چراغی که ایزد برافروخت

چراغی که ایزد برافروخت

به بهانه صدمین شماره
روزنامه برای اردبیل

به یاری پروردگار و عنایت دوستان جان و حمایت شما مخاطبان گرامی ، صدمین شماره روزنامه برای اردبیل منتشر و پیش روی دوست داران خرد ورزی و و خردمندی قرار گرفت .
در این دنیایی که غم نان همچون هیولایی از همه جهت بر زندگی مردم هجوم آورده و با قساوت تمام بر تکه تکه های زندگی و اندیشه و عطش دانستن رحم نمی کند، حکم منطق بر آن بود که از رسانه و دعوت به خواندن و فهمیدن و فهماندن اثری باقی نماند. اما چه مردم نجیب و شریفی داریم ما ، با همه سختی ها محبت ها و حمایت ها ی خود را از ما دریغ نکردند و امید را به ما هدیه دادند.
در این صد شماره با بسیاری از مشکلات دست و پنجه نرم کردیم و کوشیدیم تا از آوار سنگین نمی توانید ها ما را مایوس نکنند . قضاوت در مورد خوب وبد این صد شماره به عهده شما مخاطبان گرامی است که بهترین داوران هستید .، اما بدانید که در این وانفسا بسیار فراتر از آنچه در توان اقتصادی روزنامه بوده تلاش کردیم و سعی مان بر این بود که برگ سبزی تحفه درویش تقدیم شما کنیم .
ناجوانمردی های بیشماری در این صد شماره ما را به مبارزه طلبید که اگر قرار بر نوشتن همه آنها باشد صد کتاب می شود . از حسادت های کوچکوارانه گرفته تا سنگ اندازی های خبیثانه و هجمه های کوردلانه ، خنجرها از پشت و روبرو بر پیکر روزنامه می نشست ، جغدهای شوم بر شانه ها می نشستند و زمزمه های سیاه را نجوا می کردند ، آتش به جان تنگ نظران افتاده و عهد بر زمین زدن تنها روزنامه استان کردند، سلیطه ها و کله پوک هایی که در نبود یک روزنامه حرفه ای جولان می دادند آبروی نداشته خود را در خطر دیدند و ترس از مقایسه و عیان شدن پوچی و تهی بودنشان جان به لبشان کرد، جیغ ها کشیدند و تهمت ها زدند و شایعه ها ساختند ، اما دامن دریا را نجاست کدام تهمت سلیطه ها می تواند آلوده کند؟ با نامردانی که در انتظار نشسته بودند تا شیر شکار کند و آنها از کمین گاهشان بیرون بیایند و برای به چنگ آوردن لقمه نانی چشم طمع بدوزند روبرو شدیم و امروز شاهد انتشار صدمین شماره روزنامه هستیم ، آهای تنگ نظران ، سلیطه ها ، کله پوک ها ، ترسوها …. ما هنوز زنده ایم… درد این مردگانی که در سمفونی نکبت نقش آفرینند بیشمار است و مجال گفتن نیست ، بگذریم .
اما از روییدن امید ها و انگیزه ها و لبخند ها بگویم ، دوستانی که چون کوهی استوار بدون چشمداشت و تمنا خود را وقت روزنامه کردند تا این جوانه بروید و قد بکشد و شاخ و برگ دهد و میوه شیرین آن به کام اردبیل شود. تحریریه ای کاربلد و حرفه ای ، خبرنگارانی متعهد و دلسوز ، واحد فنی مبتکر و خلاق ، نویسندگانی شایسته و خردمند ، بچه های چاپخانه که سنگ تمام گذاشتند ، واحد توزیع که در سرما و گرما و محدودیت ها لحظه ای ما را تنها نگذاشتند و پیشکوتانی پشتیبان و حامی و دلگرم کننده . دست یکایک شما را می بوسم و در برابر همه بزرگواری هایی که در راه طلوع و پیشرفت روزنامه کشیدید سر تعظیم فرود می آورم .
و در صدمین شماره این روزنامه لازم میدانم در برابر شما مخاطبان عزیز کلاه از سر برداشته و به بلندی نظر و فرهیختگی و فرهنگ شما عزیزان تعظیم کنم . به دوستان و دوستدارانمان میگویم که لحظه ای در ادامه راه و انتشار روزنامه درنگ نخواهیم نکرد و مستمر و قدرتمند پیش خواهیم رفت . بددلان و سلیطه ها هم بدانند که روزنامه برای اردبیل چراغی است که ایزد برافروخته و در برابر اراده الهی همه دسیسه های شیطانی محکوم به شکست است .

یادداشت:شهروز کامجو

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *