ما هنوز زنده ایم

ما هنوز زنده ایم

این صدمین شماره روزنامه برای اردبیل است

دو روز پیش در جلسه مجمع مطالبه گران بازار بودم، در بخشی از جلسه بحث از انتخابات سال گذشته شد، سخن از روزهای پرالتهابی شد که در رسانه‌ها ازجمله فضاهای مجازی طوفانی از مطالب و تحلیل‌ها و خبرها به راه افتاده بود، هیچ اثری و سندی از آن‌همه هیاهو برجا نمانده بود جز یک ویژه‌نامه کاغذی که زیر شیشه میز رئیس انجمن به چشم می‌خورد و دوستان بدان اشاره و استناد می‌کردند! اتفاقاً آن ویژه‌نامه کاغذی را یکی از فعالان فضای مجازی کارکرده بود، از آن‌همه اتفاقات نه‌صفحه‌ای از کانال تلگرامی قاب شده و مستند گشته بود نه ویسی و نه تصویری از صفحه اینستاگرام به‌جامانده بود، تنها و تنها ویژه‌نامه کاغذی بود که تا ابد سندی برای اتفاقات آن روزها به یادگار مانده بود.
برخی بر این اعتقاد غلطند که دوران رسانه‌های کاغذی به سر آمده است اما این‌ها کسانی هستند که شناخت بسیار ناقص و غلطی از رسانه‌های مکتوب دارند، برخی از این افراد کسانی هستند که با خریدن یک گوشی چینی و وارد شدن به یک اپلکیشن فیلتر شده خیال می‌کنند که دنیای رسانه را به تسخیر خود درآورده‌اند و یکه‌تاز علم رسانه هستند و بقیه باید پیش او لنگ بیندازند و دَم برنیاورند.
اما با اندکی تأمل و نگاهی کوتاه بر شرایط موجود رسانه‌های کاغذی در دنیا درمیابیم که مطبوعات حالا حالاها بازیگر و بازیگردان خواهد ماند و اگر تعداد بسیار محدود و معدودی از رسانه‌های کاغذی نشر خود را تبدیل به الکترونیکی کرده‌اند هرگز دلیل بر پایان عمر بی‌شمار رسانه‌های کاغذی تأثیرگذار در دنیا نیستند.
اگر فضای مجازی برای هیاهوهای آنی و گذرا خوب باشد برای کاور کردن مطالب نشریات کاغذی هم مفید است همان کاری که اکنون تنها روزنامه استان آن را انجام می‌دهد.
به بازار آمدن اپلکیشن‌هایی که کار رسانه‌ای می‌کنند شاید به‌صورت مقطعی، هیجانی به بازار رسانه وارد کنند یا احتمالاً گوشه‌ای کوچک از بازار رسانه‌های مکتوب را تسخیر نموده و آن را تحت تأثیر قرار دهند اما بسیار خیال خام خواهد بود اگر فکر کنیم این‌ها منجر به مرگ رسانه‌های مکتوب می‌شوند یا در آینده‌ای نزدیک بر آن تأثیری ویران‌کننده می‌گذارند!
بی‌شک اگر تأثیری مقطعی هم دراین‌بین اتفاق بیفتد از سمت‌وسوی مباحث اقتصادی خواهد بود.
دلیل دیگر بر این مدعا رسیدن انتشار تنها روزنامه حال حاضر استان اردبیل به شماره یک‌صد است که طوفانی از سمفونی حسادت و هارمونی بخل از سمت‌وسوی کوته‌نظران و بدل‌کاران رسانه‌ای به راه انداخته است، سؤال این است که اگر رسانه مکتوب مرده است پس این‌همه گلو پاره کردن رقیبان کوتوله نظر برای بدر کردن آن از میدان و این‌همه بخل و حسد و کینه کج‌اندیشان و این‌همه زاویه یافتن کدر بینان با این نشریه چیست؟ بی‌هنرانی که بازارشان در مقابل کار حرفه‌ای روزنامه برای اردبیل کساد شده و شبانه‌روز سم‌پاشی می‌کنند و چشم دیدن یک روزنامه را در شهر ندارند اما ما معتقدیم هیچ کودک نادانی به قطاری که اسقاط شده و گوشه‌ای افتاده است تا بپوسد سنگ نمی‌زند، کودکان بازیگوش و نادان به قطارهای در حال حرکت سنگ می‌زنند، اما هیچ قطاری با پرتاب قلوه‌سنگ هیچ بچه تخسی از راه نمی‌ایستد
من معتقدم همان‌طور که بعد از ظهور کامپیوتر و کتاب‌های دیجیتال و صوتی در تمام دنیا کتاب زنده ماند و ارزش خود را از دست نداد، مطبوعات هم حالا حالاها زنده می‌ماند و اساسی‌ترین نقش را در بخش رسانه‌های خصوصی خاصه در کشور ما ایفا خواهد کرد و در این میان روزنامه برای اردبیل اگرچه امروز صدمین شماره‌اش منتشر می‌شود اما این تازه اول راه است، روزنامه ما تازه متولدشده است، ما رشد خواهیم کرد وزنده خواهیم ماند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

یادداشت:حبیب یزدانی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *