مدیریت واژه ای که در استان اردبیل معنا نشده

مدیریت واژه ای که  در استان اردبیل معنا نشده

حلقه مفقوده ای به نام “مدیریت” در استان

این روزها صف های طولانی برای نازلترین اقلام تبدیل به نوعی عادت شده وکم کم داریم به این نتیجه می رسیم که آیا واقعا بدون صف هم می شود برخی اجناس را تهیه کرد؟ مدتهاست که ایستادن برای تهیه مرغ که در گرانی گوشت قرمز، زینت بخش سفره اقشار کم درآمد است نیزبه این اقلام اضافه شده اما به راستی چرا درد تهیه مرغ به هزار و یک درد دیگر این مردم اضافه شده است؟
در سالی که گذشت و سالهای قبل از آن این باغداران و کشاورزان بودند که دلشان خون بود و ازسوءمدیریت در فروش محصولاتی که به زحمت به دست می آوردند گلایه مند بودند.
یادمان نرفته که حاصل دسترنج باغداران در امتداد جاده ها تلنبار شده بود وکسی آن ها را مفت نمی خرید چنانچه تعدادی از باغداران درختانی را که با زحمت چند ساله به ثمر رسانده بودند به تبر بی کفایتی مسئولان سپردند و آنها را بریدند.
سیب زمینی کاران استان اردبیل نیز که همواره مشکل فروش محصولشان را داشته اند و دارند و با این عدم مدیریتی که دیده می شود انتظار نمی رود به این زودیها مشکلاتشان حل شود.
در فیش حقوق مدیران استان رقمی که البته کم هم نیست به عنوان حق مدیریت واریز می شود اما آیا واقعا این مبالغ برای چنین مدیریتی واریز می شود؟
آیا مدیریت غیر از این است که بتوان در مواقع بحرانی ، در تحریم و به هنگام کمبودها مسائل را رتق و فتق کرد؟
یکی از سیب زمینی کاران در گفتگو با خبرنگار روزنامه برای اردبیل می گوید: هیچ انگیزه ای برای کاشت دوباره سیب زمینی ندارم.
وی به هزینه بالای سردخانه و نگهداری چند تن سیب زمینی خود اشاره می کند و ادامه می دهد: سیب زمینی که برای کاشتش آن همه هزینه کردیم ، کارگر گرفتیم ، به نرخ بالا کود خریدیم ودر گرما و سرمای صحرا کارکردیم اکنون بعد از گذشت ماهها روی دستمان مانده و فروش نمی رود.
این در حالی است که دربرخی از سالها قیمت سیب زمینی در اسفند ماه بالا رفته و انبار کردن این محصول در سرد خانه بسیار به صرفه بود.
بی تردید باغداران در صورت داشتن ضمانت خرید از طرف نهادهای دولتی انگیزه بیشتری برای تولید خواهند داشت.
نبود صنایع تبدیلی در این میان نیز نشانگر بی توجهی مسئولان استان به باغداران و کشاورزان استان بوده و خود زخمی است که مرهم آن تنها جذب سرمایه گذاران است که متاسفانه در این فقره با ضعف اساسی مواجه هستیم.
در صف مرغ که می ایستم همشهری دیگری از وضعیت آشفته مرغ گلایه می کند و می گوید: چرا مردم باید تاوان سوء مدیریت برخی از مسئولان را بدهند؟
در بررسی های انجام شده اظهارات بهبود اژدری معاون بهبود تولیدات دامی سازمان جهاد کشاورزی توجهمان را جلب می کند که در اسفند ۱۳۹۹ گفته است: برابر شیوه‌نامه تولید، عرضه و نظارت بر قیمت گوشت مرغ که از سوی وزارت جهاد کشاورزی تهیه شده، تمام تولیدکنندگان باید برابر قیمت مصوب تولیدات خود را به بازار عرضه کنند.
معاون بهبود تولیدات دامی سازمان جهاد کشاورزی استان اردبیل تاکید کرده است: تولیدکنندگان متخلف از دریافت دان و غذای طیور محروم شده و افراد خاطی نیز به مراجع قضایی معرفی خواهند شد.
اژدری در ادامه، میانگین تولید گوشت مرغ در هر دوره پرورشی ۴۵ روزه در استان اردبیل را چهار هزار و ۶۰۰ تن اعلام نموده و بیان کرده است: از این میزان، سه هزار تن در داخل استان مصرف شده و یک هزار و ۶۰۰ تن مازاد بر مصرف استان نیز به شکل زنده به استان‌های زنجان و آذربایجان‌شرقی و به شکل گوشت مرغ آماده، به استان‌های تهران و البرز صادر می‌شود.
حال آنکه مدتهاست ویترین اغلب مرغ فروشیها خالیست و مردم در به در به دنبال تامین گوشت سفید سرگردان مانده اند.
از سویی دیگر رییس سازمان صمت ازقاچاق مرغ استان اردبیل به پایتخت خبر می دهد و می گوید: عده ای با خودروهای عمومی اقدام به انتقال مرغ از محدوده استان به سایر شهرها می کنند.
سخنانی از این دست به وجود سوء مدیریت در استان صحه می گذارد و ولنگاری را که در راس ادارات و در مراتب مختلف آن وجود دارد نمایان می سازد.
این بی تدبیری ها تنها به مرغ و محصولات تولیدی کشاورزان ختم نشده و سایر اقلام را نیز که هر روز به یک قیمت در فروشگاهها به فروش می رسند شامل می شود.
مردم ما خسته هستند؛ خسته از این همه دغدغه برای ابتدایی ترین نیازهای روزمره.
و در این میان اگر مدیرانی قوی و با درایت زمام امور را به دست می گرفتند به طور قطع شرایط بهتر از این بود.
در شرایطی که شایستگی و لیاقت و کارآیی یک مدیر جایگزین رابطه و سفارش باشد به طور قطع می توان شاهد توسعه روز افزون شد و به آینده امیدوار بود.

گزارش:فاطمه شکرزاده

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *