آژیرهشدارجرایم منافی عفت عمومی

آژیرهشدارجرایم منافی عفت عمومی

درکشورماکم و کیف جرایم خشن ومجموعه بزه هایی که«منافی عفت عمومی»محسوب میشوند،بدلیل عدم پوشش رسانه یی واطلاع رسانی ازشفافیت مطلوبی برخوردارنیست.هرچندکه مقنن درمورد افشاء اسامی ومشخصات متهمان قبل ازقطعیت احکام صادره،محدودیتهای خاصی راپیش بینی کرده است،اما این موضوع نمیتواند درمبحث اقدامات پیشگیری،آموزش،هشدار و اطلاع رسانی به شهروندان درتضاد ویا تقابل باقانون تلقی شود.واقعیت امر این است که اینگونه جرایم امنیت روانی آحادمردم را باچالش های اساسی مواجه ساخته،احساسات وعواطف پاک انسانی آنان را به شدت جریحه دارمیسازد.بنابراین ضروریست مصادیق ومواردی از آن که درصورت حدوث موجب پریشانی و دل نگرانی مردم شده وفضای جامعه را آکنده ازتشویش واضطراب مینماید،احصاءوطبقه بندی شده وبمنظور تشدید مجازات مرتکبین قوانین موجود مورد بازنگری قرار گیرد.درجرایمی مانند پدیده اراذل واوباش،جرح با چاقو وقدرت نمایی با آن،آدم ربایی،سرقت مقرون به آزار،اخاذی،اعمال منافی عفت،مزاحمت به اطفال ونوامیس مردم و…علاوه بر ضرورت تغییر در نگرش حوزه های قانون گذاری،بخشهای مرتبط در مقوله پیشگیری،آموزش واطلاع رسانی به مردم،امر نظارت و کنترل نیز نیازمند یک تحول اساسی وبنیادی میباشد.
ازباب تمثیل،پدیده«اراذل واوباش» صرفنظراینکه معلول یک علتی نبوده وسلسله علل اقتصادی،فرهنگی،تربیتی و…درپدیدار شدن آن نقش دارند.ضعف خلاء قانونی وسیستم عامل های ذی ربط درمقوله پیشگیری ونظارت،بیشترازسایرعلتها دخیل است.چراکه این طیف بزهکاران یک شبه بوجود نیامده اند بلکه در دوره نوجوانی وعنفوان جوانی مرتکب جرایم خردشده اند.وپس از مواجهه با کم و کیف بازخوردهای اجتماعی وقضایی به تکرار افعال بزهکارانه و مانورهای مجرمانه مبادرت نموده و به جرایم باندی وتهاجمی سوق پیدا کرده اند.درصورتی که اگر این افراد درهمان روزهای آغازین تجربه بزهکاری،توسط متولیان امرپیشگیری رصدوشناسایی شده وتوسط نهادهای تربیتی وروانشناختی وضابطین قضایی تحت کنترل هوشمندانه قرار میگرفتند،اشاعه این معضل اجتماعی بااین تنوع وکثرت امری نسبتا محال بود.ناگفته پیداست،مهار یک کرم خاکی به مراتب سهل تر از یک مار افعی است….
درمبحث منافی عفت عمومی نیز غفلت ومسامحه نهادهای مسئول به شرح فوق الاشعار،غیرقابل انکاراست.براساس بازخوانی پرونده ها بویژه دربخش جرایم کیفری میتوان گفت که وقوع وتکرار اغلب جرایم ناشی ازآموزش واطلاع رسانی اصولی به شهروندان وبه اصطلاح قربانیان جرم است.بزهکاران ومرتکبین به اعمال منافی عفت…اغلب از ضعف آگاهی و بی پیرایگی افراد مورد نظر سوء استفاده کرده و با توسل به شیوه های مزورانه وترفندهای خاصی که اغلب با جبرواکراه توام بوده درمکانهای مختلف سوژه هایشان را شناسایی نموده ودر دام اهریمنی خود گرفتار میسازند.اخبار مربوط به این نوع جرایم هرگز رسانه یی واطلاع رسانی نشده وتیتر مطبوعات نمیشود…ازهمین روست که اشاعه آن کمرنگتر نشده وقربانیانشان ازپشتوانه وپیگیری تشکل های مردمی وافکارعمومی محروم میمانند.این مسئله وسعت داغ ومظلومیت بزه دیده ها وخانواده هایشان را دوچندان مینماید.
باتوجه به توضیح مختصری که گذشت،پیشنهاد مینماید؛علاوه بر تدوین قوانین سرکوب گرانه دراین مورد وبازنگری در حوزه های مختلف پیشگیری،آموزش واطلاع رسانی ونظارت،سازمانها وارگانهایی که در حال حاضر درراستای مبارزه با این جرایم بصورت موازی عمل مینمایند،دریک سازمان پژوهشی و عملیاتی مقتدر ادغام شوند وبا هماهنگی مراجع قضایی واتخاذ یک سیاست راهبردی مستقل در محورهای احصاء وتعریف شده وارد عرصه گردند.
آنچه دستمایه این یادداشت شد،خبراسفناک مربوط به عمل شنیع منافی عفت است که درچند روز اخیر دریکی از دبستانهای کشور اتفاق افتاده است.محتویات پرونده حکایت از آن دارد که در وقوع این فاجعه پارامترهای آموزشی و
آگاه سازی در محیط خانواده واهرم های نظارتی در کنترل مدرسه بسیار ضعیف بوده است….
هرچندکه تاثیر وصف تجرد ویا تأهل در وقوع یک جرم نمیتواند یک قاعده ثابت ولایتغیر تلقی شود،اما در حالت کلی به علت اقتضائات خاص دوره جوانی و تجردی میتوان گفت،انتصاب افراد مجرد در مشاغل وپست های حساس وکلیدی مانند شغل معلمی،قضاوت و…موضوعی بسیارقابل تأمل است.به قلم نگارنده این سطور نیز پیش تر درنشریات سراسری آسیب های احتمالی مسئله نقدوتبیین شده است.
دراصل وصحت این خبر خدشه یی وارد نیست.اماعلت کلی گویی موضوع به منظور حفظ آبروی افراد میباشد.
هدف از طرح این مقال تلنگری است بر مسئولین امر که آژیر خطر جرایم منافی عفت عمومی را در جامعه جدی بگیرند و درقبال مطالبات مردمی پاسخگو باشند.مرتکبین این نوع بزه بیشرمانه بمثابه شغالی بظاهر آرام اما افسار گسیخته و وحشی هستند که میتوانند به همه مکان ها سرک بکشند و هرگاه موانع را معدوم ومقتضی را موجود دیدند،مستعد تر شده وسبب بی آبرویی افراد ومتلاشی شدن خانواده ها گردند…
این نوع جنایت تلخ وجرایم مشابه همانطوریکه مسبوق به سابقه بوده تکرار آن در زمان آینده نیز دورازانتظار نیست.امامسئولین ذی ربط یقین داشته باشند،درکاهش آمار وقلع وقمع مقتدرانه اینگونه بزه ها پیشگیری،فرهنگ سازی و آموزش خانواده ها درخصوص ضرورت آگاه سازی کودکان ونوجوانان با مسایل جنسی به فراخور بلوغ جنسی وسنی آنان،نظارت وکنترل هوشمندانه بر کانونها ومحیط های مستعد در بروز جرم،تسریع وقاطعیت در فرایند دادرسی واشد مجازات مرتکبین درملاء عام ضرورتی اجتناب ناپذیر بوده وکتمان وپرده پوشی،بی تفاوتی ومسامحه نه تنهاعلاج واقعه نبوده بلکه ظلم مضاعف بر جامعه است.

یادداشت:ناصربدری رز

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *