تکرار سناریوی اشتباه در انتخاب

تکرار سناریوی اشتباه  در انتخاب

سال‌هاست که انتخاب می‌کنیم و بعد از انتخاب پشیمان می‌شویم، در جامعه ما انتخابات زیادی رخ می‌دهد ولی هر بار پس از چند سال احساس می‌کنیم که فریب خورده‌ایم و دنبال چهره‌ای جدید می‌گردیم ولی باز سناریوی اشتباه در انتخاب تکرار می‌شود و چنین است که جامعه ما روز به روز دچار آشفتگی‌های مختلف می‌شود.
راستی ما چرا اشتباه انتخاب می‌کنیم؟ آیا جامعه ما به بلوغ فکری در انتخاب نرسیده است؟ آیا حرف نخبگانمان را گوش نمی‌دهیم؟ اصلا ما قدرت شناسایی نخبگان خود را داریم یا پخمگانِ پیوسته صدرنشین را به اشتباه نخبه تلقی می‌کنیم؟ آیا مردمی احساساتی هستیم که زود فریب شعارهای به ظاهر عاطفی اما دروغ را می‌خوریم؟ آیا ما مردمی لج بازیم و وقتی با یکی به هر دلیلی لج می‌کنیم به رقیب او رای می‌دهیم تا پوز او را زده باشیم هرچند رقیب شایسته انتخاب نباشد؟ آیاو اقعا ما ملت لج بازی هستیم؟ آیا ما حسودیم و از اینکه کسی زیادی رشد کند و توانمند گردد حرص می‌خوریم و چون خودمان این توانمندی را نداریم سعی می‌کنیم توانمندی دیگران را هم سرکوب کنیم؟ اگر چنین است چرا ما چشم دیدن افراد توانمند را نداریم؟
راستی چرا سناریوی انتخاب اشتباه این اندازه در جامعه ما پر تکرار است؟
بیایید با خودمان صادق باشیم، ما مردمی هستیم که همیشه از اپوزسیون استقبال کرده‌ایم، شاید این ریشه در سرکوب‌های تاریخی داشته باشد، اما بی‌توجه به این‌که این اپوزوسیون حق یا نا حق است دوستش داریم و بی‌دلیل از او حمایت می‌کنیم! ما عقل را در مواجه با تکانه‌های انتخاباتی مرخص کرده و در این مواجهه احساسات خود را تمام قد به کار می‌گیریم.
اگر کسی بگوید که من با کارگری درس خوانده‌ام و از اغنیا نیستم بلکه از ضعفا هستم پس به من رای بدهید قطعا جمع کثیری او رامورد توجه قرار خواهند داد.
اگر کسی بگوید که من ورزشکارم و مدال دارم و مشت‌های خوبی می‌زنم یا وزنه‌های سنگینی بلند می‌کنم پس به من رای بدهید فریب او را خواهیم خورد.
اگر کسی بگوید که من شومن‌ام یا مجری برنامه هستم یا هنرمندم(بخوانید بدل کارهنر) ما فریب او را خواهیم خورد.
اگر کسی بگوید که من نویسنده ام ولی از نگارش دو خط عاجز مانده و حتی قدرت تنظیم یک تیتر و عنوان درست و بدون غلط برای نوشته خود را نداشته باشد اما با سخنان عوام فریبانه احساسات ما را که فاقد سواد سیاسی هستیم متزلزل کند و رای بخواهد ما فریب او را خواهیم خورد.
اگر کسی با استفاده از بیماری شدید اقتصادی این جامعه توانسته با دلالی و رانت و آمد کارثروت کلانی به‌دست آورد و بیاید برای ما خودش را اقتصاد دان و کارآفرین معرفی کند و رای بخواهد ما فریب او را خواهیم خورد.
ما توانایی شناختن خودمان و جامعه خودمان و نخبگان و صاحب‌نظران خودمان و مصلحان و اندیشمندان و دلسوزان خودمان را نداریم و خوب و بد را چنان درهم آغشته در می‌یابیم که تشخیص سره از ناسره سخت و دشوار شده است، بنابراین سناریوی انتخاب اشتباه ادامه خواهد داشت و ما همچنان فریب فریبکارانی را که راه فریب دادن و رسیدن به منافع دلخواه را هموار می بینند خواهیم خورد.

یادداشت: حبیب یزدانی

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *