مسکن مهر؛حاشیه نشینی درلباس پلوخوری

مسکن مهر؛حاشیه نشینی درلباس پلوخوری

از دور که می نگریم ساختمانهایی یک شکل را می بینیم که به صورت منظم کنارهم چیده شده اند و حاشیه شهررا به شکلی مدرنیزه به انظار رهگذران نمایان می کنند. بناهایی یک شکل با واحدهایی هم اندازه و شبیه به هم که از دور بر طبل آبادی و گسترش شهر سازی می نوازند و با ظاهری نسبتا خوب خودنمایی می کنند.
مسکن مهر که از سالهای نه چندان دور و یادگارکابینه احمدی نژاد است در حالی در حاشیه شهرهای بزرگ و کوچک رویید که هیچ زیربنایی از شهرسازی در این قسمت از شهر وجود نداشت.
به سمت هر گوشه از شهر که مسکن مهر و به دنبال آن حاشیه نشینی در آنجا قد علم کرده است می روم و با هر شهروندی که صحبت می کنم از مشکلات کوچک و بزرگی می گویند که به نوعی با آن دست به گریبان هستند.


حاشیه نشینی مدرنیزه
حاشیه نشینی از دیر باز وجود داشت و بودند مهاجرانی که به دلیل عدم توانایی مالی در حواشی شهر، شبانه خانه هایی، هر چند نامناسب برای خود می ساختند و در آن سکنی می گزیدند اما مشکلات شهرکهای جدید بسیار بیشتر از این افراد است چرا که آنها اغلب از یک طایفه و یا یک روستا بودند و از درک متقابل همدیگر برخوردار .
مطابق تحقیقات میدانی انجام شده شهرکهای جدیدی که با عنوان مسکن مهر از آنها یاد می شود عوارض اجتماعی بسیاری برای ساکنین داشته که خود دغدغه ایست برای مردم این قسمت از شهر. کمبود و یا نبود خدمات شهری ، مشکلات فاضلاب و خیابان کشی غیر اصولی تنها بخش ظاهرقضیه بوده و مشکلات بسیاری در پس آن وجود دارد.


نبود همبستگی در بین ساکنین
به واقع می توان گفت در این بخش از شهر به دلیل مشکلات بیان شده زندگی پایدار وجود ندارد و کمتر کسی را می توان یافت که از همان ابتدای ایجاد شهرک تاکنون در آن ساکن بوده باشد. اغلب کارگران و قشر ضعیفی که اقدام به خریداری این آپارتمانها کرده اند واحدهای خود را به افرادی دیگرو ملاکها فروخته اند و به این ترتیب با اجاره دادن آن مدام، ساکنین این واحدها عوض شده ودر بین آنها اغلب مراودات و همبستگی وجود ندارد.
بعضی واحدها هم به افرادی فروخته شده که خود ساکن تهران یا شهرهای بزرگ دیگر هستند و این موضوع، مشکلات عدیده ای را به وجود آورده است. از جمله اینکه این افراد به دلیل عدم حضور خود پیگیر و خواهان رفع مشکلات و دریافت خدمات شهری نیستند.


واحدهای خالی که مشکل آفرین شده اند
لیلا بانویی است که از این موضوع گلایه می کند و می گوید: در ساختمانی که ما در آن زندگی می کنیم ۵ واحد خالی وجود دارد که صاحبانشان ساکن تهران هستند و سالی یکی دوبار خودشان می آیند و می روند اما دیده می شود که گاه کلید آپارتمانشان را به اقوام خود می دهند که در این صورت هر روز شاهد حضور افراد مختلفی در ساختمان می شویم و این موضوع به شدت آزار دهنده است.
از طرفی دیگر این افراد که اغلب از قشر متوسط شهرهای بزرگ هستند (چرا که متمولین اغلب به دنبال خرید ویلا در شمال کشورند) در انجام کارهای مربوط به ساختمان مشارکت ندارند که خود منجر به نوعی عدم دلبستگی مکانی می شود و ساکنین دائمی را نیز تحت تاثیر قرار می دهد.
سمیرا این شهرکها را به نوعی اردوگاه تشبیه می کند که تعدادی از افراد برای مدت چند سال درآن ساکن هستند و به محض به دست آوردن توان مالی برای همیشه آنجا را ترک می گویند.
یکی دیگر از مشکلاتی که ساکنین این شهرکها مطرح می کنند وجود مسائل غیر اخلاقی در خانه های خالی است .به عنوان مثال بانویی می گوید که در ساختمان ما واحدی است که مدام همسایگان با افرادی که به این واحد رفت و آمد می کنند تنش دارند چرا که شاهد رفت و آمدهای نا متعارف در آن هستند.


پارکینگی برای ماشین های سنگین در نبود نظام ترافیکی
شهروند دیگری از ویراژ ماشینهایی می گوید که به دلیل بی قانونی و نبود نظام ترافیکی در خیابانها اتفاق می افتد. گذشته از آن پارک ماشینهای سنگین در اطراف این ساختمانها وایجاد آلودگی صوتی برای ساکنین را نیز باید به این مسائل افزود.
نبود اماکن تفریحی و ورزشی و نبود فضای سبز باعث می شود که کودکان نتوانند از اوقات فراغت خود به نحو مطلوب استفاده کنند. این کودکان برای ساعتی تفریح باید مسیر طولانی را طی نموده و به پارکهای داخل شهر پناه ببرند که این امربرای آنان که اتومبیل شخصی ندارند بسیار سخت است چرا که تاکسی به این مسیرها رفت وآمد نداشته و اتوبوسها نیز با تاخیر فراوان در آن خدمت رسانی می کنند. این موضوع برای بانوان شاغل مشکلات عدیده ای به وجود می آورد و آنان برای رسیدن به محل کار خود باید مدتها منتظر بمانند.
آقای محمدی دراین خصوص می گوید: من اتومبیل شخصی دارم اما مردی را می شناسم که با درآمد پایین در آن سوی شهر مشغول به کار است و مجبور است در تابستان و زمستان مسیر طولانی را پیاده طی کند.
وجود سگهای ولگرد که اغلب به صورت گله ای در این شهرکها به چشم می خورد بخصوص در آن وقت صبح و یا شبها که شهرک نسبتا خلوت است باعث ترس رهگذران و از جمله بانوانی می شود که راهی محل کار خود هستند و یا مجبورند کمی دیرتر به منزل خود برگردند.


مردم به کمترین خدمات پزشکی دسترسی ندارند
نبود درمانگاه نیز از مشکلات دیگری است که توسط ساکنین این شهرکها مطرح شده است و برای دریافت کوچکترین خدمات پزشکی این افراد مجبورند مسیری طولانی را طی کنند اما سازمان تاکسیرانی به این طی مسیر یاری نرسانده و به دلیل فاصله زیاد با شهر، گاه اسنپ نیز قبول خدمت نمی کند.
طبق بررسیهای انجام شده مشکلات مسکن مهر نه فقط در اردبیل که در استانهای دیگر نیز به همین نحو وجود دارد وبه نظر می رسد اکنون که در قرن بیست و یک زندگی می کنیم شهرک سازی آن هم به این نحو و با ایجاد کمترین امکانات بسیار غیر اصولی و نادرست است چرا که این شهرکها فقط ظاهر قشنگی دارند اما امکانات همان امکاناتی است که در سالهای دور برای حاشیه نشین ها وجود داشت.
طرح این مشکلات که گاه باعث رنجش تعدادی از افراد و مسئولین می شود شاید بتواند دانشگاهیان و اساتید رشته های شهر سازی و مسئولین را به تامل وا دارد که دیگر برای خانه دار کردن اقشار ضعیف از ارائه چنین طرحهایی ممانعت به عمل آورند چرا که با وجود مشکلات مطروحه و بسیاری مشکلات دیگر نمی توان آن را الگویی مناسب برای خانه دار کردن اقشار کم درآمد دانست.

گزارش:فاطمه شکرزاده

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *