کتاب را جایگزین کار برای کوکان کنیم

کتاب را جایگزین کار برای کوکان کنیم

مرکز حمایتی- آموزشی «کودک و خانواده» از سال ۱۳۹۶ به همت علی نصرالله‌زاده اردبیلی تأسیس شد و اکنون با همراهی مددکار، روانشناس و مسئولین فنی به کار خود ادامه می‌دهد. گشت سیار، کودکان و نوجوانان ۷ تا ۱۸ ساله‌ای را که در سطح شهر کار می‌کنند، به مرکز منتقل می‌کنند و با تشکیل پرونده، علاوه بر کودکان، خانواده آنها نیز حمایت می‌شوند.
این مرکز، تحت نظارت سازمان بهزیستی است و از سوی سازمان، اعتباراتی نیز برای آن در نظر گرفته می‌شود، اما بخش عمده نیازهای مالی مرکز، با کمک‌های مردمی و خیرین تأمین می‌شود.
«منیژه موفق» روانشناس مرکز، می‌گوید: چون در حوزه ادبیات کودک و نوجوان فعالیت دارم، در کنار برگزاری کارگاه روانشناسی و مشاوره‌های فردی در مرکز، کارگاه داستان‌خوانی و داستان‌نویسی هم برگزار می‌کنم تا آنها را با مفهوم کتاب و کتابخوانی آشنا کنم. به این ترتیب، علاوه بر تقویت روخوانی، با جهانی دیگر، انسان‌ها و تنوع زندگی‌ها آشنا می‌شوند و هر کتاب و داستان راه زندگی کردن و طریقه حل مسئله را به آنها نشان می‌دهد. این بچه‌ها از دنیای محدودشان خارج می‌شوند و با خیال‌پردازی با کتاب می‌توانند به هرکجا که می‌خواهند، سفر کنند. دوست دارم آنها را با قوه تخیل‌شان بیشتر آشنا کنم. تا کمتر درگیر مشکلات روزمره و دنیای محدودی که والدین و جامعه برای آنها ساخته، باشند.
وی اضافه می‌کند: از مزایای دیگر این کارگاه، افزایش اعتماد به نفس و یادگیری مشارکت گروهی است. من به چشم دیده‌ام آنهایی را که ابتدا حتی خجالت می‌کشیدند نام خود را بازگو کنند و حال، بسیار راحت می‌توانند بحث کنند، مشارکت کنند یا حتی بنویسند. لازم نیست همه داستان‌نویس از آب در بیایند؛ همین که مهارت‌های فردی آنها ارتقا ‌یابد، بزرگترین امتیاز است.
موفق ادامه می‌دهد: رونمایی کتاب «می‌خوای تو رو به یه جای قشنگ ببرم» از خانم «لیلا فرید» را در برنامه داشتیم که آمدند و بچه‌ها درباره اثر با وی به گفت‌وگو نشستند.
وی می‌گوید: این روزها به سبب وضعیت فعلی و همه‌گیری کرونا، محدودیت‌هایی داریم، اما گاهی جلسات را در دل طبیعت و فضای آزاد برگزار می‌کنیم که ضمن رعایت فاصله اجتماعی، در محیط آزاد ذهنشان هم فعال‌تر می‌شود.
موفق اظهار می‌دارد: گاهی مسابقه داستان‌نویسی برگزار می‌کنیم و به نفر اول هدیه می‌دهیم تا بچه‌ها تشویق شوند به اینکه از ذهن خود کار بکشند، بنویسند و پیروز شوند. این روزها در حال رایزنی با کتابخانه مرکزی اردبیل هستیم تا بتوانیم کتاب‌های بیشتری در کتابخانه خود داشته باشیم زیرا به شدت با کمبود کتاب مواجهیم و اگر به شکل امانی به آنها کتاب بدهیم چند ماه طول می‌کشد تا دست به دست شده و به همه برسد. در این زمینه اگر ارگان‌های دیگر حاضر به همکاری با این مرکز شوند، بچه‌ها روز به روز بیشتر تشنه خواندن و مطالعه می‌شوند.
به گفته موفق، شرکت در این کارگاه کاملاً اختیاری است. کما اینکه کار رابا دو نفر شروع کردیم و خوشبختانه بعدتر استقبال بیشتری از آن شد اما متأسفانه به سبب شرایط کرونایی، اکنون مجبوریم تنها تعداد محدودی از آنها را در این کارگاه پذیرا باشیم. نکته دیگر اینکه چون بیشتر بچه‌ها از مناطق حاشیه‌نشین و راه‌های دور در جلسات حاضر می‌شوند، چیزی جز علاقه نمی‌تواند آنها را پایبند این کارگاه‌ها کند.
وی درباره بازخورد این کارگاه‌ها نیز می‌گوید: کیفیت داستان‌هایی که می‌نویسند خیلی بهتر شده است. پس از مدت‌ها برگزاری و بحث پیرامون ساختار داستان و گونه‌های داستان‌نویسی، بیشتر و بهتر خیال‌پردازی می‌کنند، حتی برخی از آنها در ابتدای کار نمی‌توانستند اتفاقی جادویی را در دنیای خود متصور شوند. وقتی می‌گفتم داستانی بنویسید که در آن نشان دهید یک عروسک یا حیوان جادویی دارید، برخی قادر به تجسم چنین دنیایی نبودند. امروز به لطف حضور پر جنب‌وجوش و خلاق عده‌ای، به راحتی می‌توانند خیال‌پردازی کنند و بنویسند و من چنان به این موضوع افتخار می‌کنم که قصد دارم رایزنی کنم تا پس از اینکه قلم‌هایشان تقویت شد و شرایط کرونا هم سامان یافت مجموعه داستانی از آثار آنها را منتشر و از نویسندگان بزرگ شهر دعوت کنم تا از نزدیک با آنها آشنا شوند و به نظرم این اتفاق سبب بالا رفتن انگیزه آنها خواهد شد.
موفق درباره دیگر فعالیت‌های اصلاحی مرکز توضیح می‌دهد: رایزنی با مدارس با هدف حمایت تحصیلی، تأمین پوشاک سالم، تهیه لوازم ضروری منزل، پیدا کردن شغل، برآورده کردن آرزوهای کوچک بچه‌ها مثل جشن تولد و هدایا، توزیع بسته‌های غذایی و برگزاری اردو و در رأس اینها برگزاری کارگاه‌های روانشناسی و کلاس‌های آموزشی- تقویتی، از جمله زبان و ریاضی، طراحی، داستان‌خوانی و داستان نویسی برای بچه‌ها، از جمله اقدامات ما است.
وی اضافه می‌کند: از جمله مواردی که این گروه به مشاغلی چون گلفروشی، اسفند دود کنی، گدایی و … می‌پردازند فقر و اعتیاد پدر یا نبود شغل و درآمد ثابت است. از سویی، تهدیدات جسمی و خطر ابتلا به بیماری‌های عفونی و سوءتغذیه خیلی بالاست. به اینها اضافه کنید تهدیدات روانی را وقتی که به گروه‌های آسیب‌رسان برخورد می‌کنند؛ بچه‌ها آسیب می‌بینند و قادر به مطالبه‌گری نیستند.
موفق ادامه می‌دهد: برخی از این گروه بچه‌ها با مرکز ما همکاری نمی‌کنند؛ زیرا درآمد بسیار بالایی -حتی نسبت به والدین خود- دارند که دلیل عمده آن نیز مهربانی و دل‌رحمی مردم است و متأسفانه متوجه آسیب‌هایی که به اینها وارد می‌شود، نیستند. چرا که هر حمایتی به این شکل، مساوی با تشویق آنها و قرار گرفتن در معرض بسیاری از آسیب‌ها است.

گزارش:مریم رضایی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *