اینجا برروی کرونا چشم بسته اند

اینجا برروی کرونا چشم بسته اند

ازدحام در مراکز معاینه چشم؛

اینجا مرکز معاینه چشم است.وارد مطب که می شوم حدود ۶۰-۷۰ نفری را می بینم که به انتظار ایستاده اند. معلوم نیست در این شرایط کرونایی چرا برنامه ای برای عدم ازدحام این تعداد ازجمعیت پیش بینی نشده است. تعدادی از مراجعین حتی ماسک هم به چهره ندارند.
خانمی که بچه ای را هم در بغل گرفته می گوید بیشتر از یکساعت است که همینطور به انتظار ایستاده است. تعداد ی از مراجعین در همان کوچه ومقابل ساختمان به صف ایستاده اند و از همان جا صف شروع می شود . وقتی می پرسم چرا اینجا ایستاده اید؟ یکی از آنها که مردی تقریبا ۴۰ ساله است می گوید که اول باید برویم کارت ملی و مدارکمان را درمحل معاینه که زیر زمین ساختمان است تحویل دهیم و آنوقت است که می توانیم در همان کوچه صف بایستیم چون داخل دیگر جایی برای ایستادن وجود ندارد.
وقتی وارد ساختمان می شوم در طول راه پله و حتی پاگرد مراجعینی را می بینم که بدون فاصله کنار هم ایستاده اند. مرد میانسالی یک پایش را به دیوار تکیه داده و از چهره اش معلوم است که از فرط خستگی دیگر نای ایستادن ندارد وجوان دیگری با پنجه پا ضربات آرام و سریعی را بر زمین می کوبد. داخل که می شوم از ازدحام موجود تعجب می کنم.دریک سالن ۲۰-۳۰ متره بیشتر از ۶۰ نفر نشسته و ایستاده جمع شده اند. برخی از آنها حتی ماسک هم ندارند. نه فاصله اجتماعی رعایت می شود و نه هیچ یک از پروتکل های بهداشتی. می خواهم منصرف بشوم ومعاینه چشمم را به روز دیگری موکول کنم اما وقتی می پرسم که چه زمانی ممکن است خلوت باشد می گویند زمان خلوتی اینجا وجود ندارد و همواره همینطور شلوغ است. جالب این است که با اینهمه ازدحام هنوزپزشک حضور ندارد و معلوم نیست پس از چند دقیقه یا ساعت پزشک مربوطه حاضرو شروع به معاینه و ترخیص مراجعین خواهد شد.
معاینه چشم برای اخذ و یا تعویض گواهینامه الزامی است اما در شهر بزرگی مثل اردبیل وجود تنها دو مرکز معاینه چشم بسیار کم است و منجر به این همه ازدحام می شود ضمن اینکه کسانی که برای معاینه چشم مراجعه می کنند باید ساعتهای مدید در چنین شرایطی منتظر بمانند تا نوبتشان برسد. اغلب این افراد هم جوانانی هستند که برای اولین بار ذوق گرفتن گواهینامه دارند و می خواهند پشت فرمان بنشینند اما در همان ابتدا با دیدن این شرایط و ساعت ها ایستادن کاسه صبرشان لبریز می شود ، یا رانندگان ماهری که برای تعویض گواهینامه گذرشان به مرکز معاینه چشم افتاده است و حوصله ای برای ایستادن در صف و صرف ۳-۴ ساعت وقت آن هم در چنین شرایطی ندارند.
اینکه شرایط کرونایی در نظر گرفته نمی شود و پروتکل های بهداشتی نیز توسط خود متولیان این امر رعایت نمی شود یک طرف قضیه بوده و طرف دیگر آن اتلاف وقت مراجعینی است که هر کدام به نحوی نارضایتی خود را از این موضوع اعلام می کنند.
این وضعیت در شرایطی اتفاق می افتد که مردم همواره متهم به رعایت نکردن پروتکل های بهداشتی می شوند و پیک های کرونایی به مهمانی ها و دید و بازدید های و خرید رفتن های مردم نسبت داده می شود و اگر چنانچه پیک چهارمی هم شروع شود باز همین مردم سرزنش خواهند شد.
اما چرا بهداری نیروی انتظامی که خود باید متولی نظم و انضباط اجتماعی باشد بر این امر نظارت ندارد و دست اندرکاران این مراکز با یک برنامه پیش بینی شده ساعت خاصی را برای هر بیمار اختصاص نمی دهند تا ازبی انضباطی ایجاد شده در این مراکز جلو گیری به عمل آید؟
و چرا در این میان هیچ توجهی به نارضایتی که بین مراجعین ایجاد شده نمی کنند؟
چهره خسته و ناراضی مراجعین را خود گویای نارضایتی آنها از مسئولین و متولیان است.
وقتی برنامه ریزی برای چنین امر کوچکی انجام نمی شود از سطوح کلان چه انتظاری می توان داشت.
یاد بگیریم که برای مردم و وقت آنها ارزش دهیم . مردم خسته و رنجور از ناملایمات اقتصادی و معیشتی را خسته تر و رنجورتر نسازیم.
این عدم برنامه ریزی نه تنها در مرکز معاینه چشم بلکه در مطب های دیگر نیز اتفاق می افتد و افراد بیمار همواره از این وضعیت گلایه می کنند. اما کیست که مرهمی برزخم دل این مردم بنهد؟

گزارش:فاطمه شکرزاده

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *