندان زیادی هم ، سوگیریها و تبیین های الحادی برخی از همکاران خودشان را به نقد کشیده اند.
پروفسور نصر می گوید : زمانیکه در دهه ی ۱۹۵۰ در رشته ی فیزیک تحصیل می کردم ، روزی برتراند راسل به دانشگاه ما آمد و گفت علم جدید با کشف ماهیت واقعیت سر و کار ندارد !
سخن راسل بسیار حائز اهمیت است و نباید براحتی از کنارش گذشت.خصوصا از این لحاظ که در ارتباط مستقیم با پرسش این نوشتار کوتاه است ، اینکه ، آیا علم مدرن ، علم است ؟ به این معنا که ایا شناختی از عالم واقع به ما می دهد ؟
پیشتر از این ، هیوم ، اخلاق را ، و کانت ، متافیزیک را از دایره ی علم بیرون نهادند ، به این دلیل که ، به زعم این دو ، نه اخلاق و نه متافیزیک ، هیچ شناختی از عالم واقع به ما نمی دهند.
بعدها ، تعدادی از فیلسوفان متاخر ، عمدتا فیلسوفان تحلیلی حلقه ی وین ، دین، الهیات، و خود فلسفه را هم غیر علمی دانستند.
و نهایتا آنها را قلمروهایی با کارکرد و بازی زبانی خاص خودشان ، و در عین حال ، فاقد معنای محصلی و محتوای واقعی عنوان کردند.
ذات ضد رئالیستی علم مدرن نسبتی با واقعیت ندارد، و از این حیث به بن بست معرفتی رسیده است .
هنجارهای روش شناختی ، واقعیت های خارجی و صدق عینی ، محدودیت های نامطلوبی برای علم مدرن به شمار می روند ، اینها دیکتاتورهایی هستند که باید عزل شوند !
با این وصف ، و با خوشبینانه ترین نگاه،
آیا علم مدرن ، چیزی بیش از ” افسانه های مفید ” است ؟!

یادداشت:ناهید الله وردی زاده

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *