زخم جاده کشی بر پیکر سبلان

زخم جاده کشی بر پیکر سبلان

سبلان نماد آذربایجان است و در تاریخ به ‌عنوان کوهی مقدس از آن یاد شده، آمده است که قبر چهار پیغمبر را در خود جای داده است «زرتشت- حامد- سالم – لوط. (ع)» تا آنجا که تاریخ به یاد می‌آورد سبلان جایی است که برای اولین بار در دنیا نغمه‌های یکتاپرستی از آغوش مهربان او سرازیر شد و اگر خوب گوش دهیم شاید هنوز مناجات زرتشت پیغمبر را در فراشُد اهورایی‌اش بتوانیم بشنویم و پیغام یکتاپرستی او را در فروشُد انسانی‌اش برای رهایی از دست اهریمن درک کنیم، اکنون نیز اگر کسی دلی داشته باشد که هم ببیند و هم بشنود می‌تواند هنوز زمزمه‌های عارفانه شیخ صفی‌الدین اردبیلی را در خلوت و خُنکای غارهای سبلان و الهامات او که در سوز و سرمای سبلان دریافته را درک کند: اوشودوم آی اوشودوم/ داغدان آلما داشیدیم…/
وجود کوه زیبای سبلان یا بقول کوهنوردان مهربان‌ترین کوه ایران همیشه موجب برکت دامنه‌های وسیع آن بوده و هست، حال این روزها بحث جاده کشی در آن سوژه داغ افکار عمومی شده است، البته جاده کشی‌های زیادی در اطراف این کوه پربرکت به‌منظور توسعه زیرساخت‌های دامداری و کشاورزی درگذشته صورت گرفته اما تجربه نشان داده است که همه آن‌ها پیش از آن‌که به توسعه و افزایش ثروت و زیبایی در جامعه منجر شود به تخریب و نابودی محیط‌زیست ختم شده است، خاصه اینکه این جاده به‌ منظور توسعه گردشگری باشد که در این صورت خطر تخریب دو چندان می‌شود.
صدالبته اگر این جاده کشی منجر به توسعه همه‌جانبه در منطقه شود خوب است اما در جامعه‌ای که زیرساخت فرهنگی استفاده صحیح از طبیعت وجود ندارد همیشه رشد و توسعه به ‌صورت کاریکاتوری اتفاق می‌افتد و در نهایت نتیجه جز نابودی طبیعت و از بین رفتن بکارت آن و پایمال شدن سرمایه ملی نخواهد بود، چرا که اصلی‌ترین و مهم‌ترین زیرساخت توسعه بحث فرهنگ است که مهجور و فراموش‌شده و متأسفانه نه ‌تنها در اولویت مسئولان توسعه‌طلب نیست بلکه اکثراً هیچ تعریف و جایگاهی بر آن قائل نیستند.
دلیل مدعای فوق را می‌توان با یک نگاه ساده و گذرا به همه نقاطی که در آن جاده کشی صورت گرفته به‌وضوح دید، پناهگاه سبلان به یک زباله‌دانی چند صدساله تبدیل‌شده است و در روبروی این کوه زیبا جاده‌ای که به کوه سنگر ختم می‌شود گویای حقایقی دردناک است، هر کس راهش به این منطقه که نقطه تلاقی گیلان و آذربایجان است بیافتد خواهد دید که جاده زیبا چگونه طبیعت زیبای جنگلی را به شبه کویر و بیابان تبدیل کرده است و جاده فندوقلو کم‌کم دارد تپه‌های بابونه را به افسانه تبدیل می‌کند و این نتیجه توسعه نامتوازن است که طبیعت خواری و کوه خواری و نابودی منابع ملی را به دنبال می‌آورد.

یادداشت:حبیب یزدانی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *