چالش‌های شهری وشهرنشینی شتابان

چالش‌های شهری وشهرنشینی شتابان

گزارش وضعیت جمعیت جهان صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۷ میلادی بدلیل اهمیت موضوع به شهرنشینی اختصاص یافته است. براساس این گزارش (UNFPA,2007) سال ۲۰۰۸ میلادی نقطه عطفی مهم در تاریخ بیش از نیمی از جمعیت جهان یعنی حدود سه میلیارد و سیصد میلیون نفر در مناطق شهری زندگی خواهند کرد. همچنین پیش‌بینی می‌شود که این رقم تا سال ۲۰۳۰ به حدود پنج میلیارد نفر افزایش یابد که حدود چهار میلیارد نفر آن متعلق به جمعیت شهری کشورهای در حال توسعه است. اندازه و سرعت شهرنشینی معاصر به حدی است که از آن بعنوان موج دوم شهرنشینی یاد می‌کنند. موجب نخست شهرنشینی در اروپا و آمریکای شمالی در طول دو قرن، از ۱۷۵۰ تا ۱۹۵۰ میلادی روی داد. در طول این دوره طولانی، نسبت جمعیت شهری از ۱۰% به ۵۲% و تعداد آن از ۱۵ میلیون نفر به ۴۲۳ میلیون نفر افزایش یافت. به این ترتیب، موج نخست شهرنشینی نسبتاً تدریجی بود و کمتر از پانصد میلیون نفر را دربرمی‌گرفت. اما موج دوم شهرنشینی در دوره‌ای کوتاهتر ولی با اندازه و سرعتی بسیار بیشتر در کشورهای در حال توسعه در حال روی دادن است. در موج دوم شهرنشینی، جمعیت شهرنشین کشورهای در حال توسعه از ۳۰۹ میلیون نفر در سال ۱۹۵۰ به حدود ۹/۳ میلیارد نفر در سال ۲۰۳۰ میلیادی خواهد رسید. در این دوره ۸۰ ساله، نسبت جمعیت شهرنشین نیز از حدود ۱۸%% به ۵۶% خواهد رسید. اندازه و سرعت شهرنشینی در سال‌های اخیر افزایش بیشتری یافته است. بنحوی که پیش‌بینی می‌شود در منطقه آسیا و آفریقا در فاصله کمتر از یک نسل، تعداد شهرنشینان به دو برابر افزایش یابد.
بسیاری از شهرنشینان در کشورهای آسیایی و آفریقایی در حال حاضر با مسائل مهمی مانند کمبود مسکن و زیرساخت‌ها، ناکارایی خدمات شهری، گسترش بخش غیررسمی و نظایر آن روبرو هستند و با گسترش سریع شهرنشینی، این مشکلات نیز پیچیده‌تر خواهند شد. به این دلیل است که موج دوم شهرنشینی بسیار حیرت آور و نگران‌کننده‌تر از موج قبلی بنظر می‌رسد.
چالش های شهری
الگوی کنونی توسعه شهری در سطح جهان، آخرین و جدیدترین محصول فرایند تغییر شهری است که از حدود ۸۰۰۰ سال پیش شروع شده است. این اگلو در حقیقت مرحله میانه در سیر تحول از جهان کاملاً روستایی به آن چیزی است که جهان کاملاً شهری نامیده می‌شود. الگوی شهری جهانی در قالب سه شیوه کاملاً متفاوت و مجزا از هم تغییر می‌یابد؛ رشد شهری، شهرنشینی و بسط شهری.
د رشد شهری: زمانی اتفاق می‌افتد که جمعیت مطلق شهرها و شهرک ها افزایش می‌یابد.
• شهرنشینی؛ مفهومی است که با افزایش جمعیت ساکن در شهرها و شهرک‌ها نسبت به جمعیت نواحی روستایی تعریف می‌شود.
• شهرگرایی: اغلب برای توصیف مشخصه‌های رفتاری و اجتماعی زندگی شهری بکار می‌رود که در سرتاسر جوامع انسانی درحال گسترش است. شهرگرایی زمانی روی می‌دهد که این جوامع، ارزش‌ها، هویت‌ها و شیوه زندگی شهری را می‌پذیرند.
رشد شهری و شهرنشینی روندهای مستقل و مجزایی هستند. رشد شهری مربوط به افزایش مطلق در تعداد جمعیت شهری است. رشد شهری هم از طریق افزایش طبیعی جمعیت (غلبه میزان زاد و ولد بر مرگ و میر) و هم از طریق افزایش در مهاجرت خالص ورودی امکانپذیر است. در بسیاری از شهرها هر دو عامل همراه با یکدیگر عمل می‌کنند و همدیگر را تقویت می‌کنند. اگر مهاجران ورودی از میان بزرگسالان جوان باشند، میزان رشد مضاعف خواهد شد. زیر این دوره سنی، دوره باروری است که می‌تواند میزان افزایش طبیعی جمعیت را بیشتر کند.
شهرنشینی از حاکی از گذار از یک الگوی سکونت انسانی پراکنده به الگویی است که در آن جمعیت بیشتر از نقاط شهری متراکم می‌شود. این مفهوم نشانگر انتقال و گذار نسبی توزیع جمعیت از نواحی روستایی به نقاط شهری است. شهرنشینی، تغییری است که آغاز و پایانی ندارد. آغاز آن زمانی است که همه جمعیت روستایی است و پایان آن، زمانی است که همه افراد در مکانهای شهری زندگی می‌کنند. در دنیای حاضر که نیمی از جمعیت در نقاط شهری زندگی می‌کنند، تحقق جهان کاملاً شهری تقریباً غیرمحتمل می‌نماید، زیرا همیشه نیاز به جمعیت روستایی که مشغول کشاورزی، ماهیگیری و جنگلداری باشند احساس می‌شود. تجربه معاصر در کشورهای توسعه یافته حاکی از شواهد روزافزونی است که روندهای شهرنشینی بعد از رسیدن به اوج حدود ۸۵% جمعیت شهری، در نتیجه فرآیندهای شهرنشینی- ستیزی به آرامی کاهش می‌یابد. مدلهای تحول فضایی شهری نشان می‌دهد که احتمالاً سطح توسعه شهری در حدود ۸۰%، حد بهینه‌ای برای تحقق پایداری است.
شهرگرایی مفهومی است که در الگوهای رفتاری و روابط اجتماعی و اقتصادی بازتاب می‌یابد. این مفهوم دربردارنده مجموعه‌ای از شیوه‌ها و معانی زندگی در حوزه یک فرهنگ شهری خاص است که در شهرها ظهور می‌کند و جوامع از آن پیروی می‌کنند.
رشد شهری و شهرنشینی دو مفهومی هستند که براساس آنها، شهرها و شهرک‌ها برای سکونت بیش از نیمی از جهان اختصاص یافته‌اند. اما شکل‌گیری و بسط شهرگرایی و تعریف آن دشوار است. برخی از مردم که در مکان‌های دوردست زندگی می‌کند شیوه‌هایی از زندگی را بکار می‌برند که به شیوه زندگی شهری بسیار شبیه است. آنان بطور کامل در فرهنگ شهری مشارکت می‌کنند و نگرش‌ها و ارزشهایشان همانند ساکنان جهان- شهرهای اصلی است. با وجود این، عده بسیاری نیز این چنین نیستند. زیرا افراد بسیاری، بویژه افراد ساکن در ابرشهرهای جهان در حال توسعه، وجود دارند که الگوهای رفتاری بسیار مشابه معیشت روستایی از خود بروز می‌دهند. نگرش‌ها و ارزشهای این دسته از افراد تحت تأثیر انگاره‌های سنتی محدود می‌شوند.
در چنین طرز تلقی، پخش و اشاعه شهرگرایی نیز همانند شهرنشینی، فرآیندی نامحدود است. آغاز آن، جامعه‌ای کاملاً روستایی است که در آن از نفوذ شهر اثری نیست. انتهای این طیف نیز جایی است که کلیه افراد در هر جا که زندگی می‌کنند شیوه زندگی شهری را پذیرفته‌اند. به تصویر درآوردن رشد و پیشرفت این مفهوم ضرورتاً دقیق نخواهد بود. زیرا مستلزم ارزیابی تغییرات در نگرش‌ها و رفتارهایی است که قابل تعریف و اندازه‌گیری نیست. داده‌های بین‌المللی درباره رشد شهری و شهرنشینی، اگرچه با کیفیت محدود و اندک، در دسترس هستند اما هیچ منبع قابل مقایسه‌ای در زمینه هویت‌ها و شیوه‌های زندگی در دسترس نیست. هرگونه دقت‌نظر در شهرگرایی، محصول مطالعات جامعه‌شناسی عمیق است که در کشورهای درحال توسعه با نقایص و ناکارآمدی‌های بزرگی روبه‌روست. از این تحولات و تغییرات شهری از دریچه دو مفهوم رشد شهری و شهرنشینی و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی و نیز الزامات آن برای مدیریت شهری می‌باشد.
منبع: کتاب مدیریت و حکمروایی شهری، تألیف دکتر ناصر برک‌پور، دکتر ایرج اسدی


یادداشت :علی نظافت انزابی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *