فیزیکدانان دیوانه چگونه دستکاری می کنند

فیزیکدانان دیوانه چگونه دستکاری می کنند

فیزیکدان ها اساساً دیوانه هستند! همینطوری! دلیلی ندارد! دیوانه اند!!! البته بعضی وقت ها خبرهای راست راستکی را فقط و فقط آنها می دهند. مثلاً سفر به مرّیخ، یا مثلاً ساخت شهرک فضایی، یا … ساخت سیستم های هوشمندی که از سال ۲۰۲۹ هوششان از هوش انسانهای امروزی بیشتر خواهد بود! از سال ۲۰۳۰ به آن ور دیگر به انسانهای امروزی، انسان های عصر «آندرویدی» خواهند گفت. مانند انسان های عصر حجر یا انسان های عصر آهن. تکنولوژی پیشرفت می کند، عصر هم عوض می شود.
انسان های فراآندرویدی (انسان های پس از ۲۰۳۰)، انسان های آندرویدی (یعنی ماها) و انسان های فروآندرویدی (انسان های دهۀ ۹۰ و قبل از آن) یک نوع طبقه بندی انسان ها است که به میزان دیوانگی فیزیکدان های آن عصر وابسته بوده است. دلیل اش هم، همینطوری!
دیوانگی فیزیکدان ها محرز است، چون سنگی به بزرگی «نسبیّت» را به چاه می اندازند تا بیش از سیصد سال عقلای علمی، دینی، فرهنگی، هنری، اقتصادی و اجتماعی جهان نتوانند آن را از داخل آن چاه بیرون آورند. البته مثل این که می خواسته دربیاید، ولی عقلایی که ضررشان در بیرون آمدن آن سنگ از چاه بود، مخالفت کردند و سنگ الان در ته چاه نیست. به چند متری لبۀ خروجی چاه رسیده است. چه مشغولیتی بهتر از این؟! (یادمان باشد که نسبیت از زمان گالیله در قرن شانزدهم بیان شده است.)
انسان های پساآندرویدی تصمیم دارند شهرک فضایی را به طور کامل راه اندازی کنند. به همین جهت طوری برنامه ریزی کرده اند که تا سال ۲۰۳۰ کلیه معلولیت های مادرزادی در جهان ریشه کن شود و کودکان امروز را برای زندگی در شهرک فضایی آماده کنند. چون در شهرک فضایی انسان های پساآندرویدی و پساپساآندرویدی، برای زندگی به ویژگی های کامل یک انسان سالم نیاز خواهد بود. لذا آن دسته از فیزیکدان ها که شرایط زندگی در شهرک فضایی را شبیه سازی می کنند، مقدمات شرایط زندگی در آنجا را در اینجا از سال ۲۰۱۰ بر روی تمامی جنین هایی که می خواسته اند و می خواهند و خواهند خواست به دنیا بیایند، اعمال می کنند. مردم عصر آندرویدی آن را به عنوان غربالگری جنین قبول کرده اند. البته ناگفته نماند که، پزشکانی که غربالگری را انجام می دهند، عاقل تر از فیزیکدان ها هستند و بنابراین به نکات تخیّلی مسئله اصلاً توجهی ندارند و اهمیّت هم نمی دهند.
قسمتی از دیوانگی فیزیکدان ها مربوط به قدرت تخیّل آنها است. همه چیز می توانند تخیّل بکنند. چون در نظر آنها «ناممکن» وجود ندارد. همه چیز «ممکن» است، فقط زمان می خواهد. مثلاً همین سند همکاری ایران و چین.
من خودم در سال ۲۰۰۲ در یادداشتی در یکی از نشریات محلی، از قول یکی از محققین و فیزیکدان های اروپا که در زمینۀ کاربردهای فیزیک در اقتصاد کار می کرد، چیزهایی نوشتم. آن محقق در آن زمان گفته بود: «چین فیلی خفته است. اگر بیدار شود با تکان دادن خرطومش اطراف سرش را تمیز خواهد کرد.» (نقل به مضمون).
در آن زمان رشد اقتصادی چین از ۶ درصد در سال به ۹ درصد در سال رسیده بود. اگر رشد ۹ درصدی را به مبنای صفر قرار داده و رشدهای سالانۀ ۹ درصدی را به صورت انباشته حساب کنیم، در کمتر از ده سال به رشد صددرصدی می رسیم. اما اقتصاد چین در سال ۲۰۰۲ صفر نبود، بلکه در بین اقتصادهای مهم جهان (۲۰گ) قرار داشت. پس چین در کمتر از ده سال می توانست اقتصاد خود را از صفر به صد یا از صد به دویست برساند. که رساند.
از اواخر زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، چین تصمیم گرفت دلارهای نفتی ایران را به «یوان» یا به صورت پایاپای بدهد. ما مخالفت کردیم. ما در ایران خیلی تلاش کردیم که با این موضوع برخورد جدی بکنیم و نگذاریم حق «دلاری» مان به یوانی تبدیل شود. اما ای کاش نمی کردیم! برخلاف نظر خیلی ها، رفتیم از اروپا کمک گرفتیم تا در مقابل چین بایستیم. آخرش هم فهمیدیم که آنها بد عهد هستند.
اروپایی ها فهمیده بودند که فیلی خفته، الان بیدار شده است و کشورهایی مانند پاکستان، ایران، افغانستان و در چند ماه آینده ترکیه، جزو سنگ ریزه های کنار خرطومش هستند. همۀ آنها را پاک خواهند کرد.
آقای حسین شریعتمداری گفته بود که هر کسی با این سند همکاری موافق نیست، احمق است. از نظر بنده حق بطور کامل به جانب ایشان است. چون هیچ گزینۀ دومی برای کشور مقدسمان، ایران، وجود ندارد! ما مجبور به همکاری و بستن قرارداد با چین هستیم. فیل بیدار شده می خواهد به چرا برود و راهی جز ایران برای عبور ندارد.
گوشه ای از برجام در ایران به فیزیکدان ها مربوط بود. در آن گوشه اش، فیزیکدان ها به تأسی از دیوانگی خودشان به عقلای قوم اشاره کرده بودند که تحریم مال آمریکا نیست. مالِ جایِ دیگر است. تصویربرداری لابراتواری فیزیکدان ها نشان می داد که شکستگی در یک ناحیۀ دیگر است اما ظهور درد در ناحیه ای دیگر. مانند شکست نور. به علت شکست نور در آب دریا است که ماهی توسط مرغ ماهی خوار شکار می شود. ماهی مرغ ماهی خوار را دورتر و مرغ ماهی خوار ماهی را نزدیک تر می بیند! واقعاً این اعجاز خلقت شما را دیوانه نمی کند؟ پس فیزیک دان ها حق دارند دیوانه باشند.
بعضی از فیزیکدان هایی که دغدغۀ دختر همسایه را داشتند، با تلاش های شبانه روزی خود و با بکارگیری قدرت تخیّل خودشان، دستگاهی ساختند که می توانست در همۀ ساعات روز وضعیت دختر همسایه را مشخص بکند. خیلی که به نخ دختره رفتند، دیدند، نه! این هم یک انسان است با بعضی تفاوت های آناتومیکی و مورفولوژیکی و در بعضی مواقع فیزیولوژیکی. تفاوت فیزیکی خیلی زیادی با خودشان ندارند. لذا تصمیم گرفتند این دستگاه را بفروشند. فروختند. اول به هم کلاسی هایشان و سپس به دیگران. بعد آهسته آهسته با پول فروش آن، دستگاه را تکمیل اش کردند و شد دوربین های مدار بستۀ وای- فای یا بلوتوث که از آنها برای ردیابی های بی شماری استفاده می کنند. و ما با ساخت سریال گاندو می خواهیم بگوییم که بیداریم! این هم دیوانگی می آورد.
دیوانگی فیزیکدان ها از این هم فراتر می رود. با ارائۀ تئوریهایی که پایۀ مادی دارند، محکم ترین پایگاه معنوی انسان ها را متزلزل می کنند. مثلاً «تاریخ چهار هزار سال خداباوری» را می خواهند با کمتر از چهل سال تلاش به هم بریزند و آن را شخم بزنند. مثل همین تئوری های «بیگ بنگ» و یا نظریۀ «تکامل» از دیدگاه فیزیک. با این کارها می خواهند روش خداباوری نوینی را بنیان گذاری کنند. چون در نظر آنها چیز «ناممکنی» وجود ندارد.
آنها تصمیم دارند با «ریاضی سازی فهم هستی» بسیاری از عبارت های کیفی را به صورتی کمّی و قابل محاسبه درآورند. میزان عشق، مقدار محبت، طول خواب، گسترۀ تخیّل و … .
باید بیاد داشته باشیم که زمانی مقدار شیرینی و ترشی به صورت کیفی با مذاق قابل ارزیابی بودند. اما الان برای سنجش خیلی دقیق آنها ابزارهای روتین درست شده است. میزان لذّت هم چنین است. با افزایش و کاهش لذّت، در ناحیه ای از مغز میدان های الکتریکی افزایش و کاهش می یابند. با اندازه گیری این میدان ها به راحتی می توان میزان لذّت را «عددی» (کمّی) کرد. حالا اگر این وضعیت را به تمام مفاهیم کیفی خودمان تعمیم بدهیم، بارقه هایی از دیوانگی در ما نیز ظاهر می شود.
چیزهایی که در اینجا به آنها اشاره می شود، خیلی ساده و پیش پا افتاده هستند. مانند بازی کردن کودکتان با گوشی خودتان. یا مانند راندن ماشین های با دنده اتومات. گاز می دهی حرکت می کنند، ترمز می گیری می ایستند. به همین سادگی.
فیزیک دان ها به قدری در بارۀ یافته های خودشان با اطمینان حرف می زنند، مثل اینکه خودشان همه چیز را با دستان خودشان جاگذاری کرده اند. برای این اطمینانِ خودشان «عدد» هم بیان می کنند. یعنی تلاش دارند فهم یکسانی را از یک واقعه به دست دهند. آینده چگونه خواهد شد…؟

یادداشت: هوشنگ روحی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *